عرفان و حکمت

عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات

صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

فانی شدن انسان در ذات یا اسماء الهی به معنای ورود در آن نمی‌باشد بلکه به معنای تجلّی ذات یا اسماء الهی در شخص فانی است به نحوی که انسان منیّت خود را از دست داده و دیگر منشأ اثر نیست و ذات الهی و یا اسماء و صفات الهی در نفس انسان حاکم می‌شوند مانند بلند‌گو که خودش منشأ اثر نیست و صدای کس دیگری را پخش می‌کند که در این صورت انسان لسان‌الله می‌شود و خداوند است که در او اثر می‌گذارد. فناء به این معنا در اسماء و صفات بلکه در ذات الهی نیز امکان دارد و در روایات نیز به آن اشاره شده‌است.

اگر بداند که با ترک معاشرت، آنها از معصیت، مرتدع مى‌شوند لازم است از باب نهى از منکر ترک معاشرت کند و اگر احتمال مى‌دهد که با معاشرت و‌ نصیحت و موعظه، مى‌تواند آنان را از معصیت باز دارد، معاشرت نماید.

ایشان شدّت نور ذات و نزدیک بودن آن را علّت باطل بودن اندیشه و تفکّر در ذات می‌داند و به همین دلیل نور ذات را سیاه دانسته است.

اخیرا جریان‌ مکتب تفکیک در شهر مشهد در یک هماهنگی نامیمون موجی از اشکالات و اتهامات را متوجه مرحوم علامه طهرانی، بیت معظم له و مکتب عرفانی ایشان نموده‌اند و در مقابل بسیاری از ارادتمندان آن بزرگ بدین اتهامات پاسخ‌ داده‌اند. در این صفحه مجموعه اشکالات و پاسخ‌های آنها را ارائه می‌نماییم.

اولا کلام الله معنادار است ثانیاً کلام الله خارج از مکانیزم و فرآیند شهودهای دیگر نیست ثالثاً اثبات حجیت و عصمت کلام الله قوامش به شهادت صاحب این کلام است، کسی که صاحب این شهود الهی است پیامبر اکرم است که همه نشئات را در ایشان حضور دارند لذا اهل عرفان از آن تعبیر می‌کنند به کشف اَتّم محمدی.

در هر منزل از منازل سفر البتّه مشکل‌های تازه برای سالک پیش خواهد آمد که بدون صبر و عزم دفع آنها محال به نظر می‌رسد.

نیت یا قصد عبارت است از آنکه سالک منظوری در سلوک نداشته باشد جز نفس سلوک و فناء در ذات احدیّت. و بنا بر این باید سالک سیرش خالص باشد: فَادْعُوا اللَهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ (غافر۴۰: ۱۴).

مغبچه در لغت یعنی فرزند مغ و در اصطلاح عرفانی مرشد حقیقی باشد و با پیر مغان، ترسابچه و صنم باده فروش مترادف و همان ساقی می‌باشد.

الف از رمزهای عرفانی و کنایه از توحید و وحدت یا ذات احدیت دارد. نفس رحمانی در تعین اول حالت نقطه‌ای دارد، اما در تعین ثانی آن نقطه باز شده، حالت الفی می‌یابد.

آیا مرحوم حضرت آقای حاج سید هاشم موسوی حداد وصی باطن مرحوم قاضی و جانشین معنوی ایشان بوده اند یا نه؟

در این مقاله به این سوال پاسخ داده می‌شود.

آیا مرحوم قاضی وصی رسمی دیگری غیر از مرحوم آیة الله قوچانی داشته‌اند؟ آیا کس یا کسان دیگری نیز بوده‌اند که وصی ظاهر (وصی رسمی) ایشان بوده و به تصریح ایشان وصایتی داشته باشند یا نه؟

در این مقاله به این سولات پاسخ داده می‌شود.

یکی از مسائلی که أخیراً در فضای مجازی منتشر شده و در حال گسترش است، بحث از وصی مرحوم قاضی أفاض الله علینا من برکات نفسه القدسیّة است. سلسله مقالات حاضر نقدی بر برخی مسائل منتشر شده است که متأسفانه مشتمل بر تعریضات ناصوابی به محضر حضرت آیة الحق حضرت آقای حاج سید هاشم موسوی حداد قدس سره می‌باشد.

«مرحوم آقای قاضی عنایت خاصی نسبت به ایشان داشت آقا ضیاءالدین آملی فرزند آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی آملی در جلسه درس آیت الله بهجت در حضور ایشان برای حضار نقل كرده بود كه من به چشم خود دیدم كه مرحوم آقای ميرزا علی آقای قاضی در نماز به ايشان اقتدا نمودند.»

علم امام مراتب و اقسامی دارد که برخی از آنها حضوری و برخی حصولی است، علوم حضوری امام متوقف بر التفات است و این التفات گاهی با اراده و گاه بدون اراده حاصل می‌شود.

با توجه به مراتب علم امام و توقف آن بر التفات، و نیز توجه به فناء اراده امام در اراده خداوند متعال و تفکیک میان اراده تکوینی و تشریعی الهی شبهات معروفی که در باب علم امام مطرح است پاسخ داده می‌شود.

پس از چندی آیت‌الله خویی مرحوم آیت‌الله قاضی را در حرم اباعبدالله علیه‌السّلام می‌بینند و مفصّلاً با ایشان سخن می‌گویند و آن قدر شیفتۀ ایشان می‌شوند که همانجا دستور می‌خواهند و مرحوم آقای قاضی می‌فرمایند. مفتاح الفلاحِ شیخ بهائی دستور شما.

ایشان بعد از آنکه از طرق دیگر وصول حضرت آقای حداد را به فناء احراز فرموده اند برای نشان دادن شدت انصراف حضرت آقای حداد و قوت واردات فنائی ایشان تاثیر این حالات فنائی را بر ظاهر حضرت آقای حداد بیان نموده اند که این موارد شاهد بر شدت فناء ایشان است نه بر حصول اصل فناء.

عناوین برگزیده
فهرست عناوین دانشنامه بر اساس حروف الفبا
آ-ابپتثجچحخدذرزژسشصضطظعغفقکگلمنوهی