کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > دانشنامه > شهید مرتضی مطهری

آیت الله حاج شیخ مرتضی مطهری

تغییر عنوان از: شهید مرتضی مطهری
انتشار: یکشنبه ۹ شعبان ۱۴۳۵
فهرست
  • ↓۱- شرح مختصر زندگانى مؤلّف شهيد
  • ↓۲- آية‌الله شهيد مطهّرى در بیان مقام معظم رهبری
  • ↓۳- آية‌الله شهيد حاج شيخ مرتضى مطهّرى و مرحوم علامه طهرانی
  • ↓۴- مقالات مرتبط
  • ↓۵- پانویس

شرح مختصر زندگانى مؤلّف شهيد

توضیح:

متن ذیل بخشی از مقدمه‌ای است که مؤسسه تنظیم ونشر آثار مرحوم آیةالله شهید مطهری بر مجموعه آثار آن بزرگوار نگاشته است.[۱] به جهت اعتبار بالای آن به جهت زندگی نامۀ آن بزرگوار درج می‌شود:

استاد شهيد آية‌الله مطهرى در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجرى شمسى مطابق با ۱۲ جمادى الاولاى ۱۳۳۸ هجرى قمرى در قريه فريمان- كه اكنون تبديل به بخش شده است- واقع در ۷۵ كيلومترى شهر مقدّس مشهد در يك خانواده اصيل روحانى چشم به جهان مى‌گشايد. پس از طىّ دوران طفوليّت به مكتبخانه رفته و به فراگيرى دروس ابتدايى مى‌پردازد. در سن دوازده سالگى به حوزه علميّه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدّمات علوم اسلامى اشتغال مى‌ورزد.

در سال ۱۳۱۶ عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيّت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديكان، براى تكميل تحصيلات خود عازم حوزه علميّه قم مى‌شود در حالى كه به تازگى مؤسس گرانقدر آن آية‌الله‌العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى ديده از جهان فرو بسته و رياست حوزه را سه تن از مدرّسان بزرگ آن، آيات عظام سيد محمّد حجّت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمّدتقى خوانسارى به عهده گرفته‌اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آية‌الله‌العظمى بروجردى (در فقه و اصول) و حضرت امام خمينى (به مدت دوازده سال در فلسفه ملّا صدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علّامه سيّد محمدحسين طباطبائى (در فلسفه: الهيّات شفاى بوعلى و دروس ديگر) بهره مى‌گيرد. قبل از هجرت آية‌الله‌العظمى بروجردى به قم نيز استاد شهيد گاهى به بروجرد مى‌رفته و از محضر ايشان استفاده مى‌كرده است. مؤلّف شهيد مدتى نيز از محضر مرحوم آية‌الله‌ حاج ميرزا على آقا شيرازى در اخلاق و عرفان بهره‌هاى معنوى فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهرى مى‌توان از مرحوم آية‌الله‌ سيّد محمّد حجّت (در اصول) و مرحوم آية‌الله‌ سيد محمّد محقّق داماد (در فقه) نام برد. وى در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعى و سياسى نيز مشاركت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است.

در سال ۱۳۳۱ در حالى كه از مدرّسين معروف و از اميدهاى آينده حوزه به شمار مى‌رود به تهران مهاجرت مى‌كند. در تهران به تدريس در مدرسه مروى و تأليف و سخنرانيهاى تحقيقى مى‌پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولين جلسه تفسير انجمن اسلامى دانشجويان توسط استاد مطهرى تشكيل مى‌گردد. در همان سال، تدريس خود در دانشكده الهيّات و معارف اسلامى دانشگاه تهران را آغاز مى‌كند. در سالهاى ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ كه انجمن اسلامى پزشكان تشكيل مى‌شود استاد مطهرى از سخنرانان اصلى اين انجمن است و در طول سالهاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد اين انجمن مى‌باشد كه بحثهاى مهمّى از ايشان به يادگار مانده است.

از سال ۱۳۴۱ كه نهضت امام خمينى آغاز مى‌شود استاد مطهّرى به طور فعّال در كنار امام بوده است به طورى كه مى‌توان سازماندهى قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگى آن با رهبرى امام را مرهون تلاشهاى او و يارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال يك سخنرانى مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهربانى منتقل مى‌شود و به همراه تعدادى از روحانيون تهران زندانى مى‌گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علماى شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مى‌شود.

پس از تشكيل هيئتهاى مؤتلفه اسلامى، استاد مطهرى از سوى امام خمينى همراه چند تن ديگر از شخصيتهاى روحانى عهده‌دار رهبرى اين هيئتها مى‌گردد. پس از ترور حسنعلى منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايى كادر رهبرى هيئتهاى مؤتلفه شناسايى و دستگير مى‌شود ولى از آنجا كه قاضى‌يى كه پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتى در قم نزد استاد تحصيل كرده بود به ايشان پيغام مى‌فرستد كه حق استادى را بجا آورديم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلكه جان سالم بدر مى‌برد.

پس از تبعيد امام خمينى به خارج از كشور مسؤوليت استاد مطهرى و يارانش سنگينتر مى‌شود. در اين زمان وى به تأليف كتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنرانى در دانشگاهها، انجمن اسلامى پزشكان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمك و غيره ادامه مى‌دهد. به طور كلى استاد شهيد كه به يك نهضت اسلامى معتقد بود نه به هر نهضتى، براى اسلامى كردن محتواى نهضت تلاشهاى ايدئولوژيك بسيارى نمود و با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد. در سال ۱۳۴۶ به كمك چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طورى كه مى‌توان او را بنيانگذار آن مؤسسه دانست. ولى پس از مدتى به علت تكروى و كارهاى خودسرانه و بدون مشورت يكى از اعضاى هيئت مديره و ممانعت او از اجراى طرحهاى استاد و از جمله ايجاد يك شوراى روحانى كه كارهاى علمى و تبليغى حسينيّه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ عليرغم زحمات زيادى كه براى آن مؤسسه كشيده بود و عليرغم اميد زيادى كه به آينده آن بسته بود، در حالى كه در آن چند سال خون دل زيادى خورده بود از عضويّت هيئت مديره آن مؤسسه استعفا داد و آن را ترك گفت.[۲]

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلاميّه‌اى با امضاى ايشان و حضرت علامه طباطبائى و آية اللّه حاج سيد ابو الفضل مجتهد زنجانى مبنى بر جمع اعانه براى كمك به آوارگان فلسطينى و اعلام آن طىّ يك سخنرانى در حسينيّه ارشاد، دستگير شد و مدت كوتاهى در زندانى تك سلّولى بسر برد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه‌هاى تبليغى مسجد الجواد را زير نظر داشت و غالبا خود سخنران اصلى بود تا اينكه آن مسجد و به دنبال آن حسينيّه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهرى دستگير و مدتى در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاى خود را در مسجد جاويد و مسجد ارك و غيره ايراد مى‌كرد. بعد از مدتى مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيّت تا پيروزى انقلاب اسلامى ادامه داشت.

از مهمترين خدمات استاد مطهرى در طول حيات پربركتش ارائه ايدئولوژى اصيل اسلامى از طريق درس و سخنرانى و تأليف كتاب است. اين امر خصوصا در سالهاى ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزايش تبليغات گروههاى چپ و پديد آمدن گروههاى مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مى‌رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهرى اولين شخصيتى است كه به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدين خلق ايران» پى مى‌برد و ديگران را از همكارى با اين سازمان باز مى‌دارد و حتى تغيير ايدئولوژى آنها را پيش‌بينى مى‌نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبنى بر تدريس در حوزه علميّه قم هفته‌اى دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاى مهمّى در آن حوزه القا مى‌نمايد، و همزمان در تهران نيز درسهايى در منزل و غيره تدريس مى‌كند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال يك درگيرى با يك استاد كمونيست دانشكده الهيات! زودتر از موعد مقرّر بازنشسته مى‌شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همكارى تنى چند از شخصيتهاى روحانى، «جامعه روحانيّت مبارز تهران» را بنيان مى‌گذارد بدان اميد كه روحانيّت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازمانى پيدا كند.

گرچه ارتباط استاد مطهرى با امام خمينى پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولى در سال ۱۳۵۵ موفق گرديد مسافرتى به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خمينى درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌هاى علميّه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آية اللّه سيّد مصطفى خمينى و آغاز دوره جديد نهضت اسلامى، استاد مطهرى به طور تمام وقت در خدمت نهضت قرارمى‌گيرد و در تمام مراحل آن نقشى اساسى ايفا مى‌نمايد.

در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفرى به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مى‌كند و در همين سفر امام خمينى ايشان را مسؤول تشكيل شوراى انقلاب اسلامى مى‌نمايد. هنگام بازگشت امام خمينى به ايران مسؤوليّت كميته‌ استقبال از امام را شخصا به عهده مى‌گيرد و تا پيروزى انقلاب اسلامى و پس از آن همواره در كنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى و مشاورى دلسوز و مورد اعتماد براى ايشان بود، تا اينكه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاريكى شب در حالى كه از يكى از جلسات فكرى سياسى بيرون آمده بود با گلوله گروه نادان و جنايتكار فرقان كه به مغزش اصابت نمود به شهادت مى‌رسد و امام و امّت اسلام در حالى كه اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمى عظيم فرو مى‌روند. سلام و درود خدا بر روح پاك و مطهّرش.

آية‌الله شهيد مطهّرى در بیان مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری مدظله‌العالی دربارۀ ایشان می‌فرمایند:

«یکی از این خطوط [فکری استاد مطهری]، ناب گرایی در فهم و ارائۀ اسلام است که شاید بتوان گفت که در برهه ای از زمان، بخش عظیمی از قلمرو ایمان مذهبی یعنی ذهن و دل مردم با ایمان جامعۀ ما به گونه ای اسیر و محصور به تفکراتی بود که کاملاً بیگانه از اسلام یا اندیشۀ علم گرایی غربی یا نظریات مادّی مارکسیستی و امثال آن و یا پندارهای به خرافه آمیختۀ قدیمی و رایج. اندیشه ای بزرگ و زبانی گویا و دانشی وسیع همراه با بصیرتی محیط بر همۀ جریان‌های فکری موجود در جامعه لازم بود تا بتواند از لابه لای ناسره‌هایی که به اسم اسلام ارائه می شد، اسلام ناب را استنباط و سپس عرضه کند و از هیچ یک از خطوط التقاط و انحراف، رنگ نپذیرد. شخصیت مطهری همان مجموعه‌ای بود که می توانست به چنین مهمی بپردازد و پرداخت و در مدت بیست و پنج سال، استوارترین مجموعه از معارف اسلام را طی سخنرانی‌ها و درس ها و نوشته‌های خود ارائه داد و تفکر اسلامی ناب را به عنوان مبنای نظام اجتماعی اسلامی، پایه گذاری کرد.»

آية‌الله شهيد حاج شيخ مرتضى مطهّرى و مرحوم علامه طهرانی

توضیح

آیة الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی مدظله در جلد دوم کتاب شریف نور مجرد در ضمن ‌«شرح حال دوستان و رفقای سلوکی» مرحوم علامه آیة الله حسینی طهرانی چند صفحه به شرح حال مرحوم آية‌الله حاج شیخ مرتضی مطهّرى می‌پردازند.[۳] خواندن این نوشتار از آنجا که هم مشتمل بر زوایایی پنهانی از زندگی شهید مطهری است و همچنین تا حدودی به جنبه‌های عرفانی آن بزرگوار پرداخته است مغتنم و قابل توصیه است:


عالم محقّق و حكيم و فقيه مدقّق و سالك دلسوخته و مخلِص مرحوم آية‌الله شهيد مطهّرى رضوان‌الله‌عليه از قديمى‌ترين دوستان و رفقاى مرحوم والد بودند كه سوابقى طولانى با ايشان از زمان تحصيل در قم داشتند. روابط ميان ايشان خصوصاً در اواخر، آنقدر صميمى بود كه مرحوم والد كتاب شريف رساله لبّ‌اللباب را كه در ترويج سيروسلوك و حركت‌دادن نفوس به عالم توحيد كم‌نظير است، به روح آن مرحوم هديّه نموده‌اند و در مقدّمه آن از مرحوم آية‌الله شهيد مطهّرى چنين ياد مى‌كنند:

دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما، مرحوم آية‌الله شيخ مرتضى مطهّرى رضوان‌الله‌عليه كه سابقه آشنائى ما با ايشان متجاوز از سى و پنج سال است ... [۴]

و در موضعى ديگر درباره ايشان مى‌فرمايند:

رفيق ديرين و مصاحب صميمى ما مرحوم شهيد آية‌الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى قدّس‌الله‌سرّه گويد:...[۵]

از اين عبارات مى‌توان ميزان انس و محبّت ميان ايشان و مرحوم آية‌الله مطهّرى را به خوبى فهميد.

مرحوم آية‌الله مطهّرى نيز از قديم‌الأيّام به علامه والد محبّت و ارادتى خاصّ داشتند و در برخى از آثارشان به اين ارادت اشاره كرده‌اند. [۶]

و در موضعى ديگر در زمان ورود به وادى سير و سلوك، در يكى از نامه‌هاى خود مى‌نويسند: «اضافه ميكنم كه الآن در شرائط روحى متفاوتى با آن وقت هستم و تجربه‌هاى خاصّى هم دارم كه در آنوقت نداشتم. امّا شرائط روحى‌ام كه ميل ندارم [ مطرح كنم] و با أحدى در ميان بگذارم اين است كه در حال حاضر تمايل شديدى در من پيدا شده به اينكه به روح خودم بپردازم و خودم را اصلاح كنم، و خودم را در... و تحت تربيت روحى بعضى از افرادى كه به آنها اعتقاد دارم قرار داده‌ام؛ و بدين جهت و براى اجراى چنين برنامه‌اى نياز شديدى به آرامش دارم و مايل نيستم در كارى كه برايم جنجال بيهوده، نه مبارزه منطقى كه آن داستان ديگرى است، داشته باشد، شركت كنم.» [۷]

ولى ارتباط و رفاقت و ارادت سلوكى ايشان تقريباً مربوط به دهه آخر عمر ايشان بوده است كه به وسيله علاّمه والد وارد وادى سيروسلوك شده‌اند.

در سال ۱۳۸۶ هجرى قمرى (حدود دوازده سال قبل از شهادت مرحوم مطهّرى) مرحوم حضرت آقاى حدّاد به طهران سفر مى‌نمايند و آية‌الله مطهّرى به راهنمائى علاّمه والد به خدمت ايشان ميرسند و از آنجا گوئى رسماً با سيروسلوك آشنا مى‌گردند و در برخى سفرها نيز در عتبات به ملاقات با ايشان مشرّف شده و جان تشنه خود را سيراب مى‌نمايند كه شرحى از آن را علاّمه والد در كتاب شريف روح‌مجرّد آورده‌اند.[۸]

با اين وجود چون ارتباط با مرحوم حدّاد مستمرّ نبوده و نمى‌توانستند در مشكلات از ايشان دستور بگيرند، مرحوم مطهّرى در سلوك خود با خلأ مواجه مى‌شوند و احساس نياز به استادى مى‌نموده‌اند كه از ايشان دستگيرى كند.

آنطور كه نزديكان ايشان نقل مى‌كنند دوبار در خواب به ايشان ميفرمايند كه: بايد به دنبال انسان كاملى بگردى و گويا نشانى‌هائى به ايشان مى‌دهند و ايشان پس از اين خواب‌ها به محضر علاّمه طباطبائى مشرّف مى‌شوند و علاّمه ميفرمايند:

«كسى كه شما به دنبال ايشان مى‌گرديد آقاى آسيّدمحمّدحسين لاله‌زارى طهرانى هستند.»

از اين تاريخ كه تقريباً هشت سال قبل از شهادت آن مرحوم است، ايشان در سلك شاگردان سلوكى علاّمه والد در مى‌آيند و در امور مختلف خود از ايشان دستور مى‌گيرند و برنامه‌هاى زندگى ايشان تغيير مى‌كند، حسينيّه إرشاد را رها مى‌كنند و به مسجد الجواد مى‌روند و پس از مدّتى به سفارش ايشان هر هفته براى تدريس به قم مشرّف مى‌شوند.

در مسائل اجتماعى در حوادث قبل و بعد از انقلاب، در هر مورد با ايشان مشورت كرده و استيذان مى‌نمودند و أذكار و أوراد و دستوراتى عبادى از ايشان گرفته و هر هفته جلسه‌اى خصوصى سلوكى با علاّمه والد داشتند و ايشان آن مجلس را بسيار مغتنم مى‌دانستند.

حالات روحى آن مرحوم در دهه آخر عمر تغيير كرده بود و از آنجا كه به سطح معرفتى عالى‌ترى دست يافته و قلبشان منوّر شده بود، نظرات و ديدگاه‌هاى علميشان نيز رنگ و بوى ديگرى يافته بود. كتاب‌هاى ايشان در اين دوره هم حلاوتى ديگر دارد و هم از عمق و دقّت و پختگى خاصّى برخوردار است. مرحوم علاّمه والد پس از انتقادى از قسمتى از كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران مى‌فرمايند:

طبع اوّل كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران كه خود آن مرحوم براى حقير يك جلدش را هديّه آوردند در سنه ۱۳۴۹ شمسى است، و تقريباً ده سال قبل از رحلت ايشان بوده است. اين حقير در مقدّمه كتاب لُبّ‌اللُباب كه به مناسبت شهادتشان منتشر شد نوشته‌ام: دگرگونى و حالات عرفانى آن مرحوم، در چندين سال أخير عمر ايشان بوده است. و سخنرانيها و نوشتجات ايشان در اين دوره با سخنرانيها و نوشتجاتشان قبل از آن كاملاً فرق دارد؛ و از مقايسه ميان آن دو ميتوان اين حقيقت را دريافت. [۹]

و نيز در موضعى ديگر پس از تذكّر خلل و نقصى در مطالب طبع اوّل كتاب حجاب ميفرمايند:

بنده به خود ايشان اين موضوع را تذكّر دادم. كتاب حجاب ايشان پيش از هشت سالى بود كه با حقير ارتباطى برقرار بود و گرنه مسلّماً اينچنين نمى‌شد.[۱۰]

بارى، فرمايش مرحوم علاّمه والد در وصف ايشان در رساله لبّ‌اللباب اشاره به حالات همين دوره و ارتباطشان با مرحوم حدّاد و علاّمه والد رضوان‌الله‌عليهم‌أجمعين است، آنجا كه مى‌فرمايند:

بيدارى شب‌هاى تار و گريه و مناجات در خلوت سحرگاه و توغّل در ذكر و فكر و ممارست درس قرآن و دورى‌گزيدن از اهل دنيا و هواپرستان، و پيوستن به اهل‌الله و اولياى خدا، مشهود سيروسلوك او بود؛ رحمه‌الله‌عليه‌رحمه‌واسعة.

حادثه شهادت آن مرحوم موجب تأثّر بسيار شديد مرحوم حضرت آقاى حدّاد و نيز علاّمه والد شد و بسيار براين معنا تأسّف مى‌خوردند كه چرا شخص مستعدّ و دلسوخته‌اى مثل مرحوم آقاى مطهّرى پيش از آنكه به كمال برسند از دار فانى رحلت نمودند و اگر در قيد حيات باقى بودند ثمرات و بركات بى‌شمارى براى اسلام و حكومت اسلامى داشتند.

مقالات مرتبط

پانویس

۱. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، جلد اول، ص ۹

۲. توضیح پایگاه حکمت و عرفان: این عمل به اشاره و دستور استاد سلوکی آن شهید بزرگوار یعنی علامه آیةالله حسین طهرانی صورت گرفته است.

۳. نور مجرد، جلد دوم،‌ صفحه ۹۱

۴. رساله لبّ‌اللباب در سيروسلوك اولى‌الألباب، ص۱۷

۵. الله‌شناسى، ج دوم، ص۳۸

۶. در يكى از كتابهاى خود در مقام نقل حكايتى از علاّمه والد در زمان رفاقتشان مى‌گويند: يكى از رفقاى ما كه الآن هست و من بسيار به او ارادت دارم. اسمش را نمى‌برم كه مسلّم ميدانم خودش راضى نيست خيلى از اين جور جريانها دارد. يك وقتى قضيّه‌اى نقل ميكرد ... مجموعه آثار استاد شهيد مطهّرى، ج۴، ص۴۷۴

۷. سيرى‌درزندگانى‌استادمطهّرى، ص۱۲۴

۸. روح‌مجرّد، ص۱۵۹ تا ۱۶۴

۹. نورملكوت‌قرآن، ج۴، ص ۱۷۶، تعليقه۱

۱۰. رساله‌نكاحيّه: كاهش‌جمعيّت ضربه‌اى‌سهمگين‌برپيكرمسلمين، ص۱۸۴

عناوین دیگر این نوشتار
  • آیت الله حاج شیخ مرتضی مطهری (عنوان اصلی)
  • شهید مرتضی مطهری
  • آیت الله مرتضی مطهری