عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتتماس با ما

فهرست عناوین دانشنامه

معیشت ضنک

معیشت ضنک به معنای زندگی سخت، تعبیری است که در آیهٔ ۲۰ سورهٔ طه بیان شده است در این آیه یکی از عواقب اعراض از یاد خدا را معیشت ضنک دانسته و می فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی» بر اساس آن چه در روایات آمده مراد از زندگی سخت عذاب عالم برزخ است نه سختی در دنیا لذا تفسیر آیه چنین می شود: افرادی که از یاد خدا اعراض کنند حتما در قبر و برزخ زندگی سختی خواهند داشت و در قیامت کور محشور می شوند.

صورت برزخی

صورت برزخی یا همان صورت ملکوتی، صورت باطن انسان و سائر موجودات است که در عالم برزخ به آن شکل تجلی پیدا میکنند. در حقیقت هر چیزی در این عالم از اعمال و اخلاق انسان گرفته تا حیوانات و گیاهان هر یک علاوه بر شکل ظاهری خود دارای باطنی هستند که صورت برزخی آن ها را شکل می دهد به عنوان مثال باطن انسان سخن چین به شکل بوزینه و باطن انسانی که حرام خور است به شکل خوک میباشد و یا صورت برزخی ظلم، تاریکی و صورت برزخی غضب، آتش است. بر این اساس اولیاء الهی که چشم برزخی آنها باز شده و باطن موجودات را می بینند با ملاحظه و مشاهده هر فرد میتوانند اخلاقیّات و ملکات او را تشخیص دهند.

کلمه خبیثه

کلمه خبیثه یک اصطلاح قرآنی دربارهٔ کافرین است و خداوند متعال در قرآن کریم کلمهٔ خبیثه را به یک درخت خبیثی تشبیه می کند که ریشه و اساس آن هیچ ثبات و قراری ندارد زیرا این افراد ریسمان ارتباط خود را با خدای خود پاره کرده‌اند، بنابراین به محلّ اتّکاء و اعتمادی التجاء ندارند این افراد گرچه در دنیا و امور اجتماعیّه دارای شخصیّت و اعتبار و جاه و شوکت و نفوذ کلمه و قدرت باشند، ولی در عالم واقع و در میزان سنجش واقعیّات، بی مغز و تهی و بی ارزش و سبک و بدون أصالتند و بر این اساس با هر بادی که از هر طرف بوزد بدان سمت حرکت می‌کنند.

کلمه طیبه

کلمه طیبه یک اصطلاح قرآنی دربارهٔ مؤمنینی که به مقام خلوص ذاتی رسیده اند میباشد و خداوند متعال در قرآن کریم کلمهٔ طیبه را به یک درخت پاک و طیّبی تشبیه می کند که اصل و ریشهٔ آن ثابت و استوار است (زیرا این مؤمنین به مقام لقاء خدا رسیده و اصل و ریشهٔ ایشان بر آن جا استوار است) و شاخه های او ملک و ملکوت را دربر گرفته و دائما میوه می دهد یعنی از عالم قدس بر این عالم افاضه میکند و واسطه در خیر و رحمت و برکت میگردد و با میوه‌های معطّر و شیرینش تمام ذوات عالم امکان را سیراب و شاداب می‌نماید. در مقابل آن کلمهٔ خبیثه است که به یک درخت خبیثی تشبیه شده که ریشه و اساس آن هیچ ثبات و قراری ندارد و در مورد کافران است.

شمعون

شَمعون بن صَفا وصیّ حضرت عیسی علیه السّلام بوده که خداوند او را در جنگ صفین با صورت برزخی خود نزد أمیرالمؤمنین فرستاد تا با سخنان خود روحیهٔ یاران حضرت را تقویت نماید.

مائده آسمانی

مائدهٔ آسمانی یا غذای بهشتی، غذایی ملکوتی است که آثار ماورایی دارد وخداوند متعال به برخی از افراد عنایت کرده و این غذا را برایشان به عالم ملک و دنیا نازل می کند مانند آن چه دربارهٔ حضرت مریم علیها السّلام در قرآن کریم وارد است: «کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ». حضرت مریم در تحت تکفّل حضرت زکریّا علی نبیّنا و آله و علیه السّلام به بیت المقدس آمده و به عبادت می‌پرداخت و از آن جایی که در تحت تعلیم و تربیت روحانی قرار گرفته بود غذای او فقط گرسنگی و صیام بود لیکن هر وقت حضرت زکریّا در محراب عبادت نزد حضرت مریم می‌آمد، در نزد او از میوه‌های بهشتی و روزیهای معنوی می‌یافت و می‌گفت: ای مریم از کجا این چنین روزی‌ها برای تو معیّن شده است؟ مریم در جواب می‌گفت: این غذای ملکوتی است و از جانب خدا برای من مقدّر شده است، و خداوند به هر کس که اراده‌اش تعلّق‌ گیرد از این روزی‌های معنوی، بدون حساب ارزانی خواهد داشت. اگر کسی از محرّمات اجتناب کند و از مشتبهات بپرهیزد، از این‌گونه روزی‌های با برکت نصیب او خواهد شد.

نکیر و منکر

نکیر و منکر دو فرشته الهی هستند که مسئول بازجویی و سؤال دربارهٔ عقائد و اعمال انسان ها هستند و هنگامی که انسان را در قبر می‌گذارند آن ها به سراغش آمده می‌پرسند: پروردگار تو کیست؟ و پیغمبر تو کیست؟ و دین تو چیست؟ و امام تو کیست؟ مؤمنین که باور و کردار خوبی داشتند به این سؤالات پاسخ درست داده و قبر آنها بزرگ شده و دری به سوی بهشت برای آنها گشوده می شود اما کافرین که باور و کردار درستی نداشتند نمی توانند پاسخ درست دهند در نتیجه خداوند دری از جهنّم را به روی آنها باز میکند.

سید حمیری

سید حمیری شاعری زبر دست بوده که اشعار زیبایی در مدح اهل بیت دارد او در ابتدا جزء کیسانیه بود اما پس از ملاقات با امام جعفر صادق علیه السلام از مذهب خود به مذهب اثنی عشریه عدول کرد. هنگام وفات سید حمیری یک نقطه سیاه مانند مرکّب سیاه بر صورتش پیدا شد، و کم کم تمام صورت او را سیاه کرد. افرادی از شیعیان که در نزد او بودند بسیار ناراحت شدند، و لیکن نواصب و عثمانی مذهبان، خوشحال شده و شروع به شماتت و سرزنش شیعیان کردند. مدّتی بسیار کوتاه گذشت که در همان جائی که در وهله اوّل نقطه سیاه ظاهر شده بود، یک نقطه سفید و نورانی و درخشان پدیدار گشت، و تمام صورتش سفید و درخشان شد. سیّد حمیری لبان خود را به تبسّم ملیحانه گشود و با حال سرور و شادی، لبخند زنان این شعر را انشاد کرد: (کذَبَ الزّاعِمونَ أنَّ عَلیًّا *** لَنْ یُنَجّی مُحِبَّهُ مِنْ هَنات) وقتی امام صادق علیه السلام خبر فوت او را شنیدند برای او دعا کرده و کفنی مخصوص برای تجهیز او فرستادند.