کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

عبهرالعاشقین

انتشار: دوشنبه ۲۳ رمضان ۱۴۳۵ - بروزرسانی: شنبه ۲۰ شعبان ۱۴۳۷
نویسنده: دکتر محمد معین

عبهر العاشقین کتابی است عرفانی که روزبهان بقلی آن را در توصیف حالات خاص سالک و عارف می‌نویسد. این کتاب به تصحیح و مقدمه فارسی توسط استاد محمد معین و مقدمه و ترجمه فصل اول به زبان فرانسوی به وسیله پروفسور هنری کربن در سال ۱۳۳۷ ش، در قسمت ایران‌شناسی انستیتوی ایران و فرانسه، جزء هشتمین گنجینه نوشته‌های ایرانی در تهران به چاپ رسید.

با هم قسمتی از مقدمه کتاب را می‌خوانیم:

فهرست

وجه تسميه کتاب‌

«عبهر» را بمعنى نرگس آورده‌اند، مؤلف غياث اللغات نوشته:

«عبهر بفتح اول و ثالث، نرگس كه در ميان آن زرد باشد بخلاف شهلا كه سياه باشد.»

مصنّف كتاب را به نرگسى تشبيه كرده كه مشام جان عاشقان را عطرآگين مى‌سازد، خود گويد:

«فصنّفت كتابا فى بيان العشق الانسانى و العشق الربانى ... ليكون للمحبين و العاشقين نزهة الانس و الريحان من حظيرة القدس، و سميته عبهر العاشقين.»

در پايان كتاب گويد:

«اين بود كه گفتيم قصه عاشقان روحانى و ربّانى، اى عبهر صفت چشم تو، سر افعال در روى تو، سحر غمزه جادوت عاشقان موحّد را هاروت و ماروت، عشق تو مركز فلك لايزالى است، اگر چه در ان عشق عاشقان را از حدثان هزار ناله و زاريست.»

مزاياى كتاب‌

عبهر العاشقين چند مزيّت دارد:

  • ۱. يكى از متون فارسى قرن ششم است، و همه متنهاى فارسى پيش از حمله مغول مغتنم و قابل توجه است‌ .
  • ۲. يكى از نخستين كتابهايى است كه در عشق صوفيانه و جمال‌پرستى به فارسى تأليف شده‌ .
  • ۳. درين كتاب شيخ روزبهان كمتر به تتبع و اقتفاى پيشينيان پرداخته، و بيشتر افكار عالى عرفانى و واردات قلبى خود را بيان كرده است.
  • ۴. براى فهم آثار عرفايى نظير عطّار، مولوى، عراقى، اوحدى كرمانى و حافظ مطالب كتاب حاضر بسيار ضرورى است.

اينك بذكر مطالب مختلفى كه در طىّ كتاب مورد بحث و گفتگوى مؤلف قرار گرفته، مى‌پردازيم.

ذکر مطالبی از کتاب

خدا

روزبهان عبهر العاشقين را در حمد خدا اين‌چنين آغاز كند:

«الحمد للّه الذى استأثر لنفسه المحبة و العشق فى ازليته، و تجلّى بهما من ذات القدم لارواح المحبين و اسرار العاشقين؛ و كشف بهما حجب‌ الملكوت عن جمال الجبروت لقلوب المتهترين و صدور الخائفين الى ابديته، فأوله قلوب العارفين بلذّة محبته، و حيّر اسرار الموحدين بحلاوة عشقه فى قفار صمديته؛ فالبس انوار المحبة فؤاد النبيين؛ و صفّى بصفاء العشق ارواح المرسلين؛ عشق باهل النهايات فى الازل، فجعلهم عاشقين بجمال ذاته؛ و احبّ اهل البدايات فى قدمه، فجعلهم محبّين بجلال صفاته ...»

در جاى ديگر گويد:

«... مرا گفت: ... هل يجوز اطلاق العشق على اللّه تعالى؟ و هل يجوز ان يدّعى احد عشقه؟ و هل اسم العشق عند العشّاق من الاسماء المشتركة؟ و هل يكون جواز العشق على اللّه و من اللّه و فى اللّه و باللّه؟» قلت «اختلف شيوخنا فى ذلك؛ فمنهم من انكر و منهم (من) اجاز؛ فمن انكر اخفى هذا السّر من اهل هذا العالم غيرة على الخلق، و من اجاز فمن جرأته فى العشق و الانبساط؛ و العاشقون و المحبوبون لا يخافون فى اللّه لومة لائم، ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم.»

درينجا مؤلف صورت اسامى عرفائى كه جواز اين عشق را داده‌اند ياد كند و در ان ضمن گويد: «و روى ان داود- عليه السلام- كان يسمّى عشيق اللّه. و قال قريش ان محمدا قد عشق ربه»

آدم ابو البشر

روزبهان در خطبه عبهر العاشقين گويد: «و صلّى اللّه على خليفته آدم بديع فطرته، و سراج نور جماله، المخصوص باصطفائيته، المنقوش بنقش خاتم قدرته ...»

در جاى ديگر گويد:

«چون بذر فطرت از قالب قدرت به تربيت حسن قدم از شاهراه عدم بجهان حدثان در آورد، خلعت خلافت پوشيد، و علم‌ «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» در خزانه اسرار بگوش جان از حق نيوشيد. افسر شاهى از نور كبريائى بر سر نهاد، و كمر عبوديّت در مقام حرّيت در ميان بسته، بلباس صفات و انوار ذات مزيّن شده، چهره را بخلوق جمال قدم به رشته صبغ «صبغة اللّه» در جامه جان زده. اين چنين عروسى را حق به‌خودى‌خود ستوده، ميان نيكوان ملكوت گفت‌ «صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ» قيل آدم- عليه السلام- زيرا كه صفىّ مملكت بود، و بديع فطرت، و خزانه امانت، و كارخانه حكمت، و نوآمده مسافران شاهراه قدم از ولايت عدم- صلوات اللّه عليه»

و در موضع ديگر آرد:

«در كتاب مجيد گفت بعد از قسم‌ «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» حسن تقويم در راه خلق و خلق آدم را از ان آمد كه جوهر طينتش در قالب فعل ريخته شد، و آن موضع را در تربيت صبغ قدرت داد، به حليه صفات او را بياراست.»

يوسف‌

يوسف مثل و انموذج جمال است، و سوره يوسف بمدلول قرآن‌ «أَحْسَنَ الْقَصَصِ»، بدين جهت روزبهان به يوسف و سوره يوسف توجه خاصى دارد. وى گويد:

«جمال يوسف به همّت التباس از راه‌ «هذا رَبِّي» خليل برداشت، گفت: «إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ» ... عشق يعقوب بر يوسف- عليهما السلام- مر عاشقان را دليلى عظيم است در عشق انسانى، زيرا كه عشق او جز عشق حق نبود، و جمالش جمال حق را در عشق وسيلت بود. آن همه براى آن بود كه (محمّد)- صلوات اللّه عليه- يوسف را- عليه السلام- (گفت) كه «اعطى نصف الحسن»، و حسن او را معجزات و آيات آمد ... عشق يعقوب بر ان شاهد حق از ان آمد كه هر كه در ان مجلس ديده‌ور بود، همچون زليخا جاى وى از چشمه حسن وى در جان ساخت. «أَكْرِمِي مَثْواهُ» بر خوان، و عقل را ازين عقيلت برهان، كه چون حق آن شاهد را از جمال قدم جمال پوشيد، از عاشق و معشوق عذر «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» نيوشيد.»

در جاى ديگر آرد:

«مگر نشنيده‌اى كه يوسف- عليه السلام- هر روز زيباتر و نيكوتر بودى‌ «وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي». در شيخوخت نور حسن از روى موسى- عليه السلام- ساطع‌تر بود، چنانكه ايشان را هر دو پيوسته برقع بر روى بودى، و اگر نه چنان بودى، امّت در عشق از عبوديّت بازماندندى.»

روزبهان آيه‌ «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ» را نقل مى‌كند و مكرّر از آيات ديگر سوره يوسف شاهد مى‌آورد.

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم

روزبهان در خطبه عبهر العاشقين آرد:

«و صلّى اللّه ... على رئيس مملكته محمّد، المجتبى بخلّته، المصطفى بمحبّته ...»

از پيامبر ص بالقاب و نعوت خاص ياد كند، از ان جمله:

سيّد، سيّد عاشقان، بلبل عشق ازليّات و سيمرغ آشيانه ابديّات، غوّاص بحر عبرات شوق، و نخّاس عرايس عشق در اشواق مشاهده تجلّى و انوار مشارق تدلّى، قمر ولايت تفريد و شمس عالم توحيد و مسافر بيابان تجريد، زبده حسن قدم، و اصل سرمايه رهروان عدم، سيمرغ مشرق كان و آيت ما كان، شمع گيتى‌نواز، ملازم پرده راز، احسن الخلق و الخلق و شاهد الحق، خلاصه جوهر آدم، ماه بنى هاشم، شمس مطالع انوار قدم، شاهد مادر عدم، محمّد مصطفى. در جايى از او چنين ياد كند:

«اى سبب عشق ربّانيان، و اى سرمايه عشق روحانيان، و اى تحفه حق نزد آدميان، كه وارد شد از بحار رحمت، و صادر شد از معدن معرفت، جان جان آدم و غرض عالم و آدم، عشيق اللّه و محبّه و صفيّه محمّد المصطفى، صلوات اللّه عليه.»

در موضع ديگر گويد:

«فرمود ... صلّى اللّه عليه و سلّم كه‌ «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»، زيرا كه حسنش جلالى در جمالى سيّد ما بود. بهر موئى در زندان صد حسن يوسف داشت؛ و در هر لوح جانى، صد هزاران نقش شموس و اقمار ملكوتى از جمال جبروتى بنگاشت، جمالش پرتو تجلّى ذات بود، زيرا كه او آيينه صفات ذات بود. از آن، درين جهان، نشان آن جهان آمد، كه لجّه، بحر عميق قدم از راه عدم در ميان آمده، خلق را در دو صرايق عشق آن سيّد حاصل آمد: بعضى را عشق از موافقت او پديد آمد، و بعضى را عشق از تأثير رؤيت و صحبت خلق و خلق عظيمش كه حق آن را عظيم خواند، زيرا كه تخلّق بخلق او داشت. جانش نقش «خلق اللّه آدم على صورته» يافته بود، زيرا كه گفت «لعمرك» خلقش حق را صفت بود، زيرا كه گفت‌ «وَ إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ» پديد آمد.»

و در جاى ديگر گويد:

«چون منبع عشق كه محبّت خاص است، حق را صفت آمده، شاه و شاهزاده را به جلوه‌گرى در كائنات به خلّت و محبّت بستود؛ ابراهيم را خليل خواند، و محمد را حبيب ...»

عارفان بزرگ‌

روزبهان در عبهر العاشقين مكرّر از عارفان بنام- مخصوصا آنان كه با عشق و جمال سر و سرّى داشته‌اند- ياد كند از ان جمله:

ابو بكر شبلى‌، ابو بكر واسطى، ابو الحسين نورى، ابو سعيد الخراز، ابو عبد اللّه محمد بن خفيف، كه ازو به «شيخنا و سيدنا» تعبير كند، ابو القاسم جنيد، ابو يزيد بسطامى، حسين بن منصور حلاج، حصرى، ذو النون مصرى، سمنون المحب، عبد (الواحد) بن زيد، يوسف بن حسين رازى‌.

گاه اقوال عارفان مذكور را نيز نقل كند، و گاه مفاد گفته‌هاى آنان را به فارسى آرد.

روزبهان از عارفان خراسان به «سلاطين خراسان رضوان اللّه عليهم» تعبير كند.

عناوین دیگر این نوشتار
  • عبهرالعاشقین (عنوان اصلی)
  • عبهر العاشقین
  • کتاب عبهر العاشقین
  • کتاب عبهرالعاشقین
مربوط به دسته های: معرفی کتاب -