عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما

سید هاشم موسوی حداد

انتشار: یکشنبه ۱۰ جمادی‌الاولی ۱۴۳۶- بروزرسانی: سه‌شنبه ۱۹ جمادی‌الاولی ۱۴۳۶

حضرت آقای حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد يكى از قديمى‌ترين شاگردان مكتب اخلاقى و عرفانى عارف بى‌بديل مرحوم آية الله العظمى حاج سيّد ميرزا على آقاى قاضى می‌باشند. ایشان در سیر و سلوک به مقامی رسیده بودند که مرحوم آیةالله قاضی مي‌فرمود: سيّد هاشم در توحيد مانند سنّي‌ها كه در سنّی‌گرى تعصّب دارند او در توحيد ذات حق متعصّب است، و چنان توحيد را ذوق كرده و مسّ نموده است كه محال است چيزى بتواند در آن خلل وارد سازد.

فهرست
  • ↓۱- ولادت
  • ↓۲- ارتباط با آیت الله قاضی
  • ↓۳- ارتباط با مرحوم علامه طهرانی
  • ↓۴- وصفی از جلسات عرفانی مرحوم سید هاشم حداد
  • ↓۵- زهد مرحوم سید هاشم حدّاد
  • ↓۶- عظمت و اوج مراتب عرفانى و توحيدى
  • ↓۷- بیان مرحوم سید هاشم حداد درباره وحدت وجود
  • ↓۸- وصايت شرعى و سلوكى‌
  • ↓۹- عروج
  • ↓۱۰- کلماتی نورانی از مرحوم حاج سید هاشم حداد
  • ↓۱۱- نوشتارهای مرتبط
  • ↓۱۲- پانویس

ولادت

مرحوم سید هاشم حداد در سال ۱۳۱۸ ق در کربلا دیده به جهان گشوده‌اند پدرشان، سید قاسم، نیز متولد کربلا بوده و اما جدشان، سید حسن، از شیعیان هند بوده است و در هنگامی که میان دو طائفه از اهل هند در حدود صد و هفتاد سال پیش نزاع و جنگی در می‌گیرد سیدحسن به دست گروه غالب اسیر می‌گردد آنها او را به یک خانواده شیعی ملقب به افضل خان فروختند و این خانواده به کربلا هجرت کرده و با خودشان سیدحسن را آورده اما از آنجا که از وی کراماتی مشاهده کردند او را آزاد نمودند

سیدحسن در کربلا ماندگار شده، برای خود شغل سقائی را برگزید و ازدواج نمود. حاصل این ازدواج، چند فرزند از جمله سید قاسم است. سیدقاسم با دختری به نام زینب ازدواج نموده و صاحب سه فرزند به نام‌های سید هاشم،‌ سید حسین و سید محمود می‌شود.

خود مرحوم حداد با دختری به نام هدیه (امّ مهری) که از قبیله جنابی ها [۱] هستند ازدواج می‌کند. پدر همسر ایشان حسين أبو عَمْشَه، و مادر وی نَجيبه نام داشت. [۲]

ارتباط با آیت الله قاضی

مرحوم سید هاشم حداد تا بیست سالگی در کربلا مانده و تا آن هنگام دروس مقدماتی حوزه علمیه (تا سیوطی) را خوانده بودند تا اینکه برای تحصیل و به شوق دیدار مرحوم قاضی به نجف مشرف شدند.

خود ایشان لحظۀ‌ دیدار با مرحوم قاضی را اینگونه وصف می‌نمایند:

براى تحصيل به نجف مشرّف شدم، تا هم از محضر آقا (مرحوم قاضى) بهرمند گردم و هم خدمت مدرسه را بنمايم (مدرسه هندى: محلّ اقامت مرحوم قاضى) همينكه وارد شدم ديدم روبرو سيّدى نشسته است؛ بدون اختيار به سوى او كشيده شدم. رفتم و سلام كردم، و دستش را بوسيدم.

مرحوم قاضى فرمود: رسيدى! در آنجا حجره‌اى براى خود گرفتم؛ و از آن وقت و از آنجا باب مراوده با آقا مفتوح شد.

ایشان مدت ۲۸سال از محضر مرحوم قاضی بهره مند بوده اند. و در این مدت به درجاتی عالی در عرفان و سیرو سلوک واصل می‌شوند و تقریباً‌در میان تلامذه مرحوم قاضی در مراتب معنوی یگانه و منحصر به فرد می‌شوند.

بعد از رحلت مرحوم حضرت آقای قاضی مرحوم سید هاشم حداد از برخی خواص از سالکان الی الله دستگیری می‌نمودند و جمعی را از اقیانوس معارف توحیدی خود بهره‌مند نمود که برخی از ایشان عبارتند از: علامه آیت الله حسینی طهرانی، آیت الله شهید شیخ مرتضی مطهری، آیت الله سید عبدالکریم کشمیری، آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، آیت الله سید مصطفی خمینی.

ارتباط با مرحوم علامه طهرانی

مرحوم علّامه طهرانی در هفتمين سال اقامت خود در نجف اشرف پس از چهارده سال تلاش مستمرّ علمى و عملى در حوزه مباركه قم و حوزه مقدّسه نجف و سلوك إلى الله تحت تربيت بزرگمردان ميدان علم و عمل علّامه طباطبائى و آية الله قوچانى و آية الله انصارى قَدّس اللهُ أسرارَهم، و آشنائى و مراوده سلوكى با بزرگانى همچون آية الله حاج سيّد جمال الدّين گلپايگانى و آية الله حاج شيخ عبّاس طهرانى أعلى الله مقامهما؛ با مرحوم حاج سيّد هاشم حدّاد آشنا ميشوند. و او را انسان كامل و درياى بى‌كران توحيد و ولايت مى‌يابند، و يكباره سر تسليم به وى مى‌سپارند و مسير زندگيشان حركتى ديگر مى‌گيرد؛ مرحوم علامه بیش از هر کسی در میان اساتیدشان به حضرت آقای حداد عشق می‌ورزیدند و سرّ آن هم مراتب بلند فناء و توحید و عشق عجیبی بود که مرحوم آقای حداد به خداوند داشتند.

بحمد الله خود ايشان نكات فراوانى از زندگى خود را در اين راستا در كتاب ارزشمند و نفيس «روح مجرّد» بسيار زيبا و دلنشين و خواندنى به رشته تحرير كشيده‌اند.

مرحوم علامه طهرانی آغاز ارتباط خود با مرحوم سید هاشم حداد را چنین وصف می‌کنند:

روزى در صحن مطهّر يكى از تلامذه مرحوم قاضى به نام علّامه لاهيجى انصارى كه براى زيارت مشرّف شده بود و با حضرت آية الله حاج شيخ عبّاس در وسط صحن ملاقات كرده و ديده بوسى كردند- و من هم در آنوقت در معيّت ايشان بودم- در ضمن احوالپرسى‌ها و مكالمات از حضرت آقاى سيّد هاشم نام برد و احوالپرسى نمود، و در ميان سخنان خود گفت:

«مرحوم قاضى خيلى به ايشان عنايت داشت و او را به رفقاى سلوكى معرّفى نمى‌كرد. و بر حال او ضَنّت داشت كه مبادا رفقا مزاحم او شوند. او تنها شاگردى است كه در زمان حيات مرحوم قاضى موت اختيارى داشته است. بعضى اوقات ساعات موت او تا پنج و شش ساعت طول مى‌كشيد.

و مرحوم قاضى ميفرمود: سيّد هاشم در توحيد مانند سنّيها كه در سنّى‌گرى تعصّب دارند او در توحيد ذات حق متعصّب است، و چنان توحيد را ذوق كرده و مسّ نموده است كه محال است چيزى بتواند در آن خلل وارد سازد.»

پس از این اتفاق در سفری که به همراه آية الله قوچانى (وصی مرحوم قاضی) به کربلا سفر نموده بودند، قصد دیدار مرحوم حداد می‌نمایند:

«حقير در بين راه به ايشان عرض كردم: ميل داريد برويم و از آقا سيّد هاشم نعل بند ديدنى كنيم؟ (چون ايشان در آن زمان به حجّ بيت الله الحرام مشرّف نشده بود، و بواسطه آنكه شغلشان نعل سازى و نعل كوبى به پاى اسبان بود، به سيّد هاشم نعل بند در ميان رفقا شهرت داشت؛ بعدا يكى از مريدان ايشان كه در كربلا ساكن بود و حقّاً نسبت به ايشان ارادت داشت به نام حاج محمّد على خَلَف زاده كه شغلش كفّاشى بود شنيديم كه از نزد خود اين شهرت را احتراما به حدّاد يعنى آهنگر تغيير داده است، عليهذا رفقا هم از آن به بعد ايشان را حدّاد خواندند.)

ايشان در جواب فرمودند: … باشد براى وقتى ديگر!

عرض كردم: من الآن عجله‌اى براى مراجعت ندارم، اجازه ميفرمائيد بمانم و ايشان را زيارت كنم؟ فرمودند: خوبست، مانعى ندارد».

«لهذا حقير از ايشان خداحافظى نموده … [نشانی آهنگری مرحوم حداد را جویا شده به آنجا رفتم] دیدم دكّه‌ايست كوچك تقريبا ۳* ۳ متر، و سيّدى شريف تا نيمه بدن خود را كه در پشت سندان است در زمين فرو برده و بطوريكه كوره از طرف راست و سندان در برابر او به هر دو با هم دسترسى دارد مشغول آهن كوبى و نعل سازى است. يك نفر شاگرد هم در دسترس اوست.

چهره‌اش چون گل سرخ برافروخته، چشمانش چون دو عقيق مى‌درخشد. گرد و غبار كوره و زغال بر سر و صورتش نشسته و حقّا و حقيقةً يك عالَمى است كه دست به آهن ميبرد و آنرا با گاز انبر از كوره خارج، و به روى سندان