کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > دانشنامه > اربعین موسوی

اربعین موسوی

انتشار: پنج‌شنبه ۲۹ شوال ۱۴۳۷
نویسنده: حاج شیخ محمد حسن وکیلی

اربعین موسوی یا اربعین کلیمی در اصطلاح به سی روز ماه ذی القعده به علاوه ده روز اوّل ذی الحجه گفته می‌شود. چون این چهل روز در آیات قرآن و روایات دورۀ عبادت حضرت موسی کلیم الله در خلوت خود با خداوند بوده و پس از این چهل روز بود که خداوند تورات را بر آن حضرت نازل نمود این ایام را اربعین موسوی یا اربعین کلیمی می‌نامند.

فهرست
  • ↓۱- اربعین موسوی ( اربعین کلیمی)
  • ↓۲- یک شبهه و جواب
  • ↓۳- اربعین موسوی در بیان حضرت علامه حسینی طهرانی قدس سره
  • ↓۴- اربعین موسوی در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی مدظله
  • ↓۵- پانویس

اربعین موسوی ( اربعین کلیمی)

بسم الله الرحمن الرحیم

اربعین موسوی یا کلیمی در اصطلاح به سی روز ماه ذی القعده به علاوه ده روز اوّل ذی الحجه گفته می‌شود که طبق روایات خداوند در این ایام حضرت موسی را به کوه طور فراخوانده و سی روز (تا پایان ماه ذی القعده) با آن حضرت مواعده نموده و سپس به ده روز اول ذی الحجه آن را تکمیل فرمود.

چون این چهل روز در آیات قرآن و روایات دوره عبادت حضرت موسی کلیم الله در خلوت خود با خداوند بوده و پس از این چهل روز بود که خداوند تورات را بر آن حضرت نازل نمود این ایام را اربعین موسوی یا اربعین کلیمی می‌نامند.

خداوند متعال در آیۀ ۱۴۲ از سورۀ اعراف به این مسأله اشاره فرموده است:

وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‌ في‌ قَوْمي‌ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ .

حضرت موسای کلیم در این ایام حالاتی خاص داشتند و از جذبات الهیه به شکلی مخصوص بهره‌مند بودند. در برخی روایات اشاره شده که آن حضرت در این ایام از شدّت جذبات الهیه و شوقی که داشتند نه چیزی خوردند و نه چیزی نوشیدند و نه خوابیدند: كما اخبر الله تعالى عن موسى عليه‌السّلام في ميعاد ربّه، و فسّر النّبىّ صلّى‌الله‌عليه‌و‌آله‌ عن حاله انّه ما اكل‌ و ما شرب و لا نام، و لا اشتهى شيئا من ذلك في ذهابه و مجيئه اربعين يوما [۱]

در ادعیه‌ شیعی به حالات خاص آن حضرت در این ایام و تجلیات خاص خداوند برای آن حضرت مکررا اشاره شده است.

عدد چهل و اربعین گرفتن بر اساس روایات و تجربه اهل معنی اثری خاص بر وصول انسان به کمالات دارد و لذا در میان اهل سلوک متداول است که بسیاری از عبادات را در دوره‌های چهل روزه به جا می‌آورند.

ماه ذی القعده ماه اول از سه ماه حرامی است که به هم پیوسته‌اند (ذی القعده و ذی الحجه و محرم) و ماه‌های حرام دارای حرمتی خاص در عالم ملکوت و در عالم ظاهر هستند. اسباب استجابت دعا در آنها فراهم است و بار گناه در آنها سنگین‌تر از اوقات دیگر است و لذا همواره سالکین الی الله را به مراقبه بیشتر در این ماهها دعوت می‌کنند.

ده روز اول ماه ذی الحجّه نیز از شریف‌ترین اوقات سال است تا جائیکه هیچ دهه‌ای در نزد خداوند از این ده روز محبوب‌تر نیست؛

قال رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: ما من أيّام العمل الصالح فيها أحبّ إلى الله عزّ و جل من أيّام العشر- يعني عشر ذي الحجّة- [۲]

لذا این دوره چهل روزه بسیار سزاوار توجّه و عبادت و مراقبه شده است.

درباره مجموع این چهل روز با هم روایتی خاص وارد نشده، ولی بزرگان اهل معرفت به تجربه یافته‌اند که عبادت و مراقبه خاص در این چهل روز با هم آثاری بسیار مهم دارد و لذا این چهل روز در نزد ایشان به اربعین موسوی و کلیمی مشهور شده و تاکید بسیار زیادی بر عبادت و مراقبه در آن دارند.

یک شبهه و جواب

برخی افراد کم‌اطلاع می‌گویند این ایام هیچ خصوصیتی ندارد و استثناءً برای حضرت موسی علی‌نبینا‌وآله‌و‌علیه‌السلام در این ایام حالاتی حاصل شده است و دلیل نمی‌شود که دیگران نیز این ایام را شریف بشمارند و لذا اعتناء خاص به این ایام نوعی بدعت است.

ولی حقیقت این است که گذشته از تجربیات بسیاری از بزرگان اهل معنی که چشم جان و دلشان گشوده است و انوار خاص الهی را در این ایام می‌بینند و برکات این ایام را وجدان می‌کنند در روایات هم اشاره به خصوصیت این ایام شده است.

از جمله در روایات وارد شده که در دهه اول ماه ذی الحجۀ که اوج اربعین موسوی است هر شب دو رکعت نماز میان مغرب و عشاء خوانده شود و در هر رکعت بعد از حمد یک بار سوره توحید و یک بار آیه شریفه « وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِين‌» قرائت گردد که اگر چنین شود انسان با حجاج در ثواب حجشان شریک می‌گردد.[۳]

از این روایت و این دستور به روشنی فهمیده می‌شود که این ایام که اتمام اربعین حضرت موسی علی‌نبینا‌وآله‌و‌علیه‌السلام است مخصوص به آن حضرت نبوده است، بلکه ایامی است برای کسب فیض برای همه مؤمنین و در عبادت در آن ایام برای کسب فیض از رحمت الهی به آن ماجرا اشاره نموده و از خداوند تمنای برکت می‌کنیم.

نکته‌ای که قابل توجه است اینکه اربعین گرفتن در یک دوره زمانی یک عمل شرعی خاص نیست که تشریع و بدعت باشد و چون اصل جواز اربعین گرفتن ثابت است، انسان طبق عمومات مجاز است در هر دوره‌ای از زمان که حال او اقتضاء کند اربعینی را شروع نماید و چه بهتر که آن را در دوره‌ای قرار دهد که هم در روایات به فضیلت و خصوصیت آن اشاره شده و هم اهل معنی بر عظمت آن متفق می‌باشند.

اربعین موسوی در بیان حضرت علامه حسینی طهرانی قدس سره

مرحوم حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه در ضمن سخنرانی عصر جمعه ۲۹ شوّال ۱۴۰۷ هجری قمری می‌فرمایند:‌

... ایام اربعین حضرت موسی است؛ از اول ذی‌القعده تا دهم ذی‌الحجه. در روایت داریم که

«وَ أَسْأَلُكَ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِي تَجَلَّيْتَ بِهَا لِلْكَلِيمِ عَلَى الْجَبَلِ الْعَظِيمِ فَلَمَّا بَدَا شُعَاعُ نُورِ الْحُجُبِ مِنْ بَهَاءِ الْعَظَمَةِ خَرَّتِ الْجِبَالُ مُتَدَكْدِكَةً لِعَظَمَتِكَ وَ جَلَالِكَ وَ هَيْبَتِكَ وَ خَوْفاً مِنْ سَطْوَتِكَ رَاهِبَةً مِنْكَ فَلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ فَلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ فَلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت‌» [۴]

خدایا من ترا قسم می‌دهم به آن اسمهائی که با آن بر حضرت کلیم تجلی کردی بر آن کوهی که خیلی بزرگ بود، هنگامی که متجلی شد آن شعاع نور حجابها که از بزرگی و قدرت ناشی شده بود، همه حجابها را پاره کرد و کوهها را خرد نمود (من وراء الحجب این شعاع آمد و از معدن عظمت تجلّی کرد) و کوهها از عظمت وجلال وهیبت تو ریز ریز شد. رَاهِبَةً مِنْكَ. در حالیکه اینها همه از تو خشیت دارند. پس هیچ معبودی جز تو نیست، پس هیچ معبودی جز تو نیست، پس هیچ معبودی جز تو نیست.

این تعبیر سه بار با فاء تفریع تکرار شده است، ولی در حقیقت تکرار نیست؛ چون در اینجا سه مرحله و مرتبه از تجلّی لا إله الاّ انت اراده شده است.

و این تجلّی، اسم جلال است که موجب اندکاک این حجب شده و سه مرتبه لاإله إلا أنت به حسب مراتب مختلف تجلّیات است. یعنی وقتی خدا ظهور کند به تمام معنی الکلمه خدا می‌ماند و بس. معبود حقیقی می‌ماند و بس. راهی برای از بین بردن این کوهها وجود ندارد مگر اینکه آن کوهها در اثر تجلّی خُرد شود و دامن از دست برود و هیچ نماند جز پروردگار.

قبل از تجلّی موسائی هست و خدائی هست حال یا در ذهن یا مثال یا نفس یا عقل، بالأخره چیزی جدای از خدا هست، ولی وقتی آن اسم اعظم تجلّی کند هیچ نمی‌ماند و حضرت موسی چنان خُرد شود و دامن از دست برود و رها شود و بیچارگی و عجزش روشن شود که نگو.

مرحوم آیةالله آقا سیّد جمال الدین گلپایگانی می‌فرمود: من در نجف حالی پیدا کردم که می‌دیدم تمام موجودات از من افاضه می‌شوند (یعنی در مراتب نهائی سلوک که بودند) و تمام خلائق روزی از من می‌خورند. علم و قدرت همۀ موجودات حتی یک پشّه از من است و حیات همه عالم همه از من است. این حال مدّتی ادامه داشت و از طرفی اجمالاً هم علماً می‌دانستم که این مطلب صحیح نیست، می‌دانستم که من این طور نیستم و اینها از من نیست. به حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام متوسّل شدم. مشکل حلّ نشد تا زمستان شد. (این قضیه مربوط به ۳۵ سال پیش است). در زمستان سرد آمدم کاظمین و یک راست رفتم حرم و متوسّل شدم به حضرت موسی بن جعفر علیهماالسّلام و رفتم جلوی ضریح و سرم را روی سنگ مرمر روبروی ضریح گذاشتم و آنقدر گریه کردم که آب جاری شد و گفتم یا موسی بن جعفر، حلّ این مشکله بدست شماست. می‌فرمود همان موقع قلبم باز شد و مشکل حلّ شد و دیدم من که هستم؟! من نمی‌توانم یک مگس را روزی بدهم. من یک پوکی هستم مثل پوست مار که مار او را می‌اندازد [۵] .

اینها همه مال آن تجلّی است. و اگر کسی کارش صحیح نباشد در همین تجلّیات می‌ماند و نمی‌تواند عبور کند. اینجا مبدأ فرعونیت اعظم است. خدا می‌گوید من منم، یکتای بی‌همتا. تو می‌خواهی که یکتای بی‌همتا تو باشی؟! خیلی از کسانی که مردم را بخودشان دعوت می‌کردند بخاطر اینست که بجائی رسیده‌اند و متوقّف شده‌اند؛ نه اینکه هیچ راهی نرفته باشند.

همه عبدند و پوچند و خالی، خدا که قدرتش را به کسی نمی‌دهد. کمال أمیرالمؤمنین علیه السّلام در اینست که بندۀ فانی و عبد مطلق خدا است و آن معانی و بالاتر از آن همه در او تجلّی می‌کند لکن مال او نیست، مال خدا بوده و مال خداست و أمیرالمؤمنین علیه‌السلام هم به این حقیقت معترف است.

کسی که مدّعی می‌شود که چیزی دارد، واقعاً که چیزی نمی‌تواند دارا شود، فقط مثل اینست که پوست مار ادعا کند که من صفات مار را دارم و در حقیقت مدّتی دزدی کرده و صفات خدایی را به خودش نسبت داده است، و گرنه کسی نمی‌تواند در برابر خداوند چیزی داشته باشد.

مرحوم آقا سیّد جمال که خدا نجاتش داد علّتش آن بود که عالِم بود و می‌دانست و تحت تربیت بود. وی فهمید اشتباهی در کار است و حضرت امام علی علیه السّلام که آن موقع جوابش را ندادند مصلحت است. باید پیاده به کاظمین برود و خدمت موسی بن جعفر علیهماالسّلام برسد و اینها همه مصلحت است و این لازمه این طریق است. و چون می‌دانست این حال هدف سلوک نیست و می‌دانست که آنچه می‌بیند مال او نیست، دنبالش را گرفت تا قطعِ باطل کرد.

حالا این أربعین ماه ذی القعده و دهه اول ذی الحجه اربعین مهمی است و مرحوم قاضی می‌فرمودند: «اربعین حضرت موسی علیه‌السلام است»؛ یعنی اربعین ایشان در همین چهل شب که به روز عید قربان ختم می‌شود بوده است.

و لذا در دهۀ ذی الحجه مستحبّ است انسان هر شب نمازی دو رکعتی بخواند. و این‌ آیۀ «وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‌ في‌ قَوْمي‌ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدين‌» [۶] را بخواند که اشاره به همین اربعین است. در روایت وارد شده است که حضرت موسی در این اربعین برای مناجات با خدا و سخن گفتن با خدا رفت؛ خدا که زبان ندارد، صحبت کردن خداوند همین مراوده‌ها و داد و ستدهای قلبی و تجلّیات است که می‌آید و کار را تمام می‌کند. و در این اربعین خدا به حضرت موسی الواح را داد که طبق روایاتی که داریم روی سنگهای بزرگی بود از زمرد و وقتی از کوه طور آمد آن الواح را با خودش آورد و حضرت موسی در این چهل شبانه روز ما أكل و ما شرب و لا نام و لا اشتهى شيئا من ذلك في ذهابه و مجيئه أربعين يوما شوقا إلى ربه ‌[۷] . خواب به چشمش نرفت و نخورد و نیاشامید و نمی‌توانست در آن حال بخورد.

مثل دانشجوئی که شب امتحان شب تعیین سعادتش می‌باشد و تا صبح مطالعه می‌کند و هیچ نمی‌خورد یا مادری که پسربچه‌اش می‌میرد و او شب تا به صبح می‌نشیند و غذا نمی‌فهمد، آب نمی‌فهمد، او نمی‌تواند بخورد؛ کسی هم که وارد این قضیه می‌شود می‌فهمد که نمی‌تواند بخورد.

آن وَ أَسْأَلُكَ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِي تَجَلَّيْتَ بِهَا لِلْكَلِيمِ، همین است؛ یعنی آن واردات حضرت موسی را آماده می‌کرد و حجاب بعد از حجاب از بین می‌رفت تا آنکه کارش تمام شد و کوهها همه خُرد شدند و جبل‌ها همه شکسته شد و حضرت موسی علیه السّلام برگشت و هیچ دستش نبود، فلا اله الا انت.

حال رفقاء در این ماه ذی القعده و دهه ذی الحجه مراقبه را خیلی اهمیّت دهند. مرحوم قاضی و مرحوم حدّاد و مرحوم علامۀ طباطبائی به مراقبه خیلی اهتمام داشتند و می‌فرمودند: اصل سیر سالک به مراقبه است و بی‌مراقبه اگر انسان هر کاری هم انجام دهد درست نیست و کارساز نمی‌باشد.

اربعین موسوی در بیان حضرت علامه حسن زاده آملی مدظله

بیان اول

حضرت علامه حسن زاده آملی مدظله در کتاب شریف نامه ها و برنامه‌ها ص ۱۵ در «پاسخ نامۀ يكى از دوستان» که به تاریخ ۱۴ دی‌ماه ۱۳۴۸ نگاشته‌اند، می‌فرمایند:

حال كه ماه ذوالقعده در پيش است رندان خدا يك اربعين به زندان مى‌نشينند، يعنى از اوّل آن تا دهم ذى الحجّه اربعين‌ كليمى‌ دارند. وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً «اعراف ۷: ۱۴۲» خواجه حافظ گويد:

سحرگه رهروى در سرزمينى‌همى گفت اين معمّى با قرينى‌
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف‌كه در شيشه بماند اربعينى‌

و پيش از وى نظامى گفته است:

جثّه خود پاك‌تر از جان كنى‌چون كه چهل روز به زندان كنى‌
مرد به زندان شرف آرد بدست‌يوسف ازين روى به زندان نشست‌
رو به پس پرده و بيدار باش‌خلوتى پرده اسرار باش‌
هرچه خلاف آمد عادت بودقافله‌سالار سعادت بود

و اين بنده گفته است:

يك اربعين به زندان بنشين تا بيابى‌خير كثير حكمت هم درد و هم دوا را
بزداى زنگ و رنگ جام جهان‌نما راتا بر تو عرضه دارد اسرار ماسوا را[۸]

بیان دوم

همچنین در همان کتاب در صفحۀ ۳۵ در «نامه به دوستى‌»;که به تاریخ هشتم دی‌ماه ۱۳۴۹ نگاشته‌اند، آورده‌اند:

بسم اللّه خير الأسماء قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ‌ (هود/ ۷۰)

خوشا آن دل كه دارد قصد كويش‌خوشا آن ديده دارد عشق رويش‌
خوشا آن بنده شيرين زبانى‌كه همواره بود در گفت و گويش‌
خوشا آن سالك شوريده حالى‌كه سرگرم است اندر هاى و هويش‌
خوشا آن رند مست لاابالى‌حسن‌وار است محو ذات و خويش‌

كثرت اشتغال به قيل و قال موجب حرمان اين بى‌حال شد كه در اين مدّت نتوانست به مضمون فرموده امام صادق عليه السّلام كه: التّواصل بين الإخوان فى الحضر التّزاور و فى السفر التكاتب‌ عمل كند؛ اگرچه دوست از ياد دوست نمى‌رود.

غرض از تصديع تذكر به اربعين‌ كليمى‌ است كه از اوّل ذى القعده تا دهم ذى الحجه است. خنك آنكه در اين ايام جمع هر دو سفر كند و ميقاتش در قربانگاه عاشقان يعنى منى بود.

در اين سه آيه كريمه درست تأمّل و تدبّر شود: وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‌ لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ‌. وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً .

و ديگر از غسل توبه يكشنبه ذى القعده و خواندن چهار ركعت نماز بعد از آن‌ چنانكه مسبوقيد و هم در اعمال ماه ذى القعده مفاتيح مذكور است غفلت نشود. و هم‌چنين از خواندن دو ركعت نماز بين مغرب و عشاء در ده شب اوّل ذى الحجه تا دهم آن و به دستور اين نماز هم مستحضريد و هم در اعمال ماه ذى الحجه مفاتيح مسطور است كه در هر ركعت بعد از حمد و سوره توحيد يك بار و آيه‌ وَ واعَدْنا مُوسى‌ نيز يك بار خوانده مى‌شود. عمده حضور است و حضور است و حضور.»

بیان سوم

همچنین معظم له در ضمن کلمۀ ۴۳ کتاب شریف هزار و یک کلمه، (جلد اول، صفحۀ ۵۸) بر خامۀ سراسر نورشان چنین رفته است:

«بدان كه طلب رؤيت حضرت كليم- عليه السلام- بعد از رياضت اربعين‌ كليمى‌ بوده است، چه اين كه و واعدنا موسى ثلاثين ليلة ماه ذى القعده بوده است، و اتممناها بعشر دهه نخستين ذى الحجة؛ و در علّت اتمام بعشر آمده است كه لسِواكٍ استاك آخر الثلاثين قبل الإفطار؛ و چون اربعين را به اتمام رسانيد بدان نعم آلهى كه در سوره اعراف آمد تشرف يافت: وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‌ لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‌ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ قالَ يا مُوسى‌ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ‌ «اعراف ۷: ۱۴۲ ـ ۱۴۷».

در اربعين و ليله و ميقات و رؤيت و تجلى و ربّ مضاف به موسى و كلمه ربه‌ و امر كليم به نظر به جبل و دك جبل و صعق موسى و نعمى كه بعد از اتمام اربعين بدانها تشرف يافت و لطائف بسيار ديگرى كه در آيات ياد شده آمده است بايد تأمل بسزا شود و همچنين در رواياتى كه از اهل بيت عصمت در اين باب مأثور است، و ما به برخى از آنها در شرح عين ۲۸ و ۴۷ كتاب سرح العيون في شرح العيون اشارتى نموده‌ايم.»

بیان چهارم

همچنین حضرت علامه حسن‌زادۀ‌ آملی در فصل سوم رسالۀ گرانسنگ انسان در عرف عرفان [۹]که به ذکر برخی از حالات خود پرداخته در ذیل عنوان واقعۀ ۱۴ می‌نگارند:

«به دستور حضرت استادم علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى رضوان الله تعالى عليه از اول ماه ذى القعده تا دهم ذى الحجه ۱۳۸۹ ه ق، در اربعين‌ كليمى‌ بودم‌ وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...(سوره اعراف، آيه ۱۴۲)؛ در اوائل ماه ذى الحجه مذكور به توجه نشسته بودم، انتقالى روى آورد تا در كنار نهرى گذارم افتاد، درخت انجيرى در كنار آن نهر بود و انجير بسيار داشت، دو دانه از انجير آن درخت را خورده‌ام‌ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ‌؛ و در شبهاى ديگر هم كم و بيش حشر با افرادى بود، و گاهى سؤال و جواب هم پيش مى‌آمد.

تبصره: در بيان و تفسير كريمه ياد شده و اربعين كليمى به شرح عين ۲۸ و ۴۷ سرح العيون في شرح العيون رجوع شود. (ط ۱، ص ۴۲۳ و ۵۸۵).

دستور: شبى در قم در معيّت حضرت استاد علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى (روحى فداه) به سوى منزل آن جناب كه بيت المعمور اين كمترين بوده است مى‌رفتيم، در اثناى راه به من فرمود قبل از آن كه به توجّه بنشينى: «سوره مباركه و الضّحى، و الم نشرح را بخوان كه براى انتقال، و صفاى باطن، و رؤياى صالحه در حال توجّه بسيار مفيد است».

اى عزيز، بعد از آن كه فرعون هلاك شد حق (تعالى) با كليمش عليه السّلام بناى مواعده گذاشت، قوله (سبحانه): وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ. وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ... (سوره بقره، آيه ۵۰ و ۵۱)؛ تا فرعون نفس را نكشتى از اربعين كليمى لوحى بر موسى روح لائح نخواهد شد.» [۱۰]

پانویس

۱. شرح مصباح الشریعه، ص۵۸۹.

۲. اقبال الاعمال سید بن طاووس، ج ۲، ص ۳۵

۳. اقبال الاعمال سید بن طاووس، ج ۲ ، ص ۳۵

۴. مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: ۷۶ و ۷۷

۵. رک: معادشناسی، ج۹، ص۱۱۹ و ۱۲۰

۶. رک: بحارالانوار، ج‌۱۳، ص ۲۲۵

۷. بحار الأنوار ، ج۵۳، صص۳۲۷؛ مصابح الشریعة، ص ۵۸۹

۸. ديوان علامه حسن‌زاده آملی، ص ۱۷، غزل مزار.

۹. این رساله به عنوان کلمۀ ۴۸۵ در کتاب هزار و یک کلمه درج شده است؛ جلد پنجم، صفحۀ ۲۴۶

۱۰. هزار و يك كلمه، ج‌۵، ص: ۲۶۶

عناوین دیگر این نوشتار
  • اربعین موسوی (عنوان اصلی)
  • اربعین کلیمی