عرفان و حکمت

عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات

صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

نام حسن بصری (ابوسعید حسن بن ابی‌الحسن یسار البصری‌) در میان مشایخ بسیاری از سلاسل صوفیه به عنوان کسی که از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام خرقه گرفته و امام کلمه توحید را به او تلقین نموده است به چشم می‌خورد. همچنین اگر در روایاتی که اهل سنت در فضائل اهل بیت علیهم‌السلام (به ویژه مقام عرفانی ایشان) نقل نموده‌اند نظری بیافکنیم در سند بسیاری از آنها با نام حسن بصری بر می‌خوریم.

برای فهم عمیق از دنیا باید سراغ خالق آن رفت و توصیف او را شنید.

این زندگانی دنیا که ما با آن طرف هستیم، یک امر ارزشی است یا یک امر غیر ارزشی؟

عالم آخرت الآن موجود است و فهم آن از انسان معمولی پوشیده است که آیات مبارک قرآن در آن پرده بر می دارد.

طبق آیات مبارک قرآن آخرت منزلگاه آرامش،زندگی واقعی، چهره دیگر این دنیا،وسیع تر و برتر از دنیا است که الآن موجود است.

عالم دنیا لایۀ رویین حقائق عالم است. عالم آخرت لایۀ درونی همین حقائق است. دنیا عبارت است از آن مقداری که ما در زمان زنده بودنمان از حقائق عالم می توانیم دریافت کنیم. بعد از این که از عالم دنیا رفتیم، ما از پس پردۀ همین موجودات آگاه می شویم که آن می شود «الدار الآخرة» و حضور در آن عالم می‌شود «الحیاة الآخرة».

دنیا عبارت است از آن مقداری که ما در زمان زنده بودنمان از حقائق عالم می توانیم دریافت کنیم. بعد از این که از عالم دنیا رفتیم، ما از پس پردۀ همین موجودات آگاه می شویم که آن می شود «الدار الآخرة» و حضور در آن عالم می‌شود «الحیاة الآخرة».

وقتی انسان وارد عالم آخرت می شود می بیند همۀ آن چه که تا به حال مستقل از خدا می دید، وابستۀ به خدا، پرتوِ پروردگار و تجلی خداوندست. در آن جا می فهمد که در تمام عمرش با امور غیر واقعی و اعتباری زندگی کرده و باید از این ها عبور می کرده و به آن واقعیت اصیل می رسیده اما در اعتبارات متوقف شده بود.

دين از طرف پروردگار آمده است تا سلسله اعتباریات (امور غیر واقعی و خیالی) انسان را در حدودى كه براى انسان منفعت دارد و مانع از ترقى و تكامل او نمى‌ گردد محدود و معين كند. بسيارى از آنها را كه به درد او نمى خورد بلكه او را به جهنم مى‌ كشد از دست او بگيرد و يک رشته دستوراتى كه انسان را به عالم هستى و حيات مى‌ رساند به او تعليم كند.از لوازم زندگی الهی قیچی کردن رشتۀ اعتباریاتی است که به امر حقیقت منجر نمی شود.

علامه طباطبایی (ره) معتقدند دنیا طوری است که انسان در معرض اوج خیالبافی نسبت به آن است و اعتبارات آن را باور می‌کند. و وقتی باورش کرد، به شدت به آن تعلق پیدا می کند. پس علت تعلق به دنیا همین مرتبۀ چهارم اعتبار و خیالبافی است .

بسیار تاسف بار است که یک توپی سه بار از میان دو آهن رد شود و یک بار از میان دو آهن دیگربا این وجود دنیایی مشغول به آن هستند.

اسلام دین حق است. در دین حق تفریح هم باید در راستای انسان سازی باشد. برخی فقها هم تنقیح مناط کردند و کاراته، تکواندو و ورزش های رزمیِ بی خطر را ملحق به کشتی و بعضاً تمام مهارت های مورد نیاز برای فضای نظامی را ملحق به تیراندازی و اسب سواری کردند. ولی بدون تعصب، واقعاً فوتبال به درد کجای عالم میخورد؟! بازی کردن برای مؤمن هیچ توجیهی ندارد، دیدنش که به طریق اولی به هیچ دردی نمی خورد.

اعتبار در یک کلام یعنی فرض کردن (تخیل کردن) و در نظر گرفتن وجود در یک امر غیر موجود.

معاد یعنی بازگشت و مهم‌ترین بحث در معاد این است که معاد «بازگشت به سوی خدا»ست نه بازگشت به این دنیا؛ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.

بحث معاد از بحث هایی است که ریزه کاری‌ها و فروعات فراوانی دارد و بسیار مورد سوال نوجوانان و جوانان قرار می گیرد و از طرفی چون پیچیدگی خاصی داشته، معمولاً نتوانسته‌اند پیام حقیقی کتاب و سنت را دریافت کنند و تقریری دقیق و مطابق کتاب و سنت از آن ارائه دهند.

تحقیق درباره آخرت به صرف احتمال ضرورت عقلی پیدا میکند.

فانی شدن انسان در ذات یا اسماء الهی به معنای ورود در آن نمی‌باشد بلکه به معنای تجلّی ذات یا اسماء الهی در شخص فانی است به نحوی که انسان منیّت خود را از دست داده و دیگر منشأ اثر نیست و ذات الهی و یا اسماء و صفات الهی در نفس انسان حاکم می‌شوند مانند بلند‌گو که خودش منشأ اثر نیست و صدای کس دیگری را پخش می‌کند که در این صورت انسان لسان‌الله می‌شود و خداوند است که در او اثر می‌گذارد. فناء به این معنا در اسماء و صفات بلکه در ذات الهی نیز امکان دارد و در روایات نیز به آن اشاره شده‌است.

اگر بداند که با ترک معاشرت، آنها از معصیت، مرتدع مى‌شوند لازم است از باب نهى از منکر ترک معاشرت کند و اگر احتمال مى‌دهد که با معاشرت و‌ نصیحت و موعظه، مى‌تواند آنان را از معصیت باز دارد، معاشرت نماید.

ایشان شدّت نور ذات و نزدیک بودن آن را علّت باطل بودن اندیشه و تفکّر در ذات می‌داند و به همین دلیل نور ذات را سیاه دانسته است.

اولا کلام الله معنادار است ثانیاً کلام الله خارج از مکانیزم و فرآیند شهودهای دیگر نیست ثالثاً اثبات حجیت و عصمت کلام الله قوامش به شهادت صاحب این کلام است، کسی که صاحب این شهود الهی است پیامبر اکرم است که همه نشئات را در ایشان حضور دارند لذا اهل عرفان از آن تعبیر می‌کنند به کشف اَتّم محمدی.

آیا مرحوم حضرت آقای حاج سید هاشم موسوی حداد وصی باطن مرحوم قاضی و جانشین معنوی ایشان بوده اند یا نه؟

در این مقاله به این سوال پاسخ داده می‌شود.

آیا مرحوم قاضی وصی رسمی دیگری غیر از مرحوم آیة الله قوچانی داشته‌اند؟ آیا کس یا کسان دیگری نیز بوده‌اند که وصی ظاهر (وصی رسمی) ایشان بوده و به تصریح ایشان وصایتی داشته باشند یا نه؟

در این مقاله به این سولات پاسخ داده می‌شود.

یکی از مسائلی که أخیراً در فضای مجازی منتشر شده و در حال گسترش است، بحث از وصی مرحوم قاضی أفاض الله علینا من برکات نفسه القدسیّة است. سلسله مقالات حاضر نقدی بر برخی مسائل منتشر شده است که متأسفانه مشتمل بر تعریضات ناصوابی به محضر حضرت آیة الحق حضرت آقای حاج سید هاشم موسوی حداد قدس سره می‌باشد.

عناوین برگزیده
فهرست عناوین دانشنامه بر اساس حروف الفبا
آ-ابپتثجچحخدذرزژسشصضطظعغفقکگلمنوهی