عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

وحدت وجود در بیان حضرت علامه طهرانی قدس سره (9)

انتشار: یکشنبه ۱۱ رجب ۱۴۳۵- بروزرسانی: یکشنبه ۱۲ ربیع‌الثانی ۱۴۳۹
منبع: الله شناسی ، جلد اول، ص 231-233

در اين ابيات، شيخ بهایی ديدار حضرت حقّ را در بيدارى و حال مكاشفه روحانى بيان مى‌كند، آنجا كه مى‌گويد: بدون حجاب و پرده نقاب بر من وارد شد در حاليكه كاكل مشكين خودش را بر روى دوش و شانه هايش افكنده بود. زیرا ...

اشعار شیخ بهائی در مشاهده کثرت در وحدت

شيخ بهاء الدّين عاملى (قدّه) در اشعار دلپذير خود، قصائدى دارد كه دلالت برحالات و مكاشفات خود می‌کند. و از جمله قصيده ايست كه در آن به زيارت حضرت حقّ سبحانه و تعالى در مقام واحديّت موفّق مى‌آيد. اين قصيده شيوا با ابيات‌:

أيُّها اللاهى عَنِ الْعَهْدِ الْقَديمْ

أيُّها السّاهى عَنِ النَّهْجِ الْقَويمْ‌

اسْتَمِعْ ماذا يَقولُ الْعَنْدَليبْ

حَيْثُ يَرْوى مِنْ أحاديث الْحَبيبْ‌

مرحبا اى بلبل دستان حىّ

كآمده از جانب بستان حىّ‌

ما يُريدُ الْحَىُّ أخْبِرْنى بِما

قالَهُ فى حَقِّنا أهْلُ الْحِمَى‌

هَلْ رَضوا عَنّا وَ قالوا لِلْوَفا

أمْ عَلَى الْهِجْرِ اسْتَمَرّوا وَ الْجَفا

مرحبا اى پيك فرّخ فال ما

مرحبا اى مايه اقبال

شروع مي شود و بر همين نهج ادامه ميدهد تا ميرسد به اينجا كه مي گويد:

ياد ايّامى كه با ما داشتى

گاه خشم از ناز و گاهى آشتى‌

اى خوش آن دوران كه گاهى از كرم

در ره مهر و وفا ميزد قدم‌

شب كه بودم با هزاران گونه درد

سر به زانوى غمش بنهاده فرد

جان به لب از حسرت گفتار او

دل پر از نوميدى ديدار او

فتنه ايّام و آشوب زمان

خانه سوز صد چو من بى خانمان‌

از درم ناگه درآمد بى حجاب

لب گزان از رخ برافكنده نقاب‌

كاكُل مُشكين به دوش انداخته

وز نگاهى كار عالم ساخته‌

گفت: اى شيدا دل محزون من

وى بلاكش، عاشق مفتون من‌

كَيْفَ حالُ الْقَلْبِ فى نَارِ الْفِراقْ؟

گفتمش: وَ اللهِ حالى لا يُطاقْ‌

يك زمان بنشست بر بالين من

رفت و با خود برد عقل و دين من‌

گفتمش: كى بينمت اى خوش خرام؟

گفت: نِصْفَ اللَيْلِ لَكِنْ فى الْمَنامْ[۱]

در اين ابيات، شيخ أعلى الله مقامه ديدار حضرت حقّ را در بيدارى و حال مكاشفه روحانى بيان مى‌كند، آنجا كه مى‌گويد: بدون حجاب و پرده نقاب بر من وارد شد در حاليكه كاكل مشكين خودش را بر روى دوش و شانه هايش افكنده بود. زيرا در اصطلاح اهل دل و عارفان ذوى المقدار، رخ و رخساره عبارت است از تجلّى نور وحدت و جمال حقّ، و گيسوان و كاكل عبارت است از تجلّى كثرات و مخلوقات داراى ماهيّت. و بنابراين، آمدن حقّ متعال با رخسار بدون حجاب و با گيسوان افكنده كنايه از مقام وحدت در كثرت است. اين همان حضرت حقّ است با ملاحظه وحدانيّت خود در حاليكه با كثرات ناشى از وجود خود معاً با هم مشاهده گرديده است. و به عبارت ديگر مشاهده وحدت حقّ به تمام معنى الكلمه مى‌باشد كه‌ تجلّى حقّ در اسم واحديّت خودضباست. و معنى و مفاد «وحدت وجود» كه در السنه عارفان شايع است همين است.

پانویس

۱. كتاب «نان و حلوا» ص ۲ و ۳،

مربوط به دسته های:وحدت وجود و علامه طهرانی -