عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

عبودیت

تغییر عنوان از: خاکساری
انتشار: سه‌شنبه ۲۱ ذی‌القعده ۱۴۳۵

عبودیت، ذلت، مسکنت، خاکساری سرمایه سالک در پیشگاه حضرت محبوب است. اگر سالک بتواند سلاح و سرمایه عبودیت را در خود حفظ و تقویت کند، از همهٔ امتحانات راه که گاه بسیار سخت است، سرافراز بیرون می‌آید و این فقر و ذلت او را به فنا که قرة العین اهل سلوک است، می‌رساند.

فهرست
  • ↓۱- ذلت و مسکنت و خاکساری
  • ↓۲- نکتهٔ فلسفی
  • ↓۳- مطالب مرتبط
  • ↓۴- پانویس

ذلت و مسکنت و خاکساری

سرمایه سالک در پیشگاه حضرت محبوب خاکساری است. اصحاب سلوک را «اهل فقر» و «فقرا» نامیدهاند، چون سالک جز فقر هیچ ندارد.

یکی از شاگردان حضرت استاد نقل می‌کرد،

در ابتدای ارتباطم به ایشان گفتم: «بعضی رفقایتان دربارهٔ شما مبالغه میکنند». ایشان فرمودند: «فلانی! من هیچ ندارم و سرتا پا فقیرم. چیزی ندارم که قابل تعریف و مبالغه باشد».

امام سجاد علیه السلام نیز در پیشگاه الهی چنین مینالد:

«وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّینَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّینَ * وَ مِثْلُ الذَّرَّهٔ أَوْ دُونَهَا» [۱]؛

«بار الها من پستترین پستترها و کمترین کمترهایم، ذرهای بلکه کمترم».

تا کم نشوی و کمتر از کم نشوی

اندر صف عاشقان تو محرم نشوی

(نجم‌الدین رازی، مرصاد العباد، ص۱۵۷)

اگر سالک بتواند سلاح و سرمایهٔ خاکساری را در خود حفظ و تقویت کند، از همهٔ امتحانات راه که گاه بسیار سخت است سرافراز بیرون میآید و این فقر و ذلت او را به فنا که قرهٔ العین اهل سلوک است، میرساند. از همین رو سالک اهل گریه است، گریه‌ای برخاسته از هجر و شوق و عشق و سوز.

در حالات حضرت یحیی علیه السلام نقل شده که از بس گریسته بود، گونههایش زخم شده بود و مادرش نمدی تهیه کرده، بر گونههای او میبست تا کمتر اذیت شود (بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۶۷).

خاکساری سالک افتخار اوست. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

«الْفَقْرُ فَخْرِی» [۲]؛ «فقر و نیاز فخر من است».

امام حسین علیه السلام در دعای عرفه مطابق نقل ابن طاووس در اقبال میفرماید:

«إِلَهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنَای فَکَیفَ لَا أَکُونُ فَقِیراً فِی فَقْرِی» [۳]؛ «بارالها من در حال بینیازی فقیرم، پس چگونه در حال فقر، فقیر نباشم».

نکتهٔ فلسفی

همان‌گونه که بینیازی وصف ذاتی خداست و خدا عین غناست، فقر و نیاز هم وصف ذاتی ممکن و مخلوق است و ممکن الوجود عین فقر است. براین اساس نسبت میان غنای واجب و فقر ممکن، نسبت سلب و ایجاب است نه عدم و ملکه [۴]. دقت شود. این نکته میتواند حدّ وسط برهانی بر وحدت شخصی وجود به دست دهد. آری،

سیه‌رویی ز ممکن در دو عالم

جدا هرگز نشد والله اعلم

(شیخ محمود شبستری، گلشن راز)

باید توجه داشت که فقر، از خود ندیدن است، نه نداشتن و فنا، از دست دادن است.

مطالب مرتبط

شرایط لازم سلوک: ترک عادات، عزم، رفق و مدارا، وفا، ثبات، مراقبه، محاسبه، مؤاخذه، مسارعت، ارادت، ادب، نیت، صمت، جوع، خلوت، سهر، دوام طهارت، خاکساری، ترک لذات، کتمان سرّ، استاد، ورد، نفی خواطر، ذکر، فکر.

پانویس

۱. صحیفه سجادیه، دعای چهل و هفتم.

۲. بحارالانوار، ج۶۹، ص۴۹، باب ۹۴، فضل الفقر و الفقراء.

۳. همان، ج۹۵، ص۲۲۵.

۴. این نکته را از استادم آیت‌الله جوادی آملی به نقل از مرحوم آقای علی حکیم شنیدم.

فرمود: «این نکته را برای استاد علامه طباطبایی نقل کردم و ایشان پذیرفتند».

عناوین دیگر این نوشتار
  • عبودیت (عنوان اصلی)
  • مسکنت
  • خاکساری