عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

قلاش

انتشار: سه‌شنبه ۵ جمادی‌الاولی ۱۴۳۶ - بروزرسانی: شنبه ۶ رجب ۱۴۳۶

قلّاش در اصطلاح عرفان به کسی گویند که از دنیا دل بریده است و از هیچ چیز و هیچ کس جز محبوب باکی ندارد. (قلاش و قلندر هم معنایند یا معنايی نزدیک به هم دارند.)

(سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی))

قلاش در غزلیات حافظ:

ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش

تا در به در بگردم قلاش و لاابالی

از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک

امن و شراب بی‌غش معشوق و جای خالی

قلاش در غزلیات شاه نعمت الله ولی :

از فنا بگذر و بقا را جو

که بقا را هم از فنا یابی

ذوق در عاشقی و قلاشی است

ذوق از زاهدی کجا یابی

همدم جام می شو ای عاشق

تا نصیبی ز ذوق دریابی

وهمچنین:

مو نمی گنجد میان ما و یار

عشق در جانست و جانان در کنار

رند و قلاشیم ای زاهد برو

لا ابالی ایم ساقی می بیار

در دیوان شمس مولوی:

گریزانست این ساقی از این مستان ناموسی

اگر اوباش و قلاشی مخور پنهان و پیدا خور

حریفان گر همی‌خواهی چو بسطامی و چون کرخی

مخور باده در این گلخن بر آن سقف معلا خور

اصطلاحات مرتبط

مربوط به دسته های: اصطلاحات عرفانی - زبان سلوک -