کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > دانشنامه > راه‌های انحرافی سفر

راه‌های انحرافی سیر و سلوک

تغییر عنوان از: راه‌های انحرافی سفر
انتشار: شنبه ۱۸ ذی‌القعده ۱۴۳۵

در این مقاله بعد از مقایسه عبادت در عرفان با سایر عبادات تلاش شده تفاوتها بین عرفان و سه راه انحرافیِ غلو، علوم غریبه و تصوفِ باطل بررسی شود.

فهرست
  • ↓۱- عرفان و راه‌هاي انحرافي يا مشابه
  • ↓۲- مطلب اوّل: تفاوت راه عرفان با عبادت سوداگرانه و يا برده‌وار
  • ↓۳- مطلب دوّم: تفاوت راه عرفان با مسلك غلوّ
  • ↓۴- مطلب سوّم: تفاوت راه عرفان با راه علوم غريبه
  • ↓۵- تفاوت راه عرفان با مسلک تصوف باطل
  • ↓۶- نوشتارهای مرتبط
  • ↓۷- پانویس

عرفان و راه‌هاي انحرافي يا مشابه

عرفان الهي راهي است ويژه که نه نظيري دارد و نه جايگزيني. راه عرفان به خدا مي‌رسد و مي‌رساند و ديگر راه‌ها چنين نيستند. راه‌هاي عرفان‌نما دو گونه‌اند. گونة نخست راه‌هاي منحرفند که مبنايشان فاسد است. گونة دوم راه‌هاي مشابه‌اند که مبنايشان فاسد نيست، ولي ناقص است. راه‌هاي منحرف به آتش دوزخ ختم مي‌شود و راه‌هاي مشابه به بهشت و نه بهشت‌آفرين.

در اين فصل به اختصار به بررسي دو راه از راه‌هاي مشابه و سه راه از راه‌هاي انحرافي مي‌پردازيم.

راه‌هاي مشابه

راه‌هاي مشابه به اين ترتيب:

  • ۱. راه عبادت سوداگرانه و تاجرانه و از سر طمع در نعمت‌هاي بهشتي
  • ۲. راه عبادت برده‌وار و از سر ترس از آتش دوزخ

اين دو راه را در هم تنيده و به صورت نسبتاً گسترده طرح کرده‌ايم. اين تفصيل به چند جهت بوده است:

  • اوّلاً: اين بحث به بررسي مسئلة نيت گره خورده و بحث نيت در دين، بحثي بسيار مبسوط، کليدي و مهم است و متأسفانه کمتر مورد بازخواني دقيق قرار گرفته است.
  • ثانياً: بسياري از خلط‌ها در طول تاريخ اسلام بين مباحث و شخصيت‌هاي عرفاني و غيرعرفاني، ريشه در اين بحث دارد.
  • ثالثاً: نوآوري‌ها و نکته‌هاي بديعي وجود داشت که جز با بحث گسترده قابل طرح نبود.

راه‌هاي انحرافي

راه‌هاي انحرافي را به اين ترتيب ذکر کرده‌ايم:

  • ۱. راه غلوّ در مقام معصوم و هدف پنداشتن او
  • ۲. راه علوم غريبه و تصرّفات
  • ۳. راه تصوّف باطل و تقويت نفس

پس در اين فصل از کتاب در چهار مطلب بحث مي‌کنيم، ولي پيش از آن يک پرسش را بايد اجمالاً پاسخ دهيم.

يك پرسش

ممكن است كسي بگويد مگر نه اين است كه «الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق» «راه‌ها به سوي خدا به تعداد نفْس انسان‌هاست» و مگر نه اين است كه «سُبُل الي الله» بسيار است، پس چرا راه به سوي خدا را راهي خاص و ويژه مي‌دانيد؟ چرا انحصارطلبيد؟ امروزه بعضي موسيقي را راه به سوي قرب الله دانسته‌اند و برخي دم از عرفان هندي و سرخ‌پوستي زده‌اند. چه ايرادي دارد بگوييم: راه‌ها به سوي خدا بسيار است، تا اولاً از انحصار بي‌دليل رسته باشيم و ثانياً از ترساندن مردم كه داراي سلايق گوناگوني هستند، فاصله گرفته باشيم؟

پاسخ

پاسخ اين پرسش به دو صورت اجمالي و تفصيلي ممكن است. در پاسخ تفصيلي بايد به اين مباحث پرداخت:

۱. معناي جمله «الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق» چيست؟

۲. آيا ما صراط‌هاي مستقيم داريم و يا صراط مستقيم يكي بيش نيست و يا نمي‌تواند باشد؟

۳. چه ارتباطي ميان سُبُل سلام يا سُبُل الهي با صراط مستقيم هست؟

۴. آيا آنچه ماية ديني ندارد، همانند موسيقي مي‌تواند مقرّب آدمي به سوي خدا باشد؟

۵. چه مقدار سليقه‌هاي گوناگون مي‌توانند در انتخاب مسير آدمي به سوي حق نقش مثبت يا منفي داشته باشند؟


برخي از اين مباحث در لابه‌لاي بخش‌هايي از اين نوشتار مورد بحث قرار گرفته است[۱] و برخي خود نوشتاری مستقل مي‌طلبد. آنچه مي‌توان اجمالاً در اين مجال گفت اين است كه راهي به سوي پروردگار جز عمل به شريعت همراه با اخلاص كامل نيست. و اصول شرايع يكي است.

«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ»[۲]؛ «همانا دين در نظر پروردگار فقط اسلام است».

از سوي ديگر، همة انسان‌ها داراي فطرت توحيدي‌اند و در همه شوق به ماوراي طبيعت نهاده شده است. به ديگر سخن فطرت كمال‌جويي در همة آدميان وجود دارد و لذا علاقه به كشف مجهولات غيبي در همة انسان‌ها به گونه‌هاي مختلف ديده مي‌شود و كارکرد اصلي دين نيز بيدار كردن و سپس هدايت اين فطرت است، زیرا انسان‌ها در تطبيق با مشكل روبه‌رو هستند. گروهي خطاي در تطبيق دارند و راه‌هاي انحرافي را برمي‌گزينند، مثلاً موسيقي را راه به سوي الله مي‌پندارند و يا از رندي سالكانه اباحي‌گري مي‌فهمند و آن را مقرّب مي‌شمارند و گروهي خطايشان در اين حدّ است كه راه‌هاي ناقص را به جاي راه كامل مي‌گزينند و به رشد لازم نمي‌رسند، مثلاً عبادت تاجرانه و يا زهد برده‌گونه را به جاي راه معرفت و عبوديت مطلقه مي‌گيرند و از بهشت‌آفرين به بهشت اكتفا مي‌كنند. خسران اينها از گروه نخست كمتر است، اما باز هم خسراني عظيم و معامله‌اي پرضرر است.

راه‌هاي ناقص حتي ممكن است تا مسافتي با راه كامل در پاره‌اي آثار، به ظاهر، هماهنگ باشد، ولي يقيناَ به سرمنزل مقصود منتهي نمي‌شود. كسي كه تمام همّ و غمش تقويت نفس و دست‌يابي به پاره‌اي تصرفات است، هرگز به الله نمي‌رسد و طعم شيرين فناء في الله و بقاء بالله را نمي‌چشد، زیرا به فرمان حكيمانة

«دَعْ نفسك و تعال»؛

«خود را بنه و بالا بيا»، عمل نكرده است. آنكه به دنبال كرامت است، از فهم حقيقت «كرامت انساني» مهجور است و قهراً از دست‌يابي به صراط مستقيم بَسي دور است. او كجا مي‌تواند از «هستي مجازي» خويش بگذرد و جز حق نخواهد و نبيند و نداند؟

مطلب اوّل: تفاوت راه عرفان با عبادت سوداگرانه و يا برده‌وار

متن اصلی: عبادت عارفانه - نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی

ابتدا به تعريف چند اصطلاح از ديدگاه ابن‌سينا مي‌پردازيم.

زاهد: کسي که از کالاي دنيا و لذت‌هايش روي‌گردان است.

عابد: کسي که بر انجام عبادات از قبيل نماز، روزه و ... مواظبت دارد.

عارف: کسي که فکر و ضمير خود را از توجه به حق بازداشته و متوجه عالم قدس است.

ظاهر عبارت اين است که اين سه قسم مي‌توانند با يکديگر اجتماع داشته باشند.

به نظر شهيد مطهري مجموعاً مي‌توان ۷ صفت فرض کرد (به تنهايي يا به صورت ترکيبي) اما سه قسم آن عملاً وقوع ندارد، مثل عارف صِرف، عارف زاهد غير عابد و ... .

نظر نگارنده:

هنگام جمع‌بندي خواهيم ديد که امکان اجتماع عرفان با زهد و عبادت ابتدايي به نظر مي‌رسد، زیرا زهد زاهد و زهد عارف اشتراک لفظي دارند و ... . بنابراين اقسام منحصر در ۴ قسم مي‌شود: زاهد، عابد، زاهد عابد، عارف.


ابن‌سينا:

زهد غير عارف نوعي معامله و زهد عارف نوعي پاکيزه نگه داشتن دل از غير خداست و همچنين عبادت غير عارف نوعي مزدوري است، ولي عبادت عارف نوعي رياضت براي اراده و قواي وهمي و خيالي است تا در اثر عادت دادن بتواند آنها را از دار غرور منصرف سازد و به سوي حق متوجه گرداند و اين يعني رياضت عاشقانه و پرستش عارفانه و خداوند را هدف ديدن و واسطه ندانستن.


برخي از نکات قابل استفاده از عبارات ابن سينا

  • ۱. عرفان، زهد و عبادت قابل جمع هستند.
  • ۲. زهد زاهد و عبادت عابد تفاوتي اساسي و بنيادي با زهد و عبادت عارف دارد.
  • ۳. زهد و عبادت و عرفان عارف مربوط به سر اوست، ولي در زاهد و عابد مربوط به ظاهر و جسم اوست.

نقد سخنان ابن سينا

۱. تعريف ابن‌سينا از سه واژة زاهد، عابد و عارف ناقص است و همين نقص ماية خلطي هم شده است. به عبارت ديگر، از قسمتي از عبارت ابن‌سينا برداشت مي‌شود که عرفان با زهد و عبادت قابل جمع نيست، در حالي که در جاي ديگر گفته گاه بعضي از اين عناوين با بعضي ديگر ترکيب و جمع مي‌شود.

۲. همچنين در عبارت ابن سينا ميان سالک و عارف خلط صورت گرفته است.


ديدگاه مکتب اهل بيت

بسياري از بزرگان معتقدند راي دين هم جز راي اهل عرفان نيست و براي اثبات اين ادعا به تعدادي از سخنان معصومين: استناد کرده‌اند. به عنوان مثال امام علي۷ مي‌فرمايد: «خدايا من تو را به طمع بهشت يا ترس از دوزخ نپرستيده‌ام، بلکه چون تو را شايستة پرستش يافتم پرستيدم».


نظر فقيهان

فقيهان شيعه همگي در هر عمل عبادي نيت را شرط مي‌دانند. آنان نيت را به «قصد قربت» و يا «قصد امتثال امر» تفسير مي‌کنند و آنگاه به تعيين مصاديق قصد قربت يا قصد امتثال مي‌پردازند. نظر شهيد اول و صاحب عروه در متن مورد بررسي قرار گرفته که از ذکر آن خودداري مي‌کنيم.


نظر عارف کامل مرحوم ملکي تبريزي

مرحوم ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي در بخشي از کتاب "مراقبات" مبحثي دربارة نيت و قصد دارند که به دليل اهميت به برخي از نکات آن اشاره مي‌شود.

۱. عبادت خدا به قصد «شايستگي او براي عبادت» با عبادت به «قصد قربت و رضايت» منافاتي ندارد و اين دو قابل جمع هستند، زیرا انسان مي‌تواند نزديکي خدا را به اين خاطر بخواهد که او شايستة تقرب است.

۲. برخي گفته‌اند: عبادت با قصد قربت و رضايت خداوند خودپرستي است، اين گفتار افراط است.

۳. هيچ پيامبر يا ولي و فرشته‌اي نيست که همة اعمالش به قصد شايستگي خدا براي عبادت باشد و عملي به قصد قربت يا رضايت نداشته باشد.

۴. حالات انبيا و اوليا مختلف است و اين اختلاف حالات ناشي از اختلاف تجليات اسمائي حق بر آنهاست.

۵. نظرية بطلان عبادت با قصد فرار از جهنم يا طمع به بهشت اگرچه از سوي برخي علماي بزرگ ابراز شده، ولي از روي غفلت صادر شده است.

۶. از نظر شرافت مي‌توان قصد در عبادت را به اين صورت اولويت‌بندي کرد.

  • الف. قصد قربت و رضايت خداوند
  • ب. قصد شايستگي خدا براي عبادت
  • ج. قصد قربت به ضميمة قصد فرار از عقاب و طمع در ثواب
  • د. قصد خوف و فرار از عقاب و طمع در ثواب

اين قصدها همه صحيح هستند، اما قصدهايي مانند ترس از مردم، اميد نفع ديگران و ... باطل است و عبادت با آنها درست نخواهد بود.


نظر نويسنده

۱. احکام تکليفي در علم اصول به دو بخش تعبدي و توصلي تقسيم شده‌اند، مراد از تعبدي عملي است که در آن نيت شرط است، مانند نماز خواندن و منظور از توصلي، عملي مانند تطهير لباس نجس است که در آن نيت شرط نيست.

۲. فقيهان نيت را به «قصد قربت» تفسير کرده‌اند و فقيهان متاخر قصد قربت را «قصد امتثال امر مولي» دانسته‌اند و برخي از فقها تفاسيري مانند «محبوبيت يا مطلوبيت براي مولي» را از قصد قربت فهميده‌اند.

۳. قرآن کريم بر اخلاص در عمل تأکيد فراواني دارد، پس شرط بودن نيت در اعمال عبادي از مسلمات دين اسلام است.

۴. با نيت مي‌توان اعمال غيرعبادي را به عبادي تبديل کرد و روايات نيز در اين زمينه فراوان است.

۵. تفسير نيت به «قصد قربت» برگرفته از متن تعليمات ديني است، اما تفسير به «قصد امتثال امر» وجه خاصي ندارد.

۶. بيشتر فقيهان بين «صحت عمل» و «قبول عمل» فرق قائل شده‌اند. به اين صورت که هر عمل قبولي صحيح هم هست، اما هر عمل صحيحي لزوماً قبول نيست.

۷. ظاهراً هر عمل صحيحي درصدي از قبول را دارد و حتي چه بسا عملي صحيح نباشد، ولي پروردگار بپذيرد، مثلاً با اين توجيه که «خلف وعيد» بر حکيم محال نيست.

۸. گاه فاعل‌هاي گوناگون با انگيزه‌هاي متفاوت کاري را انجام مي‌دهند که پيکرة آن يکسان است، اما روح عمل که از انگيزه و هدف نشأت مي‌گيرد بسيار متفاوت است. به عبارت ديگر تفاوت اهداف، تفاوت انگيزه‌ها و نيات را به دنبال دارد و هرچه هدف عالي‌تر باشد، انگيزه و نيت هم والاتر است.

۹. تفاوت اهداف آدميان در علم و آگاهي و اعتقاد آنها ريشه دارد و در واقع جهان‌بيني‌ها و اعتقادات اهداف آدمي را تعيين مي‌کند و با تعيين شدن هدف، انگيزه و نيت در مجراي خاص قرار مي‌گيرد.

۱۰. تأکيد دين بر اينکه عمل آدمي بايد بر اساس علم و بصيرت باشد، حاکي از اهميت بحث نيت و انگيزه است. افزون بر جهان‌بيني و اعتقاد که در نيت همة افراد نقش دارد، در سالکان و عارفان «حال و مقام» نقشي اساسي در گوناگوناني نيات دارند.

۱۲. نيت همان انگيزة دروني است که از جان برمي‌خيزد. از اين‌رو، کيفيت نيت سالک و عارف مي‌تواند بيانگر حال و مقام او باشد. براي نمونه عبادت سالک در مقام تسليم با نيت تسليم است و يا عبادت عارف در حال بقا بستگي به اسمي دارد که تحت تجلي آن اسم است.

۱۳. مي‌توان گفت در انسان‌هاي غيرسالک ارتقاي جهان‌بيني و استحکام اعتقاد در ارتقاي نيت نقش دارد و در سالکان علاوه بر ارتقاي جهان‌بيني و استحکام اعتقاد «رشد درجة سلوکي» هم در ارتقاي نيت نقش دارد.

۱۴. اخلاص شرط عبادات است و به معناي پاک ساختن و پيراستن عمل و انجام آن براي خدا مي‌باشد، اما در اينکه عمل خالص چه عملي است، اختلاف نظر وجود دارد؛ فردي که براي رسيدن به مزد اخروي عبادت مي‌کند، برخي عملش را پيراسته نمي‌دانند و باطل مي‌شمرند و گروهي ديگر داشتن چنين نيتي را منافي با اخلاص نمي‌دانند و بدين جهت حکم به صحت عبادت وي مي‌دهند.

۱۵. اخلاص همانند ديگر صفات اخلاقي و عرفاني داراي درجات و به اصطلاح تشکيکي است. پس بايد بحث در اين باشد که حداقل اخلاص براي صحيح بودن عمل چيست. به نظر مي‌رسد حداقل اخلاص اين است که به گونه‌اي بتوان انگيزة شخص عامل را به خدا گره زد و مرتبط کرد و حداکثر اخلاص يا کمال اخلاص به فرمودة امام علي علیه‌السلام نفي صفات از خداوند است. شايد منظور از عبارت مولي اين باشد که ذات حق تعالي آن قدر عظمت و بساطت دارد که هيچ وصفي با حفظ حدود وصفيْت به آنجا راه ندارد و بدون حفظ حدود عين ذات است و ديگر وصف نيست.

۱۶. نقطة مقابل اخلاص، ريا است که دو گونه مي‌تواند باشد: الف. عمل فقط براي غير خدا ب. عمل براي خدا و غير خدا. در هر دو صورت عمل باطل است و نياز به اعاده دارد، اگرچه صورت دوم از صورت اول بهتر است. البته قبلاً هم اشاره کرديم که «خلف وعيد» از حکيم محال نيست و ممکن است خداوند عمل ريايي و ناقص کسي را به فضلش بپذيرد.

۱۷. برخي از ثمرات اخلاص عبارتند از: الف. خلوص ذات، انسان کامل که «مخلَص» شده، ابتدا مخلِص بوده و در اخلاص پافشاري داشته که به اين مقام رسيده است. ب. تضمين سعادت با فرود آمدن مصلحت آدمي از سوي حق، نتيجة فرستادن عمل خالص به سوي پروردگار و فرو فرستادن برترين مصلحت براي بنده است. ج. جوشش حکمت از قلب و دل بر زبان، در روايت است که هر کس چهل شبانه‌روز به پيشگاه الهي عمل خالص آورد، چشمه‌هاي حکمت از دلش بر زبانش جاري مي‌گردد.

۱۸. با مراجعه به آيات و روايات درمي‌يابيم که نمي‌توان نيت عبادت را در يک امر منحصر کرد. بنابراين، نيات گوناگوني مانند جبراني، استکمالي، امتثالي، اعتصامي، شکري، استحقاقي، استغفاري و ... وجود دارد. البته اين تعداد استقرايي است، نه اينکه عقلاً تعداد نيات منحصر در همين اقسام باشد. يکي از شواهد گوناگوني نيات اين است که چند مناجات که از بهترين انواع عبادت است، از سوي امام سجاد علیه‌السلام با نام‌هاي مختلفي مانند تابئين، شاکين، شاکرين و ... نام‌گذاري شده است. مؤيد ديگر اينکه استغفار نوعي عبادت است و در ادعيه براي آن انواعي مانند استغفار حياء، استغفار رجا، استغفار انابه و ... ذكر شده است.

۱۹. درجات نيات مذکور و چينش منطقي آن کدام است؟

پاسخ اين سؤال به دلايل زير مشکل است.

  • ۱. حضور پاره‌اي از نيات در همة مراحل سلوک و درجات نيت.
  • ۲. وجود تفاسير مختلف از برخي نيات مثل عبادت شکري.
  • ۳. گوناگوني انسان‌ها در رسيدن به برخي از حالات و کمالات.
  • ۴. حاکم بودن ذوق و سليقه در اين زمينه به جاي تفکر عميق.

با مراجعه به متن مي‌توان انسان غافلي را که توسط يک هدايت‌گر به ايمان روي آورده و مراحل مختلف نيت و درجات بيست‌ويك‌گانه آن را طي مي‌کند، تصور نمود.

۲۰. راه ترقي در درجات نيت چيست؟
  • الف. در عارف اولاً ارتقاي علم و بصيرت و آگاهي؛ ثانياً، استحکام نگرش و اعتقاد نشأت گرفته از جهان‌بيني و بصيرت. ثالثاً، قدم راستين در راه سير و سلوک و عشق الهي نهادن.
  • ب. در عارف بعد از رسيدن به مقام بقا تحت تجليات اسمايي حضرت حق قرار مي‌گيرد.

نکته:

تجلي اسمايي پيش از فنا و پس از بقا نبايد با يکديگر مخلوط شوند.

گونه‌هاي مختلف نيت در انسان‌ها

الف. مؤمن غيرسالک: متناسب با درجة جهان‌بيني و استحکام اعتقاداتش نيتي دارد.

ب. سالک غيرکامل: نيتي متناسب با درجة سلوکي‌اش از يقظه تا فنا دارد.

ج. کامل در حال فناء في الله: در هَيمان است و نيتي ندارد.

د. کامل در حال بقاء بالله: عباداتش شکري يا استحقاقي است.

۲۱. جهان‌بيني، اعتقادات و انگيزة سالک به برکت ارادت به انسان کامل برگرفته از واقعيات جهان هستي است. او به دنبال خداست و هرچه جز او را کوچک مي‌شمرد و اما عارف در مقام فنا، خود را فاقد است، چه رسد به نيت و انگيزه و در مقام بقا به اعتبار اسمي که تحت تجلي آن است، نيتش تفاوت خواهد داشت.

تا کنون به بررسي راه‌هاي مشابه و به تبع آن بحث نيت پرداختيم و اکنون وارد بحث راه‌هاي انحرافي مي‌شويم.

مطلب دوّم: تفاوت راه عرفان با مسلك غلوّ

متن اصلی: تفاوت عرفان با مسلک غلو - نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی

برخي از اهل غلو معتقدند هيچ انساني جز امام نمي‌تواند مستقيماً به وصال پروردگار برسد و نهايت سير انسان عادي، رسيدن به مقام «معرفت امام» است. اين تفکر ناشي از خلط راهنما با مقصد راه است. امام واسطة فيض خدا و مظهر علم و قدرت اوست، ولي خدا نيست. اين انحراف آن‌قدر خطرناک بود که بزرگان شيعه به صراحت آن را نقد و نفي کردند.

مطلب سوّم: تفاوت راه عرفان با راه علوم غريبه

متن اصلی: تفاوت عرفان با علوم غریبه - نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی

(برخي از نکات سخنان علامه طباطبايي)

علامه طباطبايی رحمة الله علیه در تفسير الميزان بحثي دربارة علوم غريبه دارند که به دليل ارتباط با مبحث ما، نکاتي از آن را بيان مي‌کنيم.

  • ۱. برخي از کارهاي خارق عادت واقعاً خرق عادت است، مانند سحر و بعضي از آنها از قبيل تردستي و چشم‌بندي است.
  • ۲. همة خوارق عادت مستند به تاثير اراده هستند.
  • ۳. صاحبان اين ارادة تأثيرگذار دو دسته هستند. گروهي بر قوت نفس خود متکي‌اند، مانند کاهنان و ساحران و برخي به پروردگارشان اتکا دارند، مانند انبيا و اوصيا.
  • ۴. ارادة انبيا و اوليا در ارادة الهي فاني است و به همين دليل محدود و مقيد نيست.
  • ۵. تفاوت اعجاز و کرامت به تحدّي و عدم تحدي برمي‌گردد.
  • ۶. علوم غريبه فراوانند و امهاتشان ۵ علم است و ۴ علم ديگر به آنها ملحق است.

چند نکته

  • ۱. آموختن برخي از علوم غريبه از ديدگاه فقهاي اماميه حرام است. البته گاهي با توجه به عناوين ثانوي و براي مقابله با بي‌دينان آموختن آن ضروري مي‌شود.
  • ۲. در ميان کساني که به سير و سلوک مشهورند، گاهي به کارگيري برخي از اين علوم ديده شده، ولي از آنجا که اينان فوق حد عدالتند، بايد بگوييم از علوم غريبة محرمه پرهيز داشته‌اند و يا به خاطر دفع مدعيان آن را فرا گرفته بودند.
  • ۳. به تصريح بسياري از عرفا اين علوم دون شأن آدمي است و اگر انسان طريق انسانيت را در پيش بگيرد، خود به خود اين دانش‌ها و بلکه بالاتر و برتر از آنها به او ارزاني مي‌گردد.
  • ۴. اين علوم گاه خطرناک هم جلوه مي‌کند. مثلاً اگر کسي در راه تسخير جنيان موفق نشود، خود مسخر آنان مي‌گردد.
  • ۵. ممکن است اين علوم در برخي آثار با آثار برخي مراحل سلوکي اشتراک‌هايي مثل اخبار از غيب داشته باشد. به همين جهت اساتيد عرفان تأکيد فراواني بر شناخت استاد داشته‌اند و نه تنها از ارادت به صاحبان رياضت‌هاي باطل نهي شده، بلکه از ارادت به انسان ناکاملي که حتي به مقام تجليات صفاتي رسيده نيز منع شده است.
  • ۶. رياضت‌هاي باطل و علوم غريبه تا مراحلي با راه سلوک اشتراک در آثار دارند و پس از آن دست غير سالکان کوتاه است.
  • ۷. عارفان و سالکان راستين به کرامات وقعي نمي‌نهند، زیرا مي‌دانند دل بستن همان و توقف همان.
  • ۸. تفاوت تصوف منحرف با عرفان در اين است که گروه اول در راه «تقويت نفس» و گروه دوم در راه «فناي نفس» گام برمي‌دارند.

تفاوت راه عرفان با مسلک تصوف باطل

متن اصلی: تفاوت عرفان با تصوف باطل - نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی

تفاوت راه عرفان با مسلک تصوف باطل

عرفاي کامل همواره التزام به شرع شريف و عمل به آنچه از پيشوايان معصوم رسيده را مورد تأکيد قرار مي‌دادند. متصوفه از قرن نهم به بعد گرفتار آداب ساختگي و بعضاً خلاف شريعت شدند، ولي از طرف ديگر عارفاني بوده‌اند که هيچ ارتباطي در افکار و رفتار با صوفيان نداشته و حتي آنان را تخطئه مي‌کرده‌اند، ولي در اوج عرفان و سلوک سير کرده‌اند و فقه و عرفان را با هم ترکيب کرده و غذاي جان ساخته‌اند.

شاخصه‌هاي تصوف منحرف

  • ۱. تقويت نفس: همان‌طور که قبلاً هم گذشت، عرفان صحيح به دنبال فناي نفس است و تصوف منحرف در صدد تقويت نفس است.
  • ۲. آداب ساختگي: مانند کوتاه نکردن موي سر و صورت، حرکات غيرعادي بدن در حال اذکار و اوراد و رقص و سماع.
  • ۳. بدبيني به علماي ظاهر و فقها: از ثمرات تلخ اين انحراف، احساس بي‌نيازي از تقليد مرجع اعلم است. در حالي که رجوع به متخصص در هر مسأله حکم عقل و دين و وجدان است و فقيه، متخصص در شريعت است.
  • ۴. بدعت در دين: عرفان به التزام به شريعت تأکيد مي‌ورزد، ولي تصوف منحرف اموري مانند التزام به حضور در خانقاه را به دين نسبت مي‌دهد که در دين نيست.
  • ۵. يک‌سويه‌نگري به دين: عارف عرفان را در کنار حضور و حماسه مي‌بيند، در حالي که تصوف منحرف از هرگونه کار اجتماعي مثبت سر باز مي‌زند و آن را مانع رشد و تعالي مي‌داند.
  • ۶. موروثي دانستن سمت استادي: از مهلک‌ترين انحرافات تصوف منحرف اين است که تصوف منحرف مقام پير و مرشد را مانند سلطنت ارثي مي‌دانست، به همين دليل گاهي ديده شده با فوت استادي فرزند ناشايستة او بر تخت استادي نشانده شده است.
  • ۷. مبالغة بي‌جا: از ديگر انحرافات تصوف، مبالغه‌هاي بي‌جا نسبت به مشايخ است. اين سخنان ناروا گاهي سبب شده که ديگران به هرگونه گرايش باطني بدبين شوند.

نوشتارهای مرتبط

موانع سیر و سلوک

رهزنان سیر و سلوک

آفات سیر و سلوک

پانویس

۱. مانند بحث نقش سلايق ديني و مذهبي که در پيشگفتار گذشت و بحث صراط مستقيم كه در بخش راه ميان‌بُر سفر گذشت.

۲. . آل عمران/۱۹.

عناوین دیگر این نوشتار
  • راه‌های انحرافی سیر و سلوک (عنوان اصلی)
  • راه‌های انحرافی سفر