کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

میکده

انتشار: دوشنبه ۸ رجب ۱۴۳۶

ميکده (اصطلاح عرفانی) به معنای: ۱- میخانه، ۲- جای مناجات بنده با حق به طریق محبّت، ۳- مجلس انس دوستان، ۴- خرابات، ۵- خانقاه (سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی)).

میکده در اشعار

میکده در دیوان اشعار شیخ بهائی:

در میکده دوش، زاهدی دیدم مستتسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت:از میکده هم به سوی حق راهی هست

میکده همچنین:

در میکده رهبانم و در صومعه عابدگه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

میکده همچنین:

در میکده و دیر که جانانه تویی تومقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

میکده در غزلیات حافظ:

المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز است

همچنین:

به کوی میکده هر سالکی که ره دانستدری دگر زدن اندیشه تبه دانست

همچنین:

بیا به میکده و چهره ارغوانی کنمرو به صومعه کان جا سیاه کارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مبادکه بستگان کمند تو رستگارانند

همچنین:

ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطامرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می گلرنگ مشک بو جامیشرار رشک و حسد در دل گلاب انداز

میکده در غزلیات شاه نعمت الله ولی:

جنت المأوای ما خلوتسرای میکدهجان سرمست خراباتی فدای میکده
در هوای میکده بر باد خواهم داد دلهر که را جانی است باشد در هوای میکده
همدم میر خراباتیم و با رندان حریفپادشاه عالمیم اما گدای میکده
عاشق و مستم برو ای عاقل خلوت نشینصومعه هرگز ندارم من به جای میکده
صاف درمان است ما را دُرد درد عشق اوهر کرا دردیست باشد در هوای میکده
در سر بازار سودا مایه و سود دکانهرچه حاصل کرده ام دادم برای میکده
نالهٔ دلسوز سید مطرب عشاق ماستمی نوازد ساز جانها از نوای میکده

همچنین:

من سودازده با عشق درافتادم بازدل به دست سر زلف صنمی دادم باز
آستان در او قبلهٔ حاجات من استروی خود بر در آن میکده بنهادم باز
کار رندان جهان بسته نماند دیگرچون من مست در میکده بگشادم باز

میکده در غزلیات فیض کاشانی:

ابریق می دهید مرا تا وضو کنمدر سجده‌ام بجانب میخانه رو کنید
بیمار چون شوم ببریدم بمیکدهاز بهر صحتم بخم پی فرو کنید
از خویش چون روم بمیم باز آوریدآیم به خویش باز میم در گلو کنید
وقت رحیل سوی من آرید ساغریرنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید
تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاکدر میکده بباده مرا شست و شو کنید

میکده در غزلیات عطار:

دی در صف اوباش زمانی بنشستمقلاش و قلندر شدم و توبه شکستم
جاروب خرابات شد این خرقهٔ سالوساز دلق برون آمدم از زرق برستم
از صومعه با میکده افتاد مرا کارمی‌دادم و می‌خوردم و بی می ننشستم

همچنین:

ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیمپس در قمارخانه مناجات می‌کنیم
گاهی ز درد درد هیاهوی می‌زنیمگاهی ز صاف میکده هیهات می‌کنیم

همچنین:

ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشیندرباز دو عالم را این سود و زیان تا کی
اندر حرم معنی از کس نخرند دعویپس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی

میکده در دیوان شمس مولوی:

باده در آن جام فکن گردن اندیشه بزنهین دل ما را مشکن ای دل و دلدار بده
باز کن آن میکده را ترک کن این عربده راعاشق تشنه زده را از خم خمار بده
جان بهار و چمنی رونق سرو و سمنیهین که بهانه نکنی ای بت عیار بد

همچنین:

انگور دل پرخون شده رفته به سوی میکدهتا آتشی در می‌زده در خنب‌ها پا کوفته
دل دیده آب روی خود در خاک کوی عشق اوچون آن عنایت دید دل اندر عنا پا کوفته

میکده در غزلیات سعدی:

زیر این دلق کهن فرعون وقتم بیریامی‌کنم دعوی که بر طور غمش موسی منم
رفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیکبت‌پرست اندر میان قوم استثنی منم

میکده در رباعیات ابوسعید ابوالخیر:

در مدرسه اسباب عمل می‌بخشنددر میکده لذت ازل می‌بخشند
آنجا که بنای خانهٔ رندانستسرمایهٔ ایمان به سبل می‌بخشند
مربوط به دسته های: اصطلاحات عرفانی - زبان سلوک -