کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > تناسخ و معاد جسمانی

تناسخ و معاد جسمانی

انتشار: یکشنبه ۸ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶ - بروزرسانی: چهارشنبه ۱۱ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶
نویسنده: استاد حجة الاسلام و المسلمین علی امینی نژاد
منبع: حکمت عرفانی؛ تحریری از درس‌های عرفان نظری استاد سید یدالله یزدان‌پناه ، صفحه ۵۷۱ تا ۵۷۴

در این نوشتار بعد از بیان رابطه تناسخ و معاد جسمانی به گونه مختصر اشاره‌ای به نظر صدر المتألهین در معاد جسمانی شده است.


تناسخ و معاد جسمانی

مراد از تناسخ به زبان ساده آن است که ارواح انسان‌ها پس از مرگ دوباره به بدن‌هاي انساني و يا حيواني ملحق مي‌شوند. در کلمات مردان بزرگ تاريخ و فيلسوفان و عارفان سترگ قديم نيز سخناني که ظهور در تناسخ دارد، بسيار وجود دارد. [۱] و همين سخنان موجب شده تا افراد ظاهربين و سطحي‌نگر بپندارند روح انسان‌ها پس از مرگ دوباره به همين دنيا برگشته و در بدن‌هاي مادي حلول نمايد و از جمله لوازم اعتقاد به تناسخ در تحليل سطحي آن در بعضي از عقايد و اقوام، نفي و انکار معاد بوده است.

عارفان مسلمان اين معنا از تناسخ را صددرصد باطل دانسته و بزرگاني همچون ابن فارض مصري و محيی الدين ابن عربي صريحاً تناسخ را باطل اعلام نموده‌اند. [۲] محقق قيصري به تبع ابن عربي نکتۀ فوق‌العاده مهمي را در اين بحث مطرح مي‌کند که بعدها صدرالمتألهين به نحو عالي و گسترده آن را پرورانده و زمينه‌هاي اساسي مسئلة معاد جسماني شکل گرفته است. به نظر محقق قيصري، ارواح انسان‌ها پس از مفارقت از بدن عنصري مادي مشمول قاعدة تناسخ خواهند شد، اما نه تناسخ به بدن‌هاي عنصري و مادي ديگر، بلکه به بدن‌هاي برزخي و مثالي ملحق خواهند شد. و حکيمان و عارفان بزرگ تاريخ، از آنجا که اهل شهود و مکاشفه بودند، تعلق ارواح را به اين ابدان جسماني برزخي مشاهده مي‌نمودند، مثلاً به‌روشني مي‌ديدند، روح کسي پس از مفارقت از بدن مادي به بدن يک گرگ يا خوک و يا مورچه و يا انسان نوراني ملحق مي‌شود. در نتيجه هنگامي که مشاهدات خود را براي مردم بازگو مي‌کردند، کساني که از عمق مسئله خبر نداشتند، مراد ايشان را به‌درستي درنيافته و سخنان آنها را بر معناي تناسخ باطل حمل مي‌نمودند. [۳]

برگردان قسمتي از تحقيقات ارزندة محقق قيصري در شرح فصوص الحکم آن است که مي‌گويد:

براي روح از ابتداي تنزلاتش تا موطن دنيايي،‌ صورت‌هاي فراواني بر حسب موطني که از آن در نزول مي‌گذرد، وجود دارد. و روح هنگام رجوع و معاد در صورت‌هاي برزخي بر حسب هيئت‌هاي روحاني و در صورت‌هاي بهشتي يا دوزخي که اعمال نيکو و کارهاي زشت آنها را اقتضا مي‌کند ظهور مي‌نمايد و همة اشارات و سخنان اولياءالله (که تناسخ از آنها استفاده مي‌شود) به اين صورت برزخي يا قيامتي برمي‌گردد نه به بدن‌هاي عنصري مادي (تا تناسخ باطل لازم آيد). [۴]

از همين رهگذر معاد جسماني هم تا حدودي روشن مي‌شود. البته بحث‌هاي دامنه‌داري در اين موضوع وجود دارد که صدرالمتألهين در اين بحث و امثال آن، با استفاده از آيات و روايات، گوي سبقت را حتي از عرفا ربوده و بسيار گسترده و مستوفي در دو جلد هشتم و نهم اسفار و در آثار ديگر خود همانند الشواهد الربوبيه و مفاتيح الغيب و رساله‌هاي ديگر سخن گفته است. بر اساس تحقيقات ايشان، انسان مادامي که در دنيا هست، با اعمال و نيات و گفتار خود، با علومي که مي‌آموزد و با همة حرکات و سکنات خويش، مشغول ساختن و تکميل بدن ديگري وراي اين بدن مادي و از سنخ عالم مثال است ـ و البته آنها که به مقامات شهود دست يافته و چشم‌هاي برزخي آنها گشوده شده است، مي‌توانند اين ساخت‌وساز و هيئت‌هاي حاصله را مشاهده نمايند‌ـ روح انسان به محض متلاشي شدن بدن مادي و مفارقت از جسم عنصري، با همان بدن جسماني مثالي همراه و حيات جديدي را آغاز مي‌نمايد که طليعة معاد و قيامت است.

مطالب مرتبط

معاد جسمانی در داستان حضرت ابراهیم اثر : حاج شیخ محمد حسن وکیلی

پانویس

۱. ر.ك: مجموعه مصنفات شيخ اشراق، با تصحيح هنري کربن، ج ۲، کلمة الاشراق، ص ۲۱۷، ۲۲۱ و ۲۲۲؛ اسفار، ج ۹، ص ۲.

۲. شرح فصوص الحکم قيصري، اواخر فص شيئي، ص ۱۲۵.

۳. و آنچه بيشتر به اين برداشت غلط دامن مي‌زد، خلطي بود که از سوي خود عارفان مکاشف بين صور برزخي خيالي و صور حسي روي مي‌داد چون نمي‌توانستند به‌درستي بين آنها تمييز دهند، صريحاً مشهودات خود را به عالم حسي و مادي انتساب مي‌دادند، ر.ك: اسفار، ج ۹، ص ۳۳۷.

۴. متن کامل گفتار محقق قيصري در شرح فصوص الحکم ص ۱۲۵ اين‌چنين است:

وما جاء في کلام الأولياء مما يشبه التناسخ انّما هو بحکم احدية الحقيقة وسريانها في صور مختلفة کسريان المعني الکلّي في صور جزئياته وظهور هويّة الحق في مظاهر اسمائه وصفاته، لذلک نفوا التناسخ حين صدر منهم مثل هذا الکلام کما قال الشيخ العارف المحقق ابن فارض قدس الله روحه:

فمن قائل بالنسخ فالمسخ واقع بهابرءو کن عما يراه بعزلةٍ

وللروح من اول تنزلاته الي الموطن الدنياوي صور کثيرة بحسب المواطن التي يعبر عليها في النزول وصورٌ برزخيّة علي حسب هيئاتها الروحانية وصور جنانيّة وصور جهنميّة تطلبها الأعمال الحسنة والأفعال القبيحة تظهَرُ فيها عند الرجوع واشاراتهم کلها راجعة اليها لا الي الأبدان العنصريّة لعدم انحصار العوالم.