کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

ترسابچه

تغییر عنوان از: ترسا بچه
انتشار: شنبه ۹ جمادی‌الاولی ۱۴۳۶

ترسابچه (اصطلاح عرفانی) عبارتست از: ۱ـ مرشد کامل که تربیت یافته نظیر خود است، ۲ـ جاذبه ربّانی، ۳ـ دارویی که از عالم ارواح به قلوب و نفوس می‌رسد و آنها را بر اثر غلبه، از تفرقه نفوس می‌رهاند.

(سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی))

ترسا بچه: الهام غيبی که در دل سالک فرود آيد. (رساله میر سید علی همدانی در شرح مرادات حافظ)

ترسابچه مرشد کاملی ديگر كه متصف به صفت ترسائى و تجرد و انقطاع بوده باشد می‌رسد و آن کامل را باز به کاملى دیگر تا سلسله منتهی شود به حضرت خواجه عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.(رساله مشواق)

ترسابچه در دیوان شمس مولوی:

چون بر رخ ما عکس جمال تو برآیدبر چهره ما خاک چو گلگونه نماید
خواهم که ز زنار دو صد خرقه نمایدترسابچه گوید که بپوشان که نشاید
اشکم چو دهل گشته و دل حامل اسرارچون نه مهه گشتست ندانی که بزاید

ترسابچه در غزلیات حافظ:

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشقهر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرستشادی روی کسی خور که صفایی دارد
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواندو از زبان تو تمنای دعایی دارد

ترسابچه در گلشن‌راز شبستری:

بت ترسا بچه نوری است باهرکه از روی بتان دارد مظاهر
کند او جمله دلها را وشاقیگهی گردد مغنی گاه ساقی

ترسابچه در غزلیات عطار:

ترسا بچه‌ای ناگه قصد دل و جانم کردسودای سر زلفش رسوای جهانم کرد
زو هر که نشان دارد دل بر سر جان داردترسا بچه آن دارد دیوانه از آنم کرد
دوش آن بت شنگانه می‌داد به پیمانهوز کعبه به بتخانه زنجیر کشانم کرد

ترسابچه در دیوان شاه نعمت الله ولی:

از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمستبر دوش چلیپائی خوش جامی مئی بر دست
کفر سر زلف او غارتگر ایمان استقصد دل و دینم کرد ایمان مرا برده است
کفری وچه خوش کفری، کفری که بود ایماناین کفر کسی دارد کایمان به خدایش هست
ناقوس زنان می‌گفت آن دلبرک ترساپيوسته بود با ما یاری که به ما پیوست
بگشود نقاب از رخ بربود دل و دينمزنار سرزلفش جانم به ميان دربست
درگوشه میخانه بزمی است ملوکانهترسا بچه ساقی رندیست خوشی سرمست
سید ز همه عالم برخاست به عشق اودر کوی مغان با او مستانه خوشی بنشست

و همچنین:

دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویشدیدم که می کشیدم مستانه سو به سویش
بگرفته در کنارم ترسا بچه به صد نازبسته میان به زنار بگشوده بود مویش
عیسی دم است یارم ، من زنده دل از آنمبا هر که دم برآرم باشم به گفت و گویش
عالم شده منور از نور طلعت اوخوشبو بود جهانی از زلف مشک بویش
گنج است عشق جانان در کنج دل دفینهگر میل گنج داری در کنج دل بجویش
ساقی بیار جامی بر فرق ما فرو ریزاین خرقه در بر ما لطفی کن و بشویش
مانند بلبل مست بر روی گل فتادیماز عشق نعمت الله بنهاده روبرویش

اصطلاحات مرتبط

عناوین دیگر این نوشتار
  • ترسابچه (عنوان اصلی)
  • ترسا بچه