کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

حکمت

انتشار: شنبه ۱۰ شوال ۱۴۳۷ - بروزرسانی: سه‌شنبه ۲۴ جمادی‌الاولی ۱۴۳۸
منبع: امام شناسی جلد یازدهم، صفحه 269

حكمت عبارت است از قضاياى حقّه مطابق واقع از آن جهت كه سعادت انسان را شامل است، مانند معارف حقّه إلهيّه در مبدأ و معاد، و معارفى كه حقايق عالم طبيعت را از آن جهت كه با سعادت بشر ربط دارد روشن مى‌كند.

معناى حكمت كه در قرآن كريم وارد شده است‌

بسم الله الرّحمن الرّحيم

و به نستعين و صلّى الله على محمّد و آله الطّاهرين،

و لعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدّين،

و لا حول و لا قوّة إلّا بالله العلىّ العظيم.

قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:

« يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ».[۱]

«خداوند به هر كس كه بخواهد، حكمت را مى‌دهد. و كسى كه به او حكمت داده مى‌شود، تحقيقا به او خير كثيرى داده شده است. و اين مطلب را درنمى‌يابند مگر صاحبان خرد و عقل.»

حضرت استادنا العلّامة [طباطبائی] در «تفسير» گفته‌اند:

حكمة با كسره حاء، بر وزن فعلة براى بيان نوع است، كه دلالت دارد بر نوع معنى. و بنابراين معناى حكمت، نوعى از إتقان و محكم كردن است، و يا نوعى از أمر محكم متقن كه در آن رخنه و شكاف و فتورى يافت نمى‌شود. و غالبا در استعمالات، به معلومات عقليّه حقّه صادقه كه أبدا قابل بطلان و كذب نيست، گفته مى‌شود. و بنابراين حكمت عبارت است از قضاياى حقّه مطابق واقع از آن جهت كه سعادت انسان را شامل است، مانند معارف حقّه إلهيّه در مبدأ و معاد، و معارفى كه حقايق عالم طبيعت را از آن جهت كه با سعادت بشر مساس دارد روشن مى‌كند، مانند حقايق‌ فطريّه كه أساس تشريعات دينيّه و أحكام إلهيّه هستند. [۲]

و بر همين أصل است كه حكماى الهى گفته‌اند:

«الحكمة هو العلم بحقايق الأشياء على قدر الطّاقة البشريّة»

«حكمت عبارت است از علم به حقايق أشياء، به قدر طاقت و ظرفيّت بشر.»

و يا گفته‌اند:

«الحكمة صيرورة الإنسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم الخارجىّ»

«حكمت آنست كه دانش إنسان به پايه‌اى برسد، كه همانند موجودات عالم خارج، إنسان در ذهن و قواى عقليّه و تفكير و مشاهدات قلبيّه، عالمى از معلومات گردد.»

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طبق آيات شريفه قرآن مجيد، معلّم حكمت به امّت بوده‌اند، و يگانه شاگرد اين مكتب، حضرت مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه‌السّلام است كه آن‌قدر از حكمت سرشار بود كه در بعضى از مواقع خود رسول خدا به تعجّب مى‌آمدند، و از وفور علم و درايت او مبتهج و مسرور مى‌شدند. چنانكه در «مسند» أحمد حنبل با سلسله سند متّصل خود، روايت كرده است، از حميد بن عبد اللّه بن يزيد مدنى كه:

« إنّه ذكر عند النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قضاء قضى به علىّ بن أبي طالب عليه السّلام، فأعجب النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قال: الحمد للّه الّذى جعل الحكمة فينا أهل البيت

«چون در نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، قضاوتى را كه أمير المؤمنين عليه السّلام در موردى نموده بودند، بازگو شد، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به شگفت درآمدند و گفتند: حمد و سپاس از آن خداوندى است كه حكمت را در ما أهل البيت قرار داد.»

و خوارزمى: موفّق بن أحمد، با سند متّصل خود روايت كرده است، از زيد العمى، از أبو صديق ناجى، از أبو سعيد خدرىّ كه او گفت:

«قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: إنّ أقضى امّتى علىّ بن أبي طالب. [۳]

«رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت: به درستى كه راستين‌ترين و استوارترين امّت من در قضاوت علىّ بن أبي طالب است.»

مطالب مرتبط با حکمت

پانویس

۱. «آيه دويست و شصت و نهم از سوره بقره: دوّمين سوره از قرآن كريم».

۲. «تفسير الميزان»، ج ۲، ص ۴۱۸.

۳. «غاية المرام»، قسمت دوّم، ص ۵۲۸ به ترتيب حديث شماره ۳ و ۱، از طريق عامّه. و حديث دوّم را از طريق ديگر از عامّه در ص ۵۲۹ شماره ۱۴ از خوارزمى روايت مى‌كند.