کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

می (اصطلاح عرفانی)

تغییر عنوان از: می
انتشار: شنبه ۶ رجب ۱۴۳۶

می (اصطلاح عرفانی) به معنای: ۱- جوشش عشق، ۲- مراقبه (اين معنا را جز در سخنان استاد، در جایی ديگر ندیدم. ر.ک: لب اللباب، ص۳۱.) (سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی)).

می (اصطلاح عرفانی): ذوق و شوق را گویند که از اوّل مشاهده انوار غیبی ادراک معنی کند (رساله میر سید علی همدانی).

می در غزلیات حافظ:

جام می و خون دل هر یک به کسی دادنددر دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بودکاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

همچنین:

خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلسکه می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

همچنین:

بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنماگر موافق تدبیر من شود تقدیر
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردندگر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر
چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشککه نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر
بیار ساغر در خوشاب ای ساقیحسود گو کرم آصفی ببین و بمیر
به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بارولی کرشمه ساقی نمی‌کند تقصیر
می دوساله و محبوب چارده سالههمین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

همچنین:

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیستبه دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آبکه تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

همچنین:

به سر جام جم آن گه نظر توانی کردکه خاک میکده کحل بصر توانی کرد
مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهربدین ترانه غم از دل به در توانی کرد

می در دیوان شمس مولوی:

پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بوداز شراب لایزالی جان ما مخمور بود
ما به بغداد جهان جان اناالحق می‌زدیمپیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود
پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شددر خرابات حقایق عیش ما معمور بود

همچنین:

اندک اندک جمع مستان می‌رسنداندک اندک می پرستان می‌رسند

می در غزلیات سعدی:

می‌برزند ز مشرق شمع فلک زبانهای ساقی صبوحی درده می شبانه

می در غزلیات شاه نعمت الله ولی:

منم که جام می ذوالجلال می نوشمهمیشه بادهٔ عشق جمال می نوشم
مدام همدم جام شراب عشق ویممی محبت او بر کمال می نوشم
چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشمعجب مدار که می لایزال می نوشم

همچنین:

جام و می بخشید و می وی می دهدور نباشد جام می کی می دهد

می در گلشن راز شبستری:

بخور می تا ز خویشت وارهاندوجود قطره با دریا رساند
شرابی خور که جامش روی یار استپیاله چشم مست باده‌خوار است
شرابی را طلب بی‌ساغر و جامشراب باده خوار و ساقی آشام
شرابی خور ز جام وجه باقی«سقاهم ربهم» او راست ساقی
طهور آن می بود کز لوث هستیتو را پاکی دهد در وقت مستی
بخور می وارهان خود را ز سردیکه بد مستی به است از نیک مردی

همچنین:

یکی دیگر فرو برده به یک بارمی و میخانه و ساقی و میخوار

می در غزلیات فیض کاشانی:

یاران میم ز بهر خدا در سبو کنیدآلوده غمم بمیم شست و شو کنید
جام لبالب می از آن دستم آرزوستبهر خدا شفاعت من نزد او کنید
چو مست می شوید ز شرب مدام دوستمستی بنده هم بدعا آرزو کنید
ابریق می دهید مرا تا وضو کنمدر سجده‌ام بجانب میخانه رو کنید
عناوین دیگر این نوشتار
  • می (اصطلاح عرفانی) (عنوان اصلی)
  • می