عرفان و حکمت

عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات

صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما

سالک باید در طول روز خلوت با خدای خود داشته باشد؛ به این صورت که در علاوه بر نمازهای یومیه و نماز شب و بیداری بین الطلوعین، ساعاتی را خصوصا قبل از غروب، با حال تواضع رو به قبله نشسته و در جائی خلوت، به خداوند توجه کرده و به یاد او باشد.

درسنامه علم لغت جدیدترین کتاب علمی-حوزویِ برگرفته از دروس استاد معظم حجت‌الاسلام والمسلمین وکیلی منتشر شد.

چرا باید نسبت به دیگران تواضع داشته باشیم؟ انسان اگر توحید را خوب حس بکند و بفهمد که امانت دار است در این عالم، و از خودش استقلالی ندارد، خود به خود ریشه تکبر در وجود انسان می‌سوزد.

مهلت ثبت نام: ۲۸ شوال (۳۱خرداد)، آغار دوره: اول ذی‌القعده (۳ تیر).

آیا این کتاب مخالف نظر همه مراجع و اهانت به بزرگان است؟ آیا اظهار نظر در چنین مساله‌ای بر خلاف نظر بزرگان و اهانت به آنها و به این معنی نیست که برای دیگران حرم حرمت ندارد؟ اگر مراجع مخالف بودند پس چرا مثل بانکداری اعلام نکردند؟

اگر واقعا حرم‌ها در شفابخشی عدل بیمارستان‌ها هستند، اولا چرا تجربیات عینی نشان نمی‌دهد که افراد به حرم بروند و در حرم شفاء بگیرند؟ ثانیا اگر حرم‌ها عدل بیمارستان‌ها است پس بیمارستان‌ها را تعطیل کنیم و افراد بروند حرم‌ها و زیارت‌گاها و در آنجا شفا بگیرند؟

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه سیزدهم، معرفت نفس شاهراه وصول به حضرت حق.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه دوازدهم، بیانی جامع پیرامون فناء ذاتی از علامه طهرانی.

عنوان پارادوکس دروغگو در سنت اسلامی تحت عنوان «کل کلامی کاذب» مطرح شده منتهی منطقدانان ما جواب قابل توجهی بدان نداده اند.

قرآن در هیچ جا نقش زن در ایجاد نطفه را نفی نکرده به علاوه در برخی از آیات به آن اشاره شده است چنانچه در قرآن آمده است: ما او را از آب نطفه مختلط خلق کردیم و دارای قوای چشم و گوش گردانیدیم‌.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه یازدهم، اشاره اجمالی به فناء فی الله و تجلی ذاتی در آثار و بیانات علامه طباطبایی.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه هفتم، ادامه اشاره اجمالی به فناء فی الله و تجلی ذاتی در آثار و بیانات بزرگان.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه نهم، ادامه فناء فی الله و تجلی ذاتی در بیان میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه هفتم، اشاره اجمالی به فناء فی الله و تجلی ذاتی در آثار و بیانات بزرگان.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه ششم، هدف در مکتب عرفانی چیست؟

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه پنجم، مکتب عرفانی نجف از دیدگاه مقام معظم رهبری.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه چهارم، خطر سلوک خودسر، بعلت پرخطر بودن مسیر عرفان می‌توان از راه دیگری معرفت کسب کرد؟

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه سوم، فطری بودن عرفان، آشنایی با بزرگان و ضرورت شناخت مکتب عرفانی نجف.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه دوم.

سلسله جلسات معرفی مکتب عرفانی نجف، حجة الاسلام والمسلمین تولائی، جلسه اول.

حکمت متعالیه و جهان معاصر؛ مصاحبه با حجة الاسلام والمسلمین تولائی به مناسبت بزرگداشت مرحوم ملاصدرا.

چرا آیت الله قاضی مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی را به عنوان علمدار عرفان بعد از خود معرفی کردند؟ مرحوم علامه طهرانی به درخواست چه کسی کتاب شریف روح مجرد را نوشتند؟

آیا رسیدن به مقام فنا و عبودیت مطلق برای انسان قابل تصور است؟ اینکه یک شخص از حد و اندازه خارج شده چه معنی ای دارد؟ معنی اصطلاحی انسان کامل چیست؟

تفاوت اهل بیت علیهم‌السلام با افراد دیگری که به مقام کمال رسیده اند چیست؟ مقام اختصاصی اهل بیت علیهم‌السلام کدام است؟ عبارات مرحوم علامه طباطبایی و علامه طهرانی در این باره چیست؟

در حکمت متعالیه کمال موجودات را حرکت از مرتبه دانی به مرتبه عالی می‌دانند و موجودات با حرکت به سوی خداوند سعه وجودی پیدا می‌کند. اما در فضای عرفانی چیزی به اسم سیر و حرکت به این معنی وجود ندارد. عرفا بجای حرکت جوهری صحبت از تجدد امثال داشتند.

ادبیات حافظ و عطار و مولوی ممزوج به مسائل عرفانی؛ بخشی از صوفیه در قرن نهم شیعه اثنی عشری شدند؛ اگر تصوف نبود امروز همه اهل سنت سلفی بودند.

«فناء فی الله» به چه معناست و آیا انسان محدود می‌تواند به ذات بی‌نهایت الهی برسد؟

مبانی فلسفی ملاصدرا را می‌توان در مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امتداد داد...

با دراویش و طریق آنان کاری نداریم.

معمولاً مدعیان روشن فکری دینی این طور وانمود می‌کنند که مستدل سخن می‌گویند و از خرافات و کلمات بی‌اصل و اساس اجتناب می‌کنند ولی انسان گاهی در یک نوشته یا مصاحبه کوتاه با حجم بسیار زیادی از خرافه‌های به ظاهر علمی مواجه می‌شود که گوینده بر آن‌ها تأکید کرده و قسم هم می‌خورد.

نام حسن بصری (ابوسعید حسن بن ابی‌الحسن یسار البصری‌) در میان مشایخ بسیاری از سلاسل صوفیه به عنوان کسی که از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام خرقه گرفته و امام کلمه توحید را به او تلقین نموده است به چشم می‌خورد. همچنین اگر در روایاتی که اهل سنت در فضائل اهل بیت علیهم‌السلام (به ویژه مقام عرفانی ایشان) نقل نموده‌اند نظری بیافکنیم در سند بسیاری از آنها با نام حسن بصری بر می‌خوریم.

برای فهم عمیق از دنیا باید سراغ خالق آن رفت و توصیف او را شنید.

این زندگانی دنیا که ما با آن طرف هستیم، یک امر ارزشی است یا یک امر غیر ارزشی؟

لهو یعنی سرگرمی یعنی چیزی که انسان خودش را به آن مشغول می‌کند و از هدف اصلی باز می‌ماند. لعب یعنی بازی. یعنی کاری که بی‌غرض و کاملا بیهوده است. دنیا هم لهو است؛ چون انسان را از هدف باز می دارد. هم لعب است؛ چون خودش بی فائده است.

موجود زنده به موجودی می‌گویند که آثاری که از آن توقع می‌رود را داشته باشد. انسان زنده نیز آن موجودی است که آثار انسان را داشته باشد.

عالم آخرت الآن موجود است و فهم آن از انسان معمولی پوشیده است که آیات مبارک قرآن در آن پرده بر می دارد.

طبق آیات مبارک قرآن آخرت منزلگاه آرامش،زندگی واقعی، چهره دیگر این دنیا،وسیع تر و برتر از دنیا است که الآن موجود است.

عالم دنیا لایۀ رویین حقائق عالم است. عالم آخرت لایۀ درونی همین حقائق است. دنیا عبارت است از آن مقداری که ما در زمان زنده بودنمان از حقائق عالم می توانیم دریافت کنیم. بعد از این که از عالم دنیا رفتیم، ما از پس پردۀ همین موجودات آگاه می شویم که آن می شود «الدار الآخرة» و حضور در آن عالم می‌شود «الحیاة الآخرة».

دنیا عبارت است از آن مقداری که ما در زمان زنده بودنمان از حقائق عالم می توانیم دریافت کنیم. بعد از این که از عالم دنیا رفتیم، ما از پس پردۀ همین موجودات آگاه می شویم که آن می شود «الدار الآخرة» و حضور در آن عالم می‌شود «الحیاة الآخرة».

وقتی انسان وارد عالم آخرت می شود می بیند همۀ آن چه که تا به حال مستقل از خدا می دید، وابستۀ به خدا، پرتوِ پروردگار و تجلی خداوندست. در آن جا می فهمد که در تمام عمرش با امور غیر واقعی و اعتباری زندگی کرده و باید از این ها عبور می کرده و به آن واقعیت اصیل می رسیده اما در اعتبارات متوقف شده بود.

دين از طرف پروردگار آمده است تا سلسله اعتباریات (امور غیر واقعی و خیالی) انسان را در حدودى كه براى انسان منفعت دارد و مانع از ترقى و تكامل او نمى‌ گردد محدود و معين كند. بسيارى از آنها را كه به درد او نمى خورد بلكه او را به جهنم مى‌ كشد از دست او بگيرد و يک رشته دستوراتى كه انسان را به عالم هستى و حيات مى‌ رساند به او تعليم كند.از لوازم زندگی الهی قیچی کردن رشتۀ اعتباریاتی است که به امر حقیقت منجر نمی شود.

علامه طباطبایی (ره) معتقدند دنیا طوری است که انسان در معرض اوج خیالبافی نسبت به آن است و اعتبارات آن را باور می‌کند. و وقتی باورش کرد، به شدت به آن تعلق پیدا می کند. پس علت تعلق به دنیا همین مرتبۀ چهارم اعتبار و خیالبافی است .

بسیار تاسف بار است که یک توپی سه بار از میان دو آهن رد شود و یک بار از میان دو آهن دیگربا این وجود دنیایی مشغول به آن هستند.

اسلام دین حق است. در دین حق تفریح هم باید در راستای انسان سازی باشد. برخی فقها هم تنقیح مناط کردند و کاراته، تکواندو و ورزش های رزمیِ بی خطر را ملحق به کشتی و بعضاً تمام مهارت های مورد نیاز برای فضای نظامی را ملحق به تیراندازی و اسب سواری کردند. ولی بدون تعصب، واقعاً فوتبال به درد کجای عالم میخورد؟! بازی کردن برای مؤمن هیچ توجیهی ندارد، دیدنش که به طریق اولی به هیچ دردی نمی خورد.

اعتبار در یک کلام یعنی فرض کردن (تخیل کردن) و در نظر گرفتن وجود در یک امر غیر موجود.

معاد یعنی بازگشت و مهم‌ترین بحث در معاد این است که معاد «بازگشت به سوی خدا»ست نه بازگشت به این دنیا؛ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. اهل عرفان با محوریت «عود»، «رجعت» و «رجوع»، کیفیت معاد و مسائل پیرامون آن را تبیین می‌کنند.

بحث معاد از بحث هایی است که ریزه کاری‌ها و فروعات فراوانی دارد و بسیار مورد سوال نوجوانان و جوانان قرار می گیرد و از طرفی چون پیچیدگی خاصی داشته، معمولاً نتوانسته‌اند پیام حقیقی کتاب و سنت را دریافت کنند و تقریری دقیق و مطابق کتاب و سنت از آن ارائه دهند.

تحقیق درباره آخرت به صرف احتمال ضرورت عقلی پیدا میکند.

فانی شدن انسان در ذات یا اسماء الهی به معنای ورود در آن نمی‌باشد بلکه به معنای تجلّی ذات یا اسماء الهی در شخص فانی است به نحوی که انسان منیّت خود را از دست داده و دیگر منشأ اثر نیست و ذات الهی و یا اسماء و صفات الهی در نفس انسان حاکم می‌شوند مانند بلند‌گو که خودش منشأ اثر نیست و صدای کس دیگری را پخش می‌کند که در این صورت انسان لسان‌الله می‌شود و خداوند است که در او اثر می‌گذارد. فناء به این معنا در اسماء و صفات بلکه در ذات الهی نیز امکان دارد و در روایات نیز به آن اشاره شده‌است.

اگر بداند که با ترک معاشرت، آنها از معصیت، مرتدع مى‌شوند لازم است از باب نهى از منکر ترک معاشرت کند و اگر احتمال مى‌دهد که با معاشرت و‌ نصیحت و موعظه، مى‌تواند آنان را از معصیت باز دارد، معاشرت نماید.

ایشان شدّت نور ذات و نزدیک بودن آن را علّت باطل بودن اندیشه و تفکّر در ذات می‌داند و به همین دلیل نور ذات را سیاه دانسته است.

اولا کلام الله معنادار است ثانیاً کلام الله خارج از مکانیزم و فرآیند شهودهای دیگر نیست ثالثاً اثبات حجیت و عصمت کلام الله قوامش به شهادت صاحب این کلام است، کسی که صاحب این شهود الهی است پیامبر اکرم است که همه نشئات را در ایشان حضور دارند لذا اهل عرفان از آن تعبیر می‌کنند به کشف اَتّم محمدی.

فراخوان مقاله با موضوع «تشیع و عرفان»؛ آیت نور ۵
عناوین برگزیده
فهرست عناوین دانشنامه بر اساس حروف الفبا
آ-ابپتثجچحخدذرزژسشصضطظعغفقکگلمنوهی