کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

قیامت

انتشار: پنج‌شنبه ۲۴ شوال ۱۴۳۵ - بروزرسانی: چهارشنبه ۹ رمضان ۱۴۳۷
نویسنده: استاد حجة الاسلام و المسلمین علی امینی نژاد
منبع: حکمت عرفانی؛ تحریری از درس‌های عرفان نظری استاد سید یدالله یزدان‌پناه صفحه 574

در این نوشتار مولف به عنوان مقدمه ابتدا تحليل عرفا را از حقيقت ايجاد و اعدام بیان نموده، سپس به انواع قیامت نزد اهل معرفت می‌پردازد؛ اولین نوع از قیامت، قيامت لحظه به لحظه است، نوع دوم قيامت صغرای آفاقی، نوع سوم و چهارم و پنجم به ترتیب قيامت صغرای انفسی، قيامت کبرای شرعی، قيامت کبرای انفسی می‌باشد.


فهرست
  • ↓۱- تحليل اهل عرفان از حقيقت ايجاد و اعدام
  • ↓۲- انواع قیامت
    • ↓۲.۱- ۱. قيامت لحظه به لحظه
    • ↓۲.۲- ۲. قيامت صغرای آفاقی
    • ↓۲.۳- ۳) قيامت صغرای انفسی
    • ↓۲.۴- ۴. قيامت کبرای شرعی
    • ↓۲.۵- ۵. قيامت کبرای انفسی
  • ↓۳- پانویس

تحليل اهل عرفان از حقيقت ايجاد و اعدام

به نظر اهل معرفت مرگ و امثال آن، نيست کردن و اعدام حقيقي نيست همچنانکه ايجاد نزد ايشان به معناي فلسفي و حقيقي خود نمي‌باشد زيرا معدوم ساختن شيء موجود و موجود ساختن امر معدوم به معناي متعارف فلسفي آن، در عرفان راه ندارد. و همة مباحث عرفاني از جمله ايجاد و اعدام بر اساس دو اصل کمون و بروز و لوازم آن سامان مي‌پذيرد.

بر همين اساس ايجاد اشيا به معناي بروز يافتن آنها و خروج از کمون است، يعني اشيايي که مخفي بوده‌اند، ظهور مي‌يابند و طبيعتاً حق‌تعالي در اين فرآيند مخفي مي‌شود زيرا آنجا که حق‌تعالي و وحدت ظاهر است اشيا مخفي‌اند و هرگاه اشيا بروز و ظهور يابند حق در دل آنها پنهان مي‌گردد و وحدت در دل کثرت و پشت پرده ايشان مخفي مي‌شود.

محقق قيصري در همين باره مي‌گويد:

ايجاده للاشياء اختفائه فيها مع اظهاره ايّاها. [۱] به‌وجود آوردن خداوند اشيا را به معناي مخفي شدن خود در ميان آنها (که) به همراه ظاهر ساختن ايشان است، مي‌باشد.

به همين ترتيب اعدام در عرفان اسلامي به معناي کمون يافتن اشيايي است که ظهور و بروز داشتند که لازمة‌ آن ظهور و بروز خداوند متعال است، بنابراين آن هنگام که کثرت پنهان و وحدت آشکار مي‌شود، و با در کمون رفتن اشيا و مخفي شدن آنها، خداي واحد قهار جلوه مي‌کند حقيقت اعدام عرفاني روي خواهد داد که از مجموعة اين فرآيند به اعدام و نيست کردن عرفاني تعبير مي‌شود.

به همين جهت قيصري در ادامة عبارت سابق و در مقام تشريح اعدام از منظر عرفان مي‌گويد:

واعدامه لها في القيامة الکبري ظهوره بوحدته وقهره ايّاها بازالة تعيّناتها وسماتها وجعلها متلاشيةً کما قال لمن الملک اليوم لله الواحد القهّار وکل شيءٍ هالک الا وجهه وفي الصغري تحوّله من عالم الشهادة الي عالم الغيب او من صورة الي صورة في عالمٍ؛ [۲] معدوم ساختن اشيا توسط خداوند متعال (گاه در قيامت کبرا صورت مي‌گيرد و گاه در قيامت صغرا و مرگ. اما) در قيامت کبرا (به معناي) ظهور خداوند با وصف وحدت و يگانه‌اي اوست (که لازمة آن) مقهور ساختن اشيا‌ به واسطة ازاله تعينات و علائم آنها و متلاشي کردن اين تعينات است.

همچنان‌که خداوند (دربارة آن وضعيت) فرمود: پادشاهي از آنِ كيست؟ (وچون كسي نيست كه پاسخ دهد، خود پاسخ مي‌دهد كه) از آنِ خداي واحد قهار است. و فرمود: جز وجه الله همه چيز فاني و نابود است. و اما اعدام در قيامت صغرا تحول و انتقال چيزي از عالم شهادت به عالم غيب يا از صورتي به صورت ديگر در يک عالم است.

ابوبکر محمد بن داود دينوري (م۳۵۰) در تفسير آية شريفة «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»، عبارت زيبايي دارد که در عين اختصار همه حرف عرفا را در تبيين ايجاد و اعدام عرفاني ارائه مي‌کند، وي مي‌گويد:

قوله تعالي «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» اي إظهار غائبٍ وتغييب ظاهرٍ. [۳]

خداوند متعال که مي‌فرمايد: «هر روز (و لحظه‌اي) او در کاري است» (مراد از کار) آشکار ساختن امر پنهان و پنهان کردن امر آشکار است.

انواع قیامت

پس از اين مقدمه و وضوح بيشتر حقيقت ايجاد و به‌ويژه اعدام در ساختار عرفاني، در عباراتي موجز و گذرا، نوع قيامت را ارائه مي‌نماييم، چراکه به نظر اهل معرفت پنج نوع قيامت وجود دارد که عبارت‌اند از:

۱. قيامت لحظه به لحظه

قسم اول از قيامت، آن است که براي همة موجودات در هر لحظه و آن روي مي‌دهد، زيرا همة ذرات عالم همچنان‌که در قوس نزول لحظه به لحظه از غيب به طرف شهادت مي‌آيند، لحظه به لحظه نيز در قوس صعود از شهادت به جانب غيب در حرکت‌اند. و آن به آن نوعي از اعدام عرفاني و در نتيجه قيامت براي آنها روي مي‌دهد و يکي از اسرار آنکه به آخرت و قيامت «ساعت» گفته مي‌شود همين است که در هر ساعت و لحظه‌اي قيامتي و دگرگوني و اعدامي روي مي‌آورد. قيصري دربارة قسم اول از قيامت مي‌گويد:

براي قيامت و ساعت انواع پنج‌گانه‌اي به تعداد حضرات خمس وجود دارد، يکي از انواع قيامت همان است که در هر آن و لحظه‌اي اتفاق مي‌افتد، زيرا در هر آني، موجودات عالم که عبارت‌اند از معاني و تجليات و کائنات و فاسدات و غيرآنها که جز خداوند به تعداد آنها احاطه ندارد ـ از غيب به طرف شهادت ظهور و از شهادت به طرف غيب داخل مي‌شوند و از همين جهت قيامت را ساعت گفته‌اند و خداوند متعال مي‌فرمايد:

بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ و يا مي‌فرمايد: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ. [۴]

چنانچه قيصري در ذيل کلام خود اشاره مي‌کند، اين قسم از قيامت ارتباط زيادي با تجدد امثال و خلق جديد دارد و به عبارت ديگر لازمه پذيرش تجدد امثال، اعدام‌هاي آني‌اي است که خود نوعي از معاد و قيامت است و اشيا دم به دم پس از به ظهور رسيدن، به عالم غيب رهسپار مي‌شود.

نو ز کجا مي‌رسد کهنه کجا مي‌رودورنه وراي نظر عالم بي‌منتهاست

۲. قيامت صغرای آفاقی

هنگامي که انسان به مرگ طبيعي [۵] ـ اعم از اخترامي و طبيعي ـ از دنيا رحلت کرده و مي‌ميرد به نظر اهل معرفت، قيامت شخصي او بپا مي‌شود. از همين روي اين قيامت در مقايسه با برخي از قيامت‌ها که در پي خواهد آمد کوچک‌تر است و چون در عالم خارج از نفس اتفاق مي‌افتد، آن را قيامت صغراي آفاقي نام کرده‌اند. رسول‌اللهˆ در روايتي که از ايشان نقل مي‌شود، اشاره به همين نوع از قيامت فرموده و مي‌گويد: من مات فقد قامت قيامته. [۶] هر کسي بميرد قيامت او برپا مي‌شود. [۷] البته قيامت به معناي رستاخيز است و خيزش و قيامي روي مي‌دهد، و در هنگام مرگ، تمام خلقيات و ملکات و افعال او قيام مي‌کنند و به صورت‌هاي مختلف بهشتي يا دوزخي، زشت يا نيکو جلوه‌گر مي‌شوند.

۳) قيامت صغرای انفسی

نوع ديگري از قيامت صغرا، نه در آفاق بلکه در نفس سالک و با ارادة او محقق مي‌شود. در اين نوع از قيامت آثار مرگي که به صورت طبيعي در عالم خارج تحقق مي‌يابد، در شرايط خاصي براي سالک الي الله و در حال حيات او رخ خواهد داد، لذا براي تمييز اين دو نوع از قيامت صغرا، يکي را قيامت صغراي آفاقي و ديگري را قيامت صغراي انفسي نام کرده‌اند.

بنابراين در مقابل مرگ طبيعي، مرگ ارادي و اختياري قرار دارد، همچنان‌که پيامبر اعظم در نقل معروفي مي‌فرمايد:

موتوا قبل ان تموتوا.

فراز اخير سخن پيامبر «ان تموتوا» اشاره به قيامت صغراي آفاقي و مرگ طبيعي دارد زيرا غيرارادي بوده و خودبه‌خود و بدون اختيار انسان اتفاق مي‌افتد، اما در فراز ابتدايي که امر بر مردن مي‌کند و مي‌فرمايد «موتوا» به صورت روشني بر نوع ديگري از مرگ که تحت اراده و اختيار انسان است اشاره مي‌نمايد، اين همان قيامت صغراي انفسي مي‌باشد که براي سالک، همه آنچه که در مرگ طبيعي براي انسان از مکاشفات و مشاهدات روي مي‌دهد اتفاق خواهد افتاد. قيصري دربارة قسم سوم از قيامت مي‌گويد:

وبازاء الموت الارادي الذي يحصل للسالکين المتوجهين الي الحق تعالي قبل وقوع الموت الطبيعي کما قال صلی الله علیه و آله: موتوا قبل ان تموتوا... لذلک ينکشف للسالک ما ينکشف للميّت ويسمي بالقيامة الصغري.[۲] و در مقابل مرگ طبيعي، مرگ ارادي است که براي سالکان راه خدا پيش از وقوع مرگ طبيعي به وقوع مي‌پيوندد همچنان‌که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بميريد قبل از آنکه بميريد... به همين جهت (و وقوع مرگ ارادي براي اهل سلوک) آنچه براي مردگان کشف مي‌شود، بر سالکان کوي دوست هم کشف شده (و چشم برزخي آنها گشوده مي‌گردد) و اين نوع از قيامت (همچون قسم قبلي) قيامت صغرا ناميده شده است (زيرا اختصاصي و مربوط به شخص واحدي است).

۴. قيامت کبرای شرعی

در برابر دو نوع قيامت صغراي آفاقي و انفسي، دو نوع قيامت کبراي «آفاقي يا شرعي» و «انفسي» وجود دارد. و همچنان‌که از نام آنها پيداست، اختصاص به فرد خاصي ندارد و حشر و قيامت و رستاخيز همگاني است، منتها با تفاوتي که بين دو نوع از قيامت کبرا موجود است زيرا قيامت کبراي شرعي همان قيامتي است که موعود همة‌ انبياست و در قرآن و روايات خبر از آمدنش داده‌اند و بخش زيادي از متون ديني در شرح و بسط ويژگي‌هاي آن و اتفاقاتي است که در آن مي‌افتد. و برخلاف مرگ طبيعي که قيامت شخصي است و مربوط به فرد خاصي مي‌شود، اين قيامت همة خلايق را شامل مي‌شود. قيصري در ادامة نوشته‌هاي سابقش و در مقام تبيين نوع چهارم از قيامت مي‌گويد:

و قسم ديگري از قيامت، آن است که وعده داده شده و مورد انتظار همگان است

مثل آنکه خداوند متعال مي‌فرمايد:‌

روز قيامت بدون هيچ شک و ترديدي خواهد آمد (أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا) و غير اين از آيات ديگري که دلالت بر قيامت دارد. [۲]

قيصري در ادامه چگونگي وقوع قيامت کبرا را شرح داده و همان مطلبي را که پيش‌تر دربارة اعدام عرفاني ارائه کرده بوديم، ارائه مي‌دهد و مي‌گويد:

وذلک بطلوع شمس الذات الاحديّة من مغرب المظاهر الخلقية وانکشاف الحقيقة الکلّية وظهور الوحدة التّامة وانقهار الکثرة کقوله تعالي لمن الملک اليوم لله الواحد القهّار.

و (همچنان‌که با طلوع خورشيد، شب به کنار مي‌رود و روز هويدا مي‌شود) قيامت با طلوع و درخشش خورشيد ذات احدي از جانب غروب مظاهر خلقي و کشف حقيقت کليه و ظهور وحدت تامه و مقهور شدن کثرات، تحقق مي‌يابد همچنان‌که خداوند متعال مي‌فرمايد: لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (پادشاهي و سيطرة امروز از آنِ کيست؟ از آنِ خداي واحد قهار است ـ که غيري در ميان نگذاشته است ـ).

۵. قيامت کبرای انفسی

آنچه در قيامت کبراي شرعي روي مي‌دهد چيزي شبيه آن براي انسان موحدي که به مقامات فنايي و بالاتر از آن مقامات بقاي بعد از فناي رسيده است، اتفاق مي‌افتد، يعني قيامت و رستاخيز همه براي او تجلي مي‌کند، جهنميان و بهشتيان را مي‌بيند، اهل سعادت و شقاوت را مشاهده مي‌کند، انواع عذاب‌هاي دوزخي و تنعمات بهشتي را مي‌بيند. همچنان‌که نمونة ضعيف آن براي جوان پاک‌دلي که رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم او را در مسجد مدينه ديدار نمود و داستان آن را در مبحث‌هاي پيشين نقل نموديم، روي داده است.

قيصري در پايان گفتاري که انواع قيامت را برمي‌شمارد، دربارة قيامت کبراي انفسي مي‌گويد:

وبازائه ما يحصل للعارفين الموحّدين من الفناء في الله والبقاء‌ به قبل وقوع حکم ذلک التجلّي علي جميع الخلائق ويسمّي بالقيامة الکبري.

و در برابر قيامت موعود، آن قيامت بزرگي است که براي عارفان موحد روي مي‌دهد که عبارت از فناي در حق و بقاي به حق است (که در اين حال وحدت حق ظاهر و اشيا در مرحلة اول مخفي و در مقام بقا، به بقاي ‌حق باقي خواهند بود) پيش از اينکه اين نحو تجلي براي جميع خلايق روي دهد.

در يک نگاه عرفاني ديگر، در مسير صعودي قوس صعود، سه عالم در پي هم قرار دارند، ابتدا دنيا و پس از آن برزخ و در نهايت آخرت و قيامت است، اين سه عالم از منظر عرفاني با دو اسم ظاهر و باطن ـ که از امهات اربعه اسما بوده و همة اسم‌هاي الهي از جهت ظهور و بطون ذيل يکي از آن دو مي‌گنجند ـ اداره مي‌شوند.

کيفيت اداره اين عوالم ثلاثه توسط دو اسم ظاهر و باطن بدين صورت است که اسم ظاهر متکفل حقيقت دنيا و تمام شئون آن است و اسم باطن مقتضي آخرت است و اسم ترکيبي که از نکاح دو اسم ظاهر و باطن تولد يافته و مابين آن دو قرار دارد، متکفل برزخ و امورات آن است. و فرآيند عمل اين سه اسم در قوس صعود بدين منوال است که آنچه در اين عالم ظاهر است در عوالم ديگر به تدريج باطن شده و به کمون مي‌روند و آنچه در اينجا باطن و مخفي بوده در عوالم ديگر به آرامي ظهور مي‌يابند، بنابراين جسم و بدن مادي و عنصري و هيئات و اشکال و هر چيز ديگر عالم ماده، نه آنکه از بين برود بلکه در باطن فرو رفته و از ظهور آن به‌تدريج کاسته مي‌شود و اساساً مي‌توان يکي از تحليل‌هاي بسيار خوب در معاد جسماني را همين‌ اصل عرفاني دانست که صور مادي با همة ريزه‌کاري‌هايش در عوالم ديگر باقي‌اند لکن به صورت بطون و خفا و تمام ملکات و خلقيات و نيات و نتايج اعمال و حرکات و گفتار که در باطن و ضمير انسان مخفي بوده‌اند،‌ در برزخ و معاد‌ـ با اختلاف درجة ظهور حقايق ـ به‌تدريج بروز و ظهور مي‌يابند. و بر اساس همين مبنا تفاوت برزخ و قيامت ـ همچنان‌که صدرا نيز بر آن پاي فشرده است [۱۰] ـ فقط در شدت و ضعف نهفته است. به همين جهت، به تعبير قرآني، روز قيامت، «يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» است يعني هر آنچه در اينجا در جان‌ها و سرائر مردم مخفي بوده، آشکار مي‌شود که در ازاي آن هر آنچه در دنيا ظاهر و آشکار بوده، پنهان و مستور مي‌گردد.

قيصري اين بحث را به زيبايي قلم زده و مي‌نويسد:

فاذا کملت هذه الدائرة ايضاً وجب قيام الساعة باقتضاء الاسم الباطن والمتولّد من الباطن والظاهر الذي هو الحدّ الفاصل بينهما، ظهور کمالاته واحکامه فيصير کل ما کان صورةً معنيً وکل ما کان معنيً صوره‌اي يظهر ما هو مستورٌ في الباطن من هيئات النفس علي صورها الحقيقية ويستتر الصور التي احتجبت المعاني فيها فيحصل صورة الجنّة والنار والحشر والنشر علي ما اخبر عنه الانبياء والاولياء صلوات الله عليهم اجمعين.[۱۱]

وقتي دايرة ولايت نيز (همچون دايرة نبوت با آمدن خاتم اوليا) کامل شود، قيام ساعت (و وقوع آخرت) واجب مي‌گردد (و کيفيت آن بدين صورت است که) اسم باطن و اسمي که از ترکيب دو اسم ظاهر و باطن تولد يافته و حد فاصل آن دو است. مقتضي ظهور کمالات و احکام خويش مي‌باشند و در نتيجه هرچه (در اينجا) صورت است (آنجا) معنا مي‌شود (و باطني مي‌گردد) و هر آنچه (در اينجا) معنا (و باطن) بوده (آنجا) صورت مي‌شود. و به عبارت ديگر هر آنچه (در اينجا) از هيئت‌هاي نفساني در باطن انسان پوشيده بوده (در آنجا) به صور حقيقي خود آشکار مي‌شوند و صورت‌هايي که (در اينجا) معاني در آنها در پرده بودند (آنجا) مستور مي‌گردند، پس (بدين ترتيب و ظهور حقايق پنهان) بهشت و جهنم و حشر و نشر (و غير اينها) بنابر همانچه که پيامبران و اولياي الهي صلوات الله عليهم اجمعين، خبر داده‌اند، به وقوع مي‌پيوندد.

آنچه در اين درس ارائه شد، تنها قسمت‌هايي از مباني عرفا در تبيين حقيقت معاد و قيامت است و بخش‌هاي زياد ديگري همانند انقطاع عذاب و خلود در آن، حقيقت مواقف قيامت، صراط، کتاب،‌ حشر و نشر و غير آنها، به جهت محذوراتي که از نظر حجم کتاب وجود داشته است، مطرح نشده است. و در درس‌هاي پسين، مباحث مرتبط با انسان کامل که سومين فصل کتاب را تشکيل مي‌دهد، به صورتي گذرا ارائه خواهد شد.

پانویس

۱. شرح فصوص الحکم قيصري، فصل اول از مقدمه، ص ۷.

۲. همان.

۳. رساله قشيريه،‌ پاورقي ص ۱۰۹.

۴. شرح فصوص الحکم قيصري، فصل نهم از مقدمه، ص ۴۱.

۵. مرگ طبيعي مشترک لفظي بين دو معناست. يکي مرگ طبيعي در مقابل مرگ ارادي و ديگري مرگ طبيعي در مقابل مرگ اخترامي.

۶. بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۷.

۷. ر.ك: شرح فصوص الحکم قيصري، ص ۴۱.

۸. همان.

۹. همان.

۱۰. اسفار، ج۹، ص ۳۳۵، ۳۳۶ و نيز حاشية ملا هادي سبزواري در همين جلد ۱ اسفار، ص ۲۱۹.

۱۱. شرح فصوص الحکم قيصري، ص ۴۰.

مربوط به دسته های: جهان شناسی عرفانی -