کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

ثبات قدم

انتشار: سه‌شنبه ۲۱ ذی‌القعده ۱۴۳۵ - بروزرسانی: شنبه ۲۲ محرم ۱۴۳۶
نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی
منبع: کتاب سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی) صفحه ۳۱۰ تا ۳۱۳
فهرست
  • ↓۱- ثبات قدم
  • ↓۲- مصادیق ثبات و استقامت در سلوک
  • ↓۳- مطالب مرتبط
  • ↓۴- پانویس

ثبات قدم

راه خدا از ناملایمات، سختی‌ها، جفاها، ملامت‌ها و امتحانات مملو است و سالک باید با استعانت از پروردگار نترسد و نهراسد و رنگ نبازد و سست و کم‌انگیزه نشود و این البته دشوار است. خداوند در سورۀ هود به پیامبر دستور داد:

«فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَك» [۱]؛

«پس همان‌گونه که دستور یافته‌ای به همراه هر که با تو توبه کرده است و به سوی حق بازگشته است، ایستادگی کن».

این دستور آن قدر بر پیامبر سنگین بود که فرمود:

«شَیبَتْنِی هُود» [۲]؛ «سورۀ هود مرا پیر کرد».

آری، استقامت و ایستادگی به خصوص با دستگیری دیگران و به استقامت واداشتن آنان، بسیار مشکل است و از این‌رو، خداوند در سوره صف در وصف مجاهدان پای‌مرد، آنان را به «بنایی ریخته شده از سرب» تشبیه می‌کند [۳].

امیرمؤمنان صلواةالله علیه در جنگ جمل به هنگام دادن پرچم، خطاب به فرزند شجاع و محبوبشان، محمد بن حنفیه، فرمودند:

«تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَی نَاجِذِكَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَك» [۴]؛

«اگر کوه‌ها به لرزه درآیند تو پایدار بمان، دندان‌هایت را به هم بیفشر و سرت را به عاریت به خدا بسپار و چونان میخ پاهای خود را بر زمین استوار کن».

اگر در جهاد با دشمن ظاهر که جهاد «اصغرش» می‌خوانند، باید چنین بود تا به پیروزی دست یافت، در جهاد با نفس که جهاد اکبرش خوانند باید چگونه بود؟

آری، شاعر چه خوش گفته است:

لکلٍ الی شاؤ العُلی حرکاتٌو لکن قلیل فی الرجال ثبات

«همه را به سوی کمال جنبش‌هایی است، ولی در مردان ثبات و پایمردی کم است»

در روایت آمده است:

«المؤمن كَالْجَبَلِ لَا تُحَرِّكُهُ الْعَوَاصِف» [۵]؛ «مؤمن مانند کوه محکمی است که طوفان‌ها تکانش نمی‌دهند».

راه استقامت و عدم تزلزل در راه خدا این است که سالک خاکساری و تضرعش را در محضر خداوند از دست ندهد، توسلش را به اولیای الهی حفظ کند و تسلیمش را نسبت به استادش به کمال برساند. سالکی که اراده‌اش در ارادۀ استاد کامل که از نفس گذشته و به حق پیوسته، فانی شده باشد، از هرگونه خطری می‌رهد و از هر آزمونی سرفراز بیرون می‌آید.

استاد فرمودند:

«کسانی که از رفقای ما طرد می‌شوند، به علت یکی از سه عامل است: تمرد از دستورات، خود را از دیگر رفقا بالاتر دیدن و با اغیار و ابناء دنیا بودن و به آنها دل دادن».

شنیدم استاد عازم سفر عتبات بودند. یکی از شاگردان که در آن زمان مقرّب می‌نمود و حالاتی داشت، از ایشان می‌طلبد که از جناب حاج سید ‌هاشم حدّاد بخواهند نصیحتی برایش قلمی کند. جناب حدّاد در پاسخ تقاضا فرموده بودند:

سید محمدحسین برایش از طرف من بنویس: «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْت» [۶]؛ «آنچنان که دستور داری پایداری کن».

عجیب اینکه این شاگرد بعدا به شدت از طرف استاد طرد شد و سرّ طرد، تمرّد بود.

به یاد دارم که استاد، شاگردان را جمع کردند و بر ضرورت کمک به حکومت اسلام و رعایت قوانین آن و به خصوص دستورات رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خمینی قدس سرّه تأکید فراوان كردند و همین شخص دست به توجیه زده و گفته بود «حرف‌های آقاجان را باید آقاجانی فهمید» [۷] . خبر به استاد رسید و همین مایۀ طرد آن از راه‌ماندۀ درمانده شد و سرّ توصیۀ مرحوم حدّاد روشن گشت. آری،

کاملان از دور نامت بشنوندتا به قعر تاروپود در روند
بلكه پیش از زادنِ تو سال‌هادیده باشندت به چندین حال‌ها [۸]

مرحوم قاضی دربارۀ ثبات قدم مرحوم سید ‌هاشم حداد فرموده‌اند:

«این سید ‌هاشم در مسئلۀ توحید چنان متصلّب و متعصّب است که دست برداشتن او از توحید محال می‌نماید، بمانند این سنی‌های متعصبی که اگر دنیا را به آنها بدهی دست از عقیده شان نمی‌کشند»[۹].

از حضرت استاد شنیدم که فرمود:

«محال می‌نمود دستوری از دستورات مرحوم قاضی از آقای حدّاد فوت شود».

آری، این درصد تسلیم، آن درصد ثبات و استقامت را به دنبال خواهد داشت.


مصادیق ثبات و استقامت در سلوک

ثبات و استقامت در سلوک مصادیقی دارد که به بعضی از آنها اشارتی می‌کنیم:

۱. ثبات بر ترک حرام و انجام واجب.

۲. ثبات بر ترک مکروه و انجام مستحب (با رفق و مدارا و با تعیین استاد).

۳. ثبات بر اذکار و اوراد تعیین شده برای شاگرد از طرف استاد.

۴. ثبات بر فکر تعیین شده برای شاگرد از طرف استاد.

۵. ثبات در امتحانات راه.

۶. ثبات در کتمان و نگفتن حالات، مکاشفات، مقامات و واردات به کسی جز استاد یا هر که او تعیین كند.

۷. ثبات در مصیبت‌ها و ناملایمات و جفاها و نرنجیدن بلکه خوش بودن به آنها.

۸. ثبات در بسط‌ها و واردات جمالی و نجنبیدن از جای و عنان از کف ندادن. استاد این شعر را زیاد می‌خواندند:

دریای فراوان نشود تیره به سنگعارف که بجنبد تُنُکاب است هنوز[۱۰]

۹. ثبات در تسلیم نسبت به استاد در هر حال و مقام و در تحت هر شرایط.

۱۰. ثبات در رفاقت با رفقا.


یکی از راهکارهای مهم در زمینۀ موفقیت در راه ثبات و استقامت «رفق و مداراست» که سالک باید سخت بدان عمل کند. البته انسان کاملی که استاد است این صفت را از خداوند فراگرفته است.

«لا یكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» [۱۱]؛

«خدا هیچ کس را جز به اندازۀ توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند»

و طبیعتاً سالک را با رفق و مدارا پیش می‌برد، به شرطی که سالک تمرّد نکند. دربارۀ «رفق و مدارا» در همین بحث زاد و توشه سفر سخن خواهیم گفت.

مطالب مرتبط

پانویس

۱. هود/۱۱۲.

۲. بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۹۲.

۳. صف/۴.

۴. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۱.

۵. کافی، ج۱، ص۴۵۴.

۶. هود/۱۱۲.

۷. مدت‌ها رفقای استاد به تبع فرزندان ایشان در مقام تعبیر از استاد، آقاجان می‌گفتند. بعداً در جلسه‌ای استاد منع اکید فرمودند و امر کردند به ایشان «حاج سید محمدحسین» گفته شود. تا مبادا بعدها فرقۀ «آقا جانیّه»ای به فرق اضافه شود.

۸. مثنوی مولوی.

۹. روح مجرد، ص۱۳.

۱۰. گلستان سعدی .باب دوم. ( استاد «تُنُکاب» قرائت می‌کردند و «تُنک آب» را صحیح نمی‌دانستند

۱۱. بقره/۲۸۶.

مربوط به دسته های: بایسته های سیر و سلوک -