کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > نکاتی درباره تلاوت قرآن از ابن فهد حلی

نکاتی درباره تلاوت قرآن از ابن فهد حلی

انتشار: سه‌شنبه ۱۷ رمضان ۱۴۳۵ - بروزرسانی: شنبه ۲۱ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶
نویسنده: ابن فهد حلی
منبع: عدة الداعی و نجاح الساعی ترجمه حسین غفاری ساروی (آیین بندگی و نیایش) ، ص 486 تا 520
فهرست

تشويق به تلاوت قرآن‌

قرآن، خود يكى از اقسام «ذكر» است و مى‌تواند در هر فايده‌اى كه ذكر و دعا دارند قائم مقام آن دو گردد: تحريك، تشويق، جلب منافع و دفع ضررها كه در آينده نزديك اين را خواهى ديد، به علاوه شرف مزيدى كه بر آن دو دارد به دليل:

۱- قرآن، سخن خداست.

۲- اسم اعظم در قرآن است.

۳- قرآن، چشمه جوشان علم است.

«حفص بن غياث» از «زهرى» نقل كرده است كه گفت: شنيدم حضرت امام زين العابدين- عليه السّلام- مى‌فرمود:«ايات القرآن خزائن العلم فكلّما فتحت خزانة فينبغى لك ان تنظر ما فيها»

«آيات قرآن، گنجينه‌هاى علم هستند كه هر گاه گنجينه‌اى از آن باز شد، بر تو است كه بنگرى در آن، چه چيزى قرار دارد».

۴- تلاوت قرآن و ازديادش، انتشار دادن معجزه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- و موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است.

۵- در تلاوت قرآن، هر حرفش بنا بر ادله‌اى كه خواهد آمد، ثوابهايى دارد و حال آنكه چنين ثوابى در مورد غير قرآن نيامده است، پس بر ماست كه مقدارى از اخبار مربوطه را بياوريم:

الف- از رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- روايت شده است كه فرمود:

«قال اللَّه تبارك و تعالى: من شغله قراءة القران عن دعائى و مسألتى اعطيته افضل ثواب الشّاكرين».

«خداوند تبارك و تعالى فرمود: هر كس كه قرائت قرآن او را از دعا كردن و سؤال از من باز دارد، به او برترين ثوابى را كه به شاكرين مى‌دهم، عطا خواهم نمود».

ب- «شيخ كلينى (ره): از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نقل كرده است كه فرمود:

«من اعطاه اللَّه القرآن فرأى انّ احدا اعطى افضل ممّا اعطى فقد صغّر عظيما و عظّم صغيرا».

«كسى كه خداوند به او قرآن داده اگر گمان كند احدى بهتر از آن را دارد، به تحقيق چيز با عظمتى را كوچك و چيز كوچكى را با عظمت شمرده است».

ج- و از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:

«اذا التبست عليكم الامور كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فانّه شافع مشفّع و شاهد مصدّق، من جعله امامه قاده الى الجنّة، و من جعله خلفه ساقه الى النّار، و هو اوضح دليل الى خير سبيل، من قال به صدّق و وفّق، و من حكم به عدل، و من اخذ به اجر».

«هر گاه كارها چون شب ظلمانى برايتان مشتبه و تاريك گرديد، بر شما باد به قرآن، چون او شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته و شاهدى است كه تصديق شده است، هر كس كه او را رهبر خويش گرداند، وى را به بهشت رهنمون مى‌سازد و هر كس كه بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش مى‌دهد. قرآن روشن‌ترين راهنما به سوى بهترين راههاست هر كس كه براساس قرآن سخن گفت، مردم وى را تصديق مى‌كنند و توفيق مى‌يابد و هر كسى كه بر اساس قرآن قضاوت و حكومت‌ كرد، بر اساس عدل حكومت نمود و هر كس كه آن را گرفت (و بدان عمل كرد) پاداش، نصيبش مى‌گردد».

د- «ليث بن سليم» گويد: پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود:

«نوّروا بيوتكم بتلاوة القران و لا تتّخذوها قبورا كما فعلت اليهود و النّصارى صلّوا في البيع و الكنائس، و عطّلوا بيوتهم، فانّ البيت اذا كثر فيه تلاوة القران كثر خيره و امتع اهله و اضاء لاهل السّماء كما تضي‌ء نجوم السّماء لاهل الارض»

«خانه‌هاى خود را با تلاوت قرآن، نورانى كنيد و آنها را چون قبرستان قرار ندهيد، همان طور كه يهود و نصارى چنان كردند كه در معابد و كنيسه‌ها نماز مى‌گزاردند و خانه‌هاى خويش را تعطيل نمودند، چون هر گاه در خانه‌اى قرآن زياد تلاوت شود، خيرش زياد مى‌گردد و آن خانواده بهره‌مند مى‌گردند و براى اهل آسمان نور مى‌دهد همچنان كه ستارگان آسمان براى اهل زمين، نور افشانى مى‌كنند».

ه- از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت است كه فرمود:

«انّ البيت اذا كان فيه المسلم يتلو القرآن يتراءاه اهل السّماء كما يتراءى اهل الدّنيا الكوكب الدّرىّ في السّماء»

هر گاه انسان مسلمان در خانه قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را آن گونه مى‌بينند كه اهل دنيا ستاره درخشنده را در آسمان مى‌نگردند».

و- از حضرت رضا- عليه السّلام- نقل است كه پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود:

«اجعلوا لبيوتكم نصيبا من القرآن، فانّ البيت اذا قرئ فيه تيسّر على اهله، و كثر خيره، و كان سكّانه في زيادة، و اذا لم يقرأ فيه القرآن ضيّق على اهله، و قلّ خيره، و كان سكّانه في نقصان».

«براى خانه‌هايتان بهره‌اى از قرآن قرار دهيد كه اگر در خانه‌اى قرآن خوانده شود، كارها بر اهلش آسان شده، خيرش زياد مى‌گردد و ساكنينش در فزونى هستند و اگر در خانه‌اى قرآن تلاوت نگردد، بر اهلش تنگ شده، خيرش كم مى‌گردد و ساكنينش در نقصان قرار دارند».

ز- حضرت صادق- عليه السّلام- فرمود:

«ينبغى للمؤمن ان لا يموت حتّى يتعلّم القران او يكون في تعلّمه»

«بر مؤمن سزاوار است كه تا نمرده، قرآن را بياموزد يا در راه يادگيرى آن باشد».

ح- «حسن بن ابى الحسن ديلمى» در كتابش از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:

«قراءة القران افضل من الذّكر، و الذّكر افضل من الصّدقة، و الصّدقة افضل من الصّيام و الصّيام جنّة من النّار»

«قرائت قرآن از ذكر برتر است و ذكر از صدقه و صدقه از روزه و روزه سپر است در برابر آتش».

و فرمود:

«لقارئ القرآن بكلّ حرف يقرأ في الصّلاة قائما مائة حسنة، و قاعدا خمسون حسنة و متطهّرا في غير الصّلاة خمس و عشرون حسنة، و غير متطهّر عشر حسنات، اما انّى لا اقول: المر حرف بل له بالالف عشر و باللّام عشر و بالميم عشر و بالرّاء عشر»

«كسى كه قرآن را در حالت ايستاده در نماز قرائت كند، در برابر هر حرفى كه مى‌خواند، يك صد حسنه و اگر نشسته باشد، پنجاه حسنه و اگر با وضو در غير نماز بخواند، بيست و پنج حسنه و بدون وضو، ده حسنه دارد. آگاه باشيد كه من نمى‌گويم: «المر» يك حرف است بلكه در برابر حرف الف، ده حسنه، در برابر «لام» ده حسنه، در برابر «ميم»، ده حسنه و در برابر «راء» ده حسنه دارد».

ط- «بشر بن غالب اسدى» از حضرت امام سجاد- عليه السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

«من قرأ آية من كلام اللَّه تعالى عزّ و جلّ في صلاته قائما يكتب اللَّه له بكلّ حرف مائة حسنة، فان قرأها في غير الصّلاة كتب اللَّه له بكلّ حرف عشرا، فان استمع القران كان له بكلّ حرف حسنة، و ان ختم القران ليلا صلّت عليه الملائكة حتّى يصبح، و ان ختمه نهارا صلّت عليه الحفظة حتّى يمسى و كانت له دعوة مجابة و كان خيرا له ممّا بين السّماء الى الارض»

«هر كس كه در حال ايستاده، در نماز، آيه‌اى از كلام خداوند متعال را تلاوت كند، خداوند در برابر هر حرف يك صد حسنه برايش مى‌نويسد و اگر در غير نماز بخواند، خداوند سبحان در برابر هر حرف، ده حسنه برايش مى‌نويسد و اگر قرآن را گوش كند در برابر هر حرف يك حسنه دارد. اگر در شب، قرآن را ختم كند، ملائكه تا صبح بر او صلوات و درود مى‌فرستند و اگر در روز ختم نمايد!، ملائكه‌اى كه حافظ اويند تا شب بر وى درود خواهند فرستاد، چنين كسى، دعايش مستجاب است و بهتر از آنچه ميان آسمان تا زمين است برايش خواهد بود».

راوى گويد: عرض كردم اين براى كسى كه قرآن بخواند، اما كسى كه نخواند چطور؟ فرمود:

«يا اخا بنى اسد، انّ اللَّه جواد ما جد كريم اذا قرأ ما سمعه اعطاه اللَّه ذلك».

«اى برادر بنى اسد! خداوند متعال بخشنده و بزرگوار كريم است، اگر هر آنچه را كه مى‌شنود، بخواند، خداوند متعال همان طور به او عطا خواهد كرد».

ى- «عبد اللَّه بن سليمان» از حضرت امام باقر- عليه السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

«من قرأ القران قائما في صلاته كتب اللَّه له بكلّ حرف مائة حسنة، و من قرأه في صلاته جالسا كتب اللَّه له بكلّ حرف خمسين حسنة، و من قرأه في غير الصّلاة كتب اللَّه له بكلّ حرف عشر حسنات».

«هر كس كه قرآن را در حال ايستاده، در نمازش قرائت كند، خداوند در برابر هر حرف، يك صد حسنه مى‌نويسد. و هر كس در حال نشسته، در نماز، قرآن تلاوت نمايد، خداوند در برابر هر حرف، پنجاه حسنه برايش مى‌نويسد.

و هر كه در غير نماز آن را تلاوت نمايد، در برابر هر حرف، ده حسنه برايش خواهد نوشت».

ب- از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«من قرأ حرفا و هو جالس في صلاته كتب اللَّه به خمسين حسنة، و محا عنه خمسين سيّئة، و رفع له خمسين درجة، و من قرأ حرفا و هو قائم في صلاته كتب اللَّه له مائة حسنة، و محا عنه مائة سيّئة، و رفع له مائة درجة، و من ختمه كانت له دعوة مستجابة مؤخّرة او معجّلة، قال: قلت: جعلنى اللَّه فداك ختمه كلّه قال: ختمه كلّه»

«هر كس كه يك حرف را در حال نشسته در نماز قرائت كند، خداوند در برابرش پنجاه حسنه برايش مى‌نويسد و پنجاه گناه را از او پاك مى‌گرداند و پنجاه درجه برايش بالا خواهد برد. و هر كسى كه حرفى را در حال ايستاده در نماز بخواند، خداوند يك صد حسنه برايش مى‌نويسد و يك صد گناه را از او پاك مى‌كند و يك صد درجه برايش بالا مى‌برد و هر كس كه قرآن را ختم كند، يك دعايش مستجاب است يا با تأخير و يا فورى. راوى گويد: عرض كردم فدايت شوم! كلّ قرآن را ختم كند؟

فرمود: كل قرآن را ختم كند».

از «منصور» از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«سمعت ابى قال: يقول رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- ختم القران الى حيث علم».

«شنيدم پدرم مى‌گفت: رسول خدا مى‌فرمود: قرآن را تا آنجا كه مى‌داند ختم كند».

ل- از امام صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«من استمع حرفا من كتاب اللَّه من غير قراءة كتب اللَّه له حسنة، و محا عنه سيّئة، و رفع له درجة»

«كسى كه حرفى از كتاب خدا را بشنود ولى نخواند، خداوند متعال حسنه‌اى به او خواهد داد و گناهى را از او پاك خواهد كرد و برايش درجه‌اى بالا خواهد برد».

م- «خالد بن مارد قلانسى» از «ابى حمزه» از امام باقر- عليه السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«من ختم القران بمكّة من جمعة الى جمعة او اقلّ من ذلك، او اكثر، و ختمه في يوم الجمعة كتب اللَّه له من الاجر و الحسنات من اوّل جمعة كانت في الدّنيا الى آخر جمعة تكون فيها، و ان ختمه في سائر الايّام فكذلك»

«كسى كه در مكه از يك جمعه تا جمعه ديگر، قرآنى ختم كند يا كمتر يا بيشتر از آن، ولى پايانش در روز جمعه باشد، خداوند برايش از اولين جمعه‌اى كه در دنيا بود تا آخرين جمعه‌اى كه در دنيا خواهد آمد، پاداش و حسنه مى‌نويسد، و اگر در ساير روزها نيز قرآن را ختم نمايد، اين چنين خواهد بود».

ن- «سعد بن طريف» از امام باقر- عليه السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

«قال رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم-: من قرأ عشر ايات في ليلة لم يكتب من الغافلين، و من قرأ خمسين آية كتب من الذّاكرين، و من قرأ مائة آية كتب من القانتين، و من قرأ مائتى آية كتب من الخاشعين، و من قرأ ثلاثمائة آية كتب من الفائزين، و من قرأ خمسمائة آية كتب من المجتهدين، و من قرأ الف آية كتب له قنطار من برّ، و القنطار خمس عشرة الف مثقال من الذّهب، و المثقال اربعة و عشرون قيراطا اصغرها مثل جبل احد و اكبرها ما بين السّماء و الارض»

«رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود: كسى كه ده آيه در يك شب بخواند، نامش جزء غافلين نوشته نخواهد شد، و هر كسى كه پنجاه آيه بخواند، از ذاكرين خواهد بود. و هر كس كه صد آيه بخواند، از قانتين‌(فرمانبرداران) است. و هر كس كه دويست آيه بخواند، جزء خاشعين نوشته مى‌شود، و هر كس كه سيصد آيه بخواند از فائزين (رستگاران) محسوب مى‌شود و هر كس كه پانصد آيه بخواند از مجتهدين مى‌باشد. و هر كس كه هزار آيه بخواند قنطارى از نيكوكارى برايش نوشته مى‌شود كه يك قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و يك مثقال، بيست و چهار قيراط است كه كمترينش مانند كوه احد و بزرگترينش ما بين آسمان و زمين است».

قرائت قرآن قبل از خواب‌

سزاوار است كه انسان تا چيزى از قرآن نخوانده، نخوابد.

«فضيل بن يسار» از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

«ما يمنع التّاجر منكم المشغول في سوقه اذا رجع الى منزله ان لا ينام حتّى يقرأ سورة من القران فيكتب له مكان كلّ آية يقرأها عشر حسنات و يمحى عنه عشر سيّئات».

«تاجر مشغول در بازارتان را چه چيز مانع مى‌شود كه وقتى به منزل بازگشت، تا سوره‌اى از قرآن را نخوانده، نخوابد كه در اين صورت در برابر هر آيه‌اى كه قرائت مى‌كند، ده حسنه برايش نوشته مى‌شود و ده سيّئه از او محو مى‌گردد».

داشتن قرآن در خانه و از روى آن خواندن‌

داشتن قرآن در خانه مستحب است كه حضرت صادق- عليه السّلام- فرمود:

«انّه ليعجبنى ان يكون في البيت مصحف يطرد اللَّه عزّ و جلّ به الشّياطين»

«دوست دارم در خانه قرآنى باشد كه خداوند عزيز و جليل به واسطه آن، شياطين را طرد نمايد».

و سزاوار است كه هنگام قرائت قرآن در آن بنگرد اگر چه داراى قرائتى نيكو و حافظ قرآن باشد و غلط نخواند كه حضرت صادق- عليه السّلام- فرمود:

«ثلاثة تشكو الى اللَّه العزيز الجليل: مسجد خراب لا يصلّى فيه اهله، و عالم بين جهّال، و مصحف معلّق قد وقع عليه الغبار لا يقرأ فيه»

«سه گروه هستند كه به درگاه خداوند عزيز و جليل شكايت مى‌برند:

مسجد خرابى كه اهلش در آن نماز نخوانند، عالمى كه ميان جاهلان باشد (و از او استفاده‌اى نشود) و قرآنى كه رها شده و بر آن گرد و غبار نشسته و كسى از رويش نخواند».

«اسحاق بن عمار» گويد به حضرت صادق- عليه السّلام- عرض كردم:

فدايت شوم! من قرآن را از بر هستم، آيا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى كتاب؟

فرمود:

«لا، بل اقرأه و انظر في المصحف فهو افضل، اما علمت انّ النّظر في المصحف عبادة؟»

«نه، بلكه بخوان و در قرآن نظر كن كه اين بهتر است، آيا نمى‌دانى كه نگاه كردن در قرآن عبادت است؟».

و از آن حضرت است كه:

«من قرأ في المصحف متّع ببصره، و خفّف عن والديه و لو كانا كافرين»

«كسى كه از روى قرآن بخواند، عمر چشمش زياد مى‌گردد و براى پدر و مادرش تخفيف داده مى‌شود اگر چه كافر باشند».

و از آن حضرت نقل شده است كه از قول پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود:

«ليس شي‌ء اشدّ على الشّيطان من القراءة في المصحف نظرا و المصحف في البيت يطرد الشّيطان»

«چيزى بر شيطان سخت‌تر از اين نيست كه قرآن خوانده شود در حالى كه در آن نظر مى‌گردد و قرآنى كه در خانه باشد، شيطان را طرد مى‌نمايد».

مداومت بر حفظ قرآن‌

بر كسى كه قرآن را حفظ كرده، سزاوار است بر تلاوتش مداومت داشته باشد و آن را فراموش نكند تا مبادا از اين راه روز قيامت، تأسف و حسرت گريبانگيرش گردد.

«عبد اللَّه بن مسكان» از «يعقوب احمر» روايت كرده است كه گفت: به حضرت صادق- عليه السّلام- عرض كردم: فدايت شوم! رنجها و مصيبتهايى به من مى‌رسد كه بسيارى از چيزهاى خوب را فراموش مى‌كنم و برايم باقى نمى‌ماند، حتى مقدارى از قرآن نيز از دستم رفته است- راوى گويد: نام قرآن را كه بردم حضرت ناراحت شده فرمودند:

«انّ الرّجل لينسى السّورة من القران فتأتيه يوم القيامة حتّى تشرّف عليه من درجة من بعض الدّرجات فتقول: السّلام عليك، فيقول: و عليك السّلام، من أنت؟ فتقول: انا سورة كذا و كذا ضيّعتنى و تركتنى، اما لو تمسّكت بى بلغت بك هذه الدّرجة ثمّ اشار باصبعه ثمّ قال: عليكم بالقران فتعلّموه فانّ من النّاس من يتعلّم ليقال: فلان قارئ، و منهم من يتعلّمه و يطلب به الصّوت ليقال: فلان حسن الصّوت و ليس في ذلك خير، و منهم من يتعلّمه فيقوم به في ليله و نهاره و لا يبالى من علم ذلك و من لم يعلمه».

«فردى سوره‌اى از قرآن را فراموش مى‌كند، روز قيامت همان سوره در درجه‌اى از درجات بر او مشرف مى‌شود و مى‌گويد: السّلام عليك. او در جواب مى‌گويد: و عليك السّلام، تو كيستى؟ مى‌گويد: فلان سوره و فلان سوره‌اى‌ هستم كه مرا واگذاشتى و تركم نمودى، اگر نگاهم مى‌داشتى تو را به اين درجه مى‌رساندم- در اين حال با انگشتش اشاره كرد، آنگاه فرمود:- بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گيريد كه بعضى از مردم آن را مى‌آموزند تا گفته شود: فلانى قارى است.

و برخى آن را مى‌آموزند و هدفشان فقط صداست كه گفته شود فلانى خوش صوت است، در اينها خيرى نيست، اما برخى هم قرآن را مى‌آموزند و شبانه روز بر اين كار مداومت دارند و برايشان فرقى نمى‌كند كه كسى اين را بداند يا نداند».

و از آن حضرت است كه:

«من نسى سورة من القران مثّلت له في صورة حسنة و درجة رفيعة في الجنّة فاذا رءاها قال: من انت؟ ما احسنك ليتك لى، فتقول: اما تعرفنى؟ انا سورة كذا و كذا لو لم تنسنى لرفعتك الى هذا»

«كسى كه سوره‌اى از قرآن را فراموش كند، آن سوره در يك چهره زيبا و درجه‌اى بالا در بهشت برايش تمثّل مى‌يابد، وقتى آن را ديد، به او مى‌گويد:

تو كيستى؟ چه زيبايى! اى كاش براى من بودى! مى‌گويد: آيا مرا نمى‌شناسى؟ من فلان سوره و فلان سوره‌ام، اگر فراموشم نكرده بودى، تو را تا اينجا بالا مى‌آوردم».

و از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل است كه فرمود:

«القران عهد اللَّه الى خلقه فينبغى للمسلم ان ينظر في عهده و ان يقرأ في كلّ يوم خمسين آية».

«قرآن، عهد خدا به سوى خلق اوست، پس سزاوار است براى يك مسلمان كه در عهدش نظر كند و در هر روز، پنجاه آيه بخواند».

«هيثم بن عبيد» روايت كرده است كه:

«سألت ابا عبد اللَّه- عليه السّلام- عن رجل قرا القرآن ثمّ نسيه ثمّ يتذكّر فردّدت عليه ثلاثا أ عليه فيه حرج؟ قال: لا»

«از حضرت صادق- عليه السّلام- در باره مردى سؤال كردم كه قرآن را خواند و بعد فراموشش كرد، سپس به ياد آورد تا سه مرتبه، آيا اشكالى دارد؟

فرمود: خير».

برخى از فوايد قرآن‌

بدان كه در قرآن، بزرگترين پادزهر و ياقوت سرخ و خواص غريب و معجزات عجيب، نهفته است. نه آن را مى‌توان به كوه بلند و سر به فلك كشيده تشبيه كرد كه مقامش از آن بالاتر است و نه به اقيانوسها كه از آن عظيم‌تر مى‌باشد.

اگر به موعظه‌ها و تهديدها بنگرى، مى‌بينى كه خطيب توانا و واعظ بليغ و گويا از قرآن بهره برده. و اگر به احكام و دستورات حلال و حرام نظر بيفكنى، مى‌يابى كه فقيه حاذق و مفتى صادق از درياى قرآن، برداشت كرده است! و اگر به بلاغت و فصاحت توجه كنى، مى‌فهمى كه بليغان از چشمه قرآن كسب فيض كرده‌اند.

اديب خبره و هوشيار ماهر، افتخارشان به توجيه و تفسير معانى قرآن و شناخت روشها و مبانى آن است.

ديگر اميد نمى‌رود كه بعد از آيات شريفه ذيل، ستايشگران و ثناكنندگان، سخنى و ثنايى داشته باشند:

- فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ[۱].

«پس به كدامين سخن بعد از اين كتاب آسمانى، ايمان خواهند آورد؟».

- ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ[۲].

«ما در كتاب، چيزى را فرو گذار نكرديم».

اگر شفا مى‌خواهى و دوا مى‌طلبى، شفا و دوا، در اوست و همو راه بى‌نيازى را نشان مى‌دهد و وسيله‌اى است براى اجابت دعا، اين ادعا در سه بخش تقديم مى‌گردد:

شفا يافتن از دردها و مرضها

اوّل- شفا يافتن از دردها و مرضها:

بر خود لازم مى‌دانيم كه مقدار كمى از آن را به عنوان شاهد بر مدعاى خود بياوريم و الا آنقدر هست كه غير از پيامبر و اوصيايش- عليهم السّلام- كه مبين وحى الهى‌اند ديگران عاجزند.

الف- امام صادق- عليه السّلام- از پدرانش- عليهم السّلام- از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نقل كرده است كه فرمود:

«شكى اليه رجل وجعا في صدره فقال: استشف بالقران فانّ اللَّه عزّ و جلّ يقول: وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ»[۳].

«مردى از درد سينه‌اش نزد رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- شكايت برد پيامبر فرمود: از قرآن شفا بطلب كه خداوند عزيز و جليل مى‌فرمايد:(قرآن) درمان است براى آنچه در سينه‌هاست».

ب- «شيخ صدوق» از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نقل كرده است كه فرمود:

«شفاء امّتى في ثلاث: آية من كتاب اللَّه العزيز، او لعقة من عسل، او شرطة حجام».

«شفاى امت من در سه چيز است: آيه‌اى از كتاب خداوند عزيز، ليسيدن عسل و نيشتر حجّام».

ج- از حضرت باقر- عليه السّلام- نقل است كه فرمود:

«من لم يبرأه الحمد لم يبرأه شي‌ء».

«كسى كه سوره حمد او را از بيمارى نجات ندهد، چيزى او را نجات نخواهد داد»

د- از حضرت كاظم- عليه السّلام- نقل است كه فرمود:

«من قرأ آية الكرسىّ عند منامه لم يخف الفالج، و من قرأها في دبر كلّ صلاة لم يضرّه ذو حمة».

«كسى كه هنگام خوابش، آية الكرسى را بخواند، از بيمارى فلج نهراسد. و كسى كه بعد از هر نماز آن را بخواند، هيچ صاحب نيشى به او ضرر نخواهد رساند».

ه- «اصبغ بن نباته» در حديثى طولانى گويد: مردى در برابر امير المؤمنين- عليه السّلام- ايستاد و گفت: در شكم من آب زردى است آيا شفا دارد؟ فرمود:

«نعم بلا درهم و لا دينار و لكن تكتب على بطنك آية الكرسىّ و تكتبها و تشربها و تجعلها ذخيرة في بطنك فتبرأ باذن اللَّه تعالى».

«بلى، بدون درهم و دينار، آية الكرسى را بر شكمت بنويس، همچنين آن را بنويس و بنوش و در شكم خود ذخيره‌اش كن كه به خواست خداوند متعال خوب خواهى شد».

بی نیازی

دوّم- طلب كفايت (كارگزارى خواستن):

اين نيز زياد است و ما به مقدار كمى از آن، بسنده مى‌كنيم:

الف- «حسين بن احمد منقرى» گويد: شنيدم امام كاظم- عليه السّلام- مى‌فرمايد:

«من استكفى بآية من القرآن من المشرق الى المغرب كفى اذا كان له يقين».

«كسى كه يقين داشته باشد، تنها يك آيه قرآن، او را از مشرق و مغرب عالم، بى‌نياز مى‌سازد».

ب- «مفضل بن عمر» از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود:

«يا مفضّل، احتجب من النّاس كلّهم ببسم اللَّه الرّحمن الرّحيم و بقل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اقرأها عن يمينك و شمالك و من بين يديك و من خلفك و من تحتك و من فوقك، و اذا دخلت على سلطان جائر حين تنظر اليه فاقرأها ثلاث مرّات و اعقد بيدك اليسرى ثمّ لا تفارقها حتّى تخرج من عنده».

«اى مفضل! با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، خود را از تمام مردم بپوشان، آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پايين و بالاى خودت بخوان و هر گاه بر حاكم ظالمى وارد شدى، نگاهت به او كه افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، آن را باز نكن تا از نزدش خارج شوى».

ج- براى محفوظ ماندن از دزدها وقتى كه به سوى رختخواب مى‌رود اين آيه را بخواند:

- قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ تا آخر سوره[۴] كه در اين مورد از امير المؤمنين و ائمّه- عليهم السّلام- روايت شده است كه:

«من قرأهاتين الآيتين حين يأخذ مضجعه لم يزل في حفظ اللَّه تعالى من كلّ شيطان مريد و جبّار عنيد الى ان يصبح»

«هر كس كه هنگام رفتن در رختخواب اين دو آيه را بخواند، تا صبح از شرّ هر شيطان سركش و زورگوى لجوج، در حفظ خداوند متعال خواهد بود».

د- از ائمه- عليهم السّلام- بدين مضمون روايت شده است كه:

«خواندن إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ بر چيزى كه ذخيره و پنهان شده، موجب حفاظت آن مى‌شود».

ه- براى محفوظ ماندن از شيطان، وقتى به بستر مى‌رود، «آيه سخره» را بخواند:

- إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ- تا- رَبُّ الْعالَمِينَ[۵].

روايت شده است كه مردى اين را از على عليه السّلام آموخت و بعد به قريه خرابى رفت، در آنجا خوابيد ولى اين آيه را نخواند، شياطين او را در برگرفتند به طورى كه شيطان، محاسن او را گرفته بود، رفيقش به او گفت: مهلتش بده، آن مرد بيدار شد و اين آيه را خواند، در اينجا شيطان به رفيقش گفت: خدا بينى‌ات را به خاك ماليده است بايد تا صبح از او حراست كنى.

آن مرد نزد امير المؤمنين- عليه السّلام- آمد و خبر را به آن حضرت رساند و گفت: در سخن تو شفا و راستى را ديدم، آنگاه بعد از طلوع آفتاب به آن محل رفت و ديد موهاى شيطان در آنجا پراكنده است.

و- از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- روايت شده است كه فرمود:

«من قرأ اربع ايات من اوّل البقرة و آية الكرسىّ و ايتين بعدها و ثلاث ايات من اخرها لم ير في نفسه و ماله شيئا يكرهه، و لا يقربه شيطان، و لا ينسى القران»

«كسى كه چهار آيه از اول سوره بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر آن سوره را بخواند، در خود و مالش چيز ناخوشايندى نخواهد ديد و شيطان به او نزديك نشده، قرآن را نيز فراموش نخواهد كرد».

ز- از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«من دخل على سلطان يخافه فقرأ عند ما يقابله كهيعص و يضمّ يده اليمنى كلّما قرأ حرفا ضمّ اصبعا ثمّ يقرأ حم عسق و يضمّ اصابع يده اليسرى‌

كذلك ثمّ يقرأ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً و يفتحهما في وجهه كفى شرّه».

«هر گاه كسى بر پادشاهى وارد شد كه از او مى‌هراسد، آن لحظه كه در برابرش قرار گرفت، كهيعص[۶] را بخواند و دست راستش را جمع كند، به اين صورت كه در وقت خواندن هر حرفى، انگشتى را جمع نموده، آنگاه حم عسق[۷] را بخواند و انگشتهاى دست چپش را همين طور جمع نمايد سپس بخواند: و عنت الوجوه ... [۸] رويها در برابر خداوند زنده و پاينده، خوار گرديده‌اند و هر كس كه ستم كرد زيان نم ده است. سپس آن دو دست را در صورتش باز كند كه شرّ آن سلطان كفايت مى‌شود».

ح- از حضرت كاظم- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«اذا خفت امرا فاقرأ مائة آية من القران من حيث شئت ثمّ قل: اللّهمّ ادفع عنّى البلاء- ثلاث مرّات-».

«هر گاه از چيزى ترسيدى، صد آيه- از هر جاى قرآن كه باشد- بخوان و بعد سه مرتبه بگو: خدايا! بلا را از من دفع كن».

ط- «ابو عمران موسى بن عمران كسروى» گويد: «عبد اللَّه بن كلب» بر ايمان حديث كرد كه «منصور بن عباس» از «سعد بن جناح» از «سليمان بن جعفر جعفرى» از حضرت رضا- عليه السّلام- از پدرش نقل كرده است كه فرمود:

«ابو المنذر هشام سائب كلبى» بر امام صادق- عليه السّلام- وارد شد، حضرت به او فرمود: آيا تو همان كسى هستى كه قرآن تفسير مى‌كنى؟ عرض كرد:

بلى، فرمود: مرا از اين آيه باخبر ساز كه خداوند عزيز و جليل مى‌فرمايد:

- وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباًمَسْتُوراً [۹].

«هر گاه قرآن بخوانى، ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان ندارند، پرده پوشيده‌اى قرار مى‌دهيم».

كدام (آيه از) قرآن است كه وقتى رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- آن را مى‌خواند، از آنان پوشيده مى‌ماند؟

گفت: نمى‌دانم.

فرمود: پس چگونه ادعاى تفسير قرآن را دارى؟

گفت: اى فرزند رسول خدا! اگر صلاح بدانى آن را به من بياموز و بخشش فرما.

فرمود: يك آيه در سوره كهف، يك آيه در سوره نحل و يك آيه در سوره جاثيه است كه از اين قرارند: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ [۱۰].

«آيا ديدى كسى را كه هوى و هوس خويش را معبود قرار داد و چون حق را دانست ولى آن را نپذيرفت، خداوند سبحان او را گمراه نمود و بر گوش و قلبش، مهر زده در برابر ديدش پرده افكند؟ پس چه كسى بعد از خدا مى‌تواند او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمى‌شويد».

أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[۱۱].

«آنان كسانى هستند كه خدا بر قلبها و گوشها و چشمهايشان مهر نهاد،اينان همان غافلانند».

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى‌ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‌ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً [۱۲].

«كيست ستمكارتر از كسى كه متذكر آيات پروردگارش گرديد اما از آن اعراض نمود و كارهاى گذشته‌اش را فراموش كرد، ما هم (در مقابل) بر قلبهايشان پوشش افكنديم تا نفهمند و گوشهايشان را سنگين نموديم، اگر اينان را به هدايت بخوانى، هرگز هدايت نخواهند يافت».

«كسروى» گويد: اين را به مردى از اهل «همدان» آموختم كه «ديلم» او را اسير كردند بود، اين سه آيه را متذكر شد، مى‌گويد: از محله‌ها و كمينگاههايشان مى‌گذشتم ولى نه مرا مى‌ديدند و نه چيزى به من مى‌گفتند تا به ديار اسلام وارد شدم.

«ابو منذر» گويد: آن را به قومى كه در كشتى سوار شده از كوفه به بغداد مى‌رفتند، آموختم، به همراه آن قوم، هفت كشتى خارج شده بود، از آن هفت تا شش كشتى مورد دستبرد راهزنها قرار گرفت ولى آن كشتى كه اين آيات در آن خوانده شده بود، سالم ماند.

در روايتى آمده است: مردى كه از او سؤال شد اين آيات در كجاى قرآنند، حضرت خضر- عليه السّلام- بود.

ى- براى گشوده شدن كسى كه بسته شده، اين آيات بر كاغذ نوشته بر او آويزان گردد:

- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ‌ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً[۱۳].

«به نام خداوند رحمان و رحيم، ما براى تو فتحى آشكار قرار داديم تا خدا نسبت گناهى كه مشركين به تو مى‌داده‌اند و خواهند داد را برطرف سازد و نعمتش را بر تو به اتمام رسانده، تو را به صراط مستقيم هدايت نمايد».

سپس «سوره نصر»[۱۴] و بعد از آن، آيات ذيل نوشته شود: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ [۱۵].

«از نشانه‌هاى خدا اين است كه برايتان از جنس خودتان همسر آفريد تا در كنارش آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت قرار داد كه در آن نشانه‌هايى است براى قومى كه فكر مى‌كنند».

ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ [۱۶].

«شما بر آنان از اين در، در آييد، چون در آمديد محققا بر آنان غالب خواهيد شد» [۱۷].

فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ [۱۸].

«درهاى آسمان را گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم و در زمين چشمه‌ها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين بر اساس تقدير الهى پيوستند».

قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي [۱۹].

« (موسى) گفت: پروردگارا! سينه‌ام را فراخ گردان، كارم را برايم آسان كن و گره از زبانم بگشا، تا سخن مرا دريابند».

وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً[۲۰].

«در آن روز، گروهى از ايشان را رها مى‌كنيم تا بر گروه ديگر موج زنند و در صور كه دميده شد، آنان را جمع مى‌نمايم».

«كذلك حلّلت فلان بن فلانة بنت فلانة».

«اين چنين فلانى فرزند فلان زن، دختر فلان زن را آزاد كردم».

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ[۲۱].

«از ميان خودتان پيامبرى نزدتان آمد كه رنج بردنتان بر او گران بوده، بر نجات شما حرص مى‌ورزد و نسبت به مؤمنين رئوف و رحيم است، اگر روى بر تافتند بگو: اللَّه مرا كافى است كه جز او معبودى نيست، بر وى توكل مى‌كنم كه پروردگار عرش عظيم است».

اجابت دعا

سوّم- آياتى كه مربوط به اجابت دعا است‌

هر جاى قرآن صلاحيت اين را دارد كه بعد از آن، دعا مستجاب گردد كه در باب آداب دعا گذشت با اين وصف، در بعضى از مواضع قرآن، استجابت دعا تأكيد شده كه از اين قرار است:

الف- حضرت صادق از پدرش از پدرانش از پيامبر اكرم- عليهم السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«لمّا اراد اللَّه عزّ و جلّ ان ينزّل فاتحة الكتاب و آية الكرسىّ و شهد اللَّه و قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ الى قوله بِغَيْرِ حِسابٍ تعلّقن بالعرش و ليس بينهنّ و بين اللَّه حجاب فقلن: يا ربّ، تهبطنا الى دار الذّنوب و الى من يعصيك و نحن بالطّهور و القدس متعلّقات! فقال سبحانه: و عزّتى و جلالى ما من عبد قرأكنّ في دبر كلّ صلاة الّا اسكنته حظيرة القدس على ما كان فيه، و الّا نظرت اليه بعينى المكنونة في كلّ يوم سبعين نظرة، و الّا قضيت له في كلّ يوم سبعين حاجة ادناها المغفرة، و الّا اعذته من كلّ عدوّ و نصرته عليه، و لا يمنعه دخول الجنّة الّا الموت»

«چون خداوند عزيز و جليل خواست فاتحة الكتاب و آية الكرسى و شهد اللَّه[۲۲] و قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تا بِغَيْرِ حِسابٍ [۲۳]را نازل كند، بر عرش معلّق شدند در حالى كه بينشان و خدا هيچ حجابى نبود، گفتند: پروردگارا! ما را به ديار گناهان به سوى كسانى كه تو را معصيت مى‌كنند فرود مى‌آورى و حال آنكه ما به طهارت و نزاهت معلّقيم. خداوند سبحان فرمود: به عزت و جلالم قسم! كه هيچ بنده‌اى بعد از هر نمازش شما را نخواند مگر آنكه: او را در بهشت- با هر چه در آن است- سكنى مى‌دهم، با نظر مخصوص خود، هر روز هفتاد مرتبه به او مى‌نگرم، هر روز هفتاد حاجت را برايش روا مى‌كنم كه كمترينش آمرزش است، از هر دشمنى پناهش داده و بر او ياريش مى‌دهم، و جز مرگ، چيزى مانع ورود او به بهشت نمى‌گردد».

ب- در روايتى ديدم آمده است:

«انّ الدّعاء بعد قراءة الجحد عشر مرّات عند طلوع الشّمس من يوم الجمعة، مستجاب»

«دعا بعد از ده مرتبه خواندن سوره جحد[۲۴] هنگام طلوع آفتاب روز جمعه، مستجاب است».

ج- از امير المؤمنين- عليه السّلام- نقل شده است كه فرمود:

«من قرأ مائة آية من اىّ اى القران شاء ثمّ قال: يا اللَّه- سبع مرّات- فلو دعا على صخرة لفلقها اللَّه تعالى»

«هر كس كه صد آيه از هر جاى قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه بگويد:يا اللَّه! اگر بر صخره هم دعا كند، خداوند متعال آن را مى‌شكافد».

فوائد متفرقه

فصل: خاصيتهاى مختلف‌

الف- «درست» از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«قال رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم-: من قرأ الهيكم التّكاثر عند النّوم وقى فتنة القبر»

«رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود: كسى كه هنگام خواب أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ[۲۵] را بخواند، از عذاب قبر در امان خواهد بود».

ب- از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود:

«وقع مصحف في البحر فوجدوه و قد ذهب ما فيه الّا هذه الآية: أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ»[۲۶].

«نوشته‌اى در دريا افتاده بود، آن را گرفتند (ديدند) هر چه در آن بود رفته است مگر اين آيه (كه مى‌گويد): آگاه باشيد! كه همه چيز به سوى خدا بر مى‌گردد».

ج- از حضرت صادق- عليه السّلام- سؤال شد كه آيا قرآن و فرقان دو چيزند يا يك چيز؟ فرمود:

«القران جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به»

«قرآن، به تمام كتاب گفته مى‌شود و فرقان، به آيات محكمى كه عمل بدان واجب است».

د- اولين چيزى كه نازل شد اين آيه است:

- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ[۲۷].

و آخرينش:

- إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ[۲۸].

ه- امير المؤمنين- عليه السّلام- فرمود:

«من قرأ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ حين يأخذ مضجعه ثلاث مرّات وكّل اللَّه به خمسين الف ملك يحرسونه ليلته»

«هر كس كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «۳» را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملك را بر او موكّل مى‌نمايد تا در آن شب حراستش كنند».

و «شيخ صدوق» در كتاب «توحيد» نقل كرده است كه:

«انّها كفّارة خمسين سنة»

«اين كار، كفاره پنجاه سال خواهد بود».

و- «ابو بكر خضرمى» از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فلا يدع ان يقرأ في دبر الفريضة بقل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فانّه من قرأها جمع اللَّه له خير الدّنيا و خير الآخرة، و غفر له و لوالديه و ما تولّد»

«كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، خواندن قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بعد از نماز واجب ترك نكند كه هر كس آن را بخواند، خداوند خير دنياو آخرت را برايش جمع كرده، خودش و والدينش و فرزندانش بخشيده خواهند شد».

ز- «حماد بن عيسى» از امير المؤمنين- عليه السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

«قال رسول اللَّه: الا اعلّمك دعاء لا تنسى القران؟ قل: اللّهمّ ارحمنى بترك معاصيك ابدا ما ابقيتنى، و ارحمنى من تكلّف ما لا يعنينى، و ارزقنى حسن النّظر فيما يرضيك، و الزم قلبى حفظ كتابك كما علّمتنى، و ارزقنى ان اتلوه على النّحو الّذى يرضيك عنّى. اللّهمّ نوّر بكتابك بصرى، و اشرح به صدرى، و اطلق به لسانى، و استعمل به بدنى، و قوّنى به على ذلك و اعنّى عليه، انّه لا يعين عليه الّا انت لا اله الّا انت»

«رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود: آيا دعايى به تو بياموزم كه قرآن را فراموش نكنى؟ بگو: خدايا! بر منم رحم كن كه گناهانت را تا زنده‌ام هميشه ترك نمايم و رحم نما براى زحمت و رنج چيزى كه برايم اهميت و فايده‌اى ندارد. خوش بينى در چيزهايى كه تو را از من راضى مى‌سازد، روزى‌ام فرما و قلب مرا ملزم به حفظ كتاب خودت نما، همان گونه كه آن را به من آموختى تلاوت آن را به شكلى كه تو از من راضى باشى، روزى‌ام كن. خدايا! با كتابت، ديده‌ام را نورانى، سينه‌ام را به آن گشاده، زبانم را بدان گويا و بدنم را عامل بدان قرار ده و بر اين كار تقويتم فرما و كمكم كن كه كمك كارى بر اين امر جز تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد».

«حماد» گويد: يكى از ياران ما اين روايت را از «وليد بن صبيح» از «حفص اعور» از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل كرده است.

ح- از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل است كه فرمود:

«من مضى عليه يوم واحد و لم يصلّ فيه بقل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قيل له يوم القيامة: يا عبد اللَّه، لست من المصلّين»

«كسى كه يك روز بر او بگذرد ولى در آن روز نمازى با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ نخواند، روز قيامت به او گفته مى‌شود: اى بنده خدا! تو از نمازگزاران نيستى».

ط- و از آن حضرت است كه:

«من مرّت له جمعة لم يقرأ فيها بقل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثمّ مات مات على دين ابى لهب»

«كسى كه جمعه‌اى بر او بگذرد (و هفته‌اش بسر آيد) ولى در آن با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (نمازى) نخواند، بعد بميرد، بر دين ابى لهب مرده است».

ى- و نيز از آن حضرت است كه فرمود:

«من اصابه مرض او شدّة و لم يقرأ في مرضه او شدّته قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثمّ مات في مرضه او شدّته فهو من اهل النّار»

«كسى كه سختى يا مرضى به او برسد و در آن مرض يا سختى، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را نخواند و در آن بميرد، از اهل آتش خواهد بود».

ك- «ابو القاسم بن سليمان» از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«قال ابى- عليه السّلام-: ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الّا كفر».

«پدرم فرمود: كسى پاره‌اى از قرآن را به پاره ديگر نزد، مگر آنكه كافر گشت»[۲۹].

مرحوم علامه طباطبائى (ره) ضمن نقل اين حديث از سيوطى، حديثى از امام صادق- عليه السّلام- از تفسير نعمانى آورده كه «ضرب بعض قرآن ببعض ديگر» معنا شده است.

ل- «عامر بن عبد اللَّه بن خزاعه» از حضرت صادق- عليه السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

«ما من عبد يقرأ آخر الكهف [۳۰]الّا يتيقّظ في السّاعة الّتى يريد»

«هيچ بنده‌اى آخر سوره كهف را نخواند مگر آنكه در هر ساعتى كه خواست، بيدار مى‌شود»

م- از «زهرى» نقل است كه گويد: به حضرت امام زين العابدين- عليه السّلام- عرض كردم:

«اىّ الاعمال افضل؟ قال: الحال المرتحل. قلت: و ما الحال المرتحل؟ قال: فتح القران و ختمه كلّما احلّ باوّله ارتحل في اخره»

«كدام عمل افضل است؟ فرمود: آن عمل كه مى‌آيد و كوچ مى‌كند، عرض كردم: چه عملى است كه مى‌آيد و كوچ مى‌كند؟ فرمود: گشودن قرآن و به انجام رساندنش، (به طورى كه) هر زمان از اولش در آيد، به آخرش كوچ نمايد».

ن- از حضرت باقر- عليه السّلام- نقل است كه فرمود:

«من قرأ بنى اسرائيل في كلّ ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم- عليه السّلام- و يكون معه، و من قرأ سورة الكهف كلّ ليلة جمعة لم يمت الّا شهيدا و بعثه اللَّه مع الشّهداء».

«هر كس كه سوره بنى اسرائيل (اسراء) را در هر شب جمعه بخواند تا حضرت قائم (عج) را نديده نمى‌ميرد و با آن حضرت خواهد بود و هر كس كه در هرشب جمعه سوره كهف را بخواند نمى‌ميرد مگر با شهادت و خداوند متعال او را با شهدا مبعوث مى‌نمايد».

س- از آن حضرت است كه:

«من اوتر بالمعوّذتين و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قيل له: يا عبد اللَّه، ابشر فقد قبل و ترك».

«كسى كه در نماز وتر، معوّذتين[۳۱] و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند، به او گفته مى‌شود: اى بنده خدا! تو را بشارت باد كه (نماز) وترت قبول گرديد».

ع- «عمر بن يزيد» گويد: حضرت صادق- عليه السّلام- فرمود:

«من قرا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ حين يخرج من منزله عشر مرّات لم يزل من اللَّه في حفظ و كلاءة حتّى يرجع الى منزله».

«كسى كه هنگام خروج از منزلش ده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند، از جانب خدا در حفظ و حمايت خواهد بود تا به منزلش بازگردد».

ف- براى كرمى كه خربزه‌ها و زراعت را مى‌خورد، بر چهار نى يا چهار كاغذ نوشته شده بر چهار نى در چهار جهت زمين خربزه يا مزرعه قرار داده شود:

«ايّها الدّود، ايّها الدّوابّ و الهوامّ و الحيوانات، اخرجوا من هذه الارض و الزّرع الى الخراب كما خرج ابن متّى من بطن الحوت فان لم تخرجوا ارسلت عليكم:- شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ[۳۲].

- أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا[۳۳] فماتوا - فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ[۳۴]. - فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ[۳۵]. - سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى[۳۶]. - كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها[۳۷]. - فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ[۳۸]. - وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ[۳۹]. - فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ[۴۰]. - اخرج مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ[۴۱]. - اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً[۴۲]. - فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ[۴۳].

«اى حيوان! اى جنبندگان و زهر داران و حيوانات! از اين زمين و مزرعه به جاى خرابى برويد همچنان كه فرزند متى[۴۴] از شكم ماهى بيرون رفت كه اگر نرويد بر شما مى‌فرستم:

- شراره‌اى از آتش و مس كه يارى نگرديد. - آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود خارج شدند- در حالى كه هزاران نفر بودند- اما خدا به آنان فرمان مرگ داد، آنان هم مردند. - از آنجا خارج شو كه تو رانده‌شده‌اى. - از آنجا خارج شد در حالى كه مى‌ترسيد و مراقب بود. - منزّه است آنكه شبانه بنده‌اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد. - آن روز كه اينان قيامت را ببينند، گويا نخوابيده‌اند مگر يك شب يا به همراه روزش. - پس آنان را از باغها و چشمه‌ها اخراج كرديم. - و كشتزارها و مقام كريم و نعمتى كه از آن برخوردار بودند. - پس نه آسمان بر اينان گريست و نه زمين و نه مهلتى به آنان داده شد. - از آنجا خارج شو، تو را نسزد كه در آن تكبرورزى، از آنجا خارج شو كه تو از فرومايگانى. - از آنجا با حالت نكوهيده و سرافكنده خارج شو. - لشكرهايى بر آنان وارد آوريم كه تابش را نداشته باشند و هر آينه ايشان را از آنجا با ذلّت و خوارى خارج مى‌نماييم».

ص- «سمرة بن جندب» گويد: رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود:

«كسى كه وضو ساخته به سوى مسجد برود و در حال خروج از منزلش، بگويد:

بسم اللَّه الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ‌

«به نام خدا، آن كس كه مرا خلق كرد، پس همو هدايتم مى‌كند»

خداوند متعال او را به ايمان درستى هدايت مى‌نمايد. و آنگاه كه بگويد:

وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ.

«همان خدايى كه مرا غذا مى‌دهد و سيرابم مى‌كند»،

خداوند عزيز و جليل، او را از غذاى بهشت بهره‌ور و از نوشيدنى آنجا سيراب مى‌سازد. و وقتى كه بگويد:

- وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ.

«و چون بيمار شوم، او شفايم مى‌دهد».

خداوند متعال آن را كفاره گناهانش قرار مى‌دهد. و هنگامى كه بگويد:

- وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ.

«خدايى كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌كند».

خداوند متعال او را چون شهدا مى‌ميراند و چون اهل سعادت زنده‌اش مى‌كند. و آنگاه كه بگويد:

- وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ.

«همان خدايى كه چشم اميد دارم روز قيامت خطايم را بيامرزد».

خداوند متعال تمام خطاهايش را مى‌بخشد اگر چه بيشتر از كف دريا باشد.

و وقتى كه بگويد:

- رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ.

«پروردگارا! به من حكمت عطا كن و مرا به صالحين ملحق گردان».

خداوند متعال به او حكمت داده به صالحين گذشته و صالحين آينده ملحقش مى‌نمايد. و هنگامى كه بگويد:

- وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ.

«زبانى راستگو ميان اقوام آينده عطايم كن».

خداوند عزيز و جليل، برايش برگه سفيدى مى‌نويسد كه فلانى فرزند فلانى از راستگويان است. و وقتى كه بگويد:

- وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ.

«مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده».

خداوند عزيز و جليل منزلهايى در بهشت به وى عطا خواهد كرد. و هنگامى كه بگويد:

- وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ[۴۵].

«سرپرست و پرورش دهنده مرا بيامرز كه او از گمراهان است».

خداوند متعال پدر و مادرش را مى‌آمرزد.

ق- از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- روايت شده است كه فرمود:

«من قرأ هذه الآية عند منامه: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ الى آخر السّورة، سطع له نور الى المسجد الحرام حشو ذلك النّور ملائكة يستغفرون له حتّى يصبح»

«هر كس كه هنگام خوابش اين آيه را بخواند: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ[۴۶]، تا آخر سوره، نورى از او تا مسجد الحرام مى‌درخشد كه در حاشيه آن نور، ملائكة هستند و تا صبح برايش استغفار مى‌كنند».

پانویس

۱. سوره اعراف، آيه ۱۸۵.

۲. سوره انعام، آيه ۳۸.

۳. سوره يونس، آيه ۵۷.

۴. آيات ۱۱۰ و ۱۱۱ سوره اسرا كه كاملش اين چنين است:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا، وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.

۵. آيه ۵۴ سوره اعراف است:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ.

۶. سوره مريم، آيه ۱.

۷. سوره شورى، آيه ۱ و ۲.

۸. سوره طه آيه ۱۱۱.

۹. سوره اسراء، آيه ۴۵.

۱۰. سوره نحل، آيه ۱۰۸.

۱۱. سوره جاثيه، آيه ۲۳.

۱۲. سوره كهف، آيه ۵۷.

۱۳. سوره فتح، آيه ۱- ۲.

۱۴. بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً.

۱۵. سوره روم، آيه ۲۱.

۱۶. سوره مائده، آيه ۲۳.

۱۷. از سخنان يوشع و كالب است به بنى اسرائيل.

۱۸. سوره قمر، آيه ۱۱- ۱۲.

۱۹. سوره طه، آيه ۲۵- ۲۸.

۲۰. سوره كهف، آيه ۹۹.

۲۱. سوره توبه، آيه ۱۲۸- ۱۲۹.

۲۲. سوره آل عمران، آيه ۱۸: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.

۲۳. سوره آل عمران، آيه ۲۶- ۲۷: قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ. تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ.

۲۴. بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ.

۲۵. بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ.

۲۶. سوره شورى، آيه ۵۳.

۲۷. سوره علق.

۲۸. سوره نصر.

۲۹. رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- عده‌اى را ديد كه بينشان راجع به قرآن گفتگو شده و بر عليه يك ديگر با آيات قرآنى مجادله مى‌كنند، حضرت خشمناك شد و فرمود: امم گذشته به مثل همين كارها گمراه شدند، زيرا با پيغمبران خود اختلاف كرده، پاره‌اى از كتاب آسمانى خود را به پاره ديگر زدند.

بعد فرمود: قرآن نازل نشد كه پاره‌اى از آن، پاره ديگر را تكذيب كند بلكه بالعكس تصديق‌كننده آن است، شما به آنچه برايتان روشن است و دانايى داريد عمل نماييد و در آنچه برايتان مشتبه مى‌باشد به ايمان تنها قناعت كنيد (الدر المنثور، ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران).

۳۰. قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‌ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً، (سوره كهف، آيه ۱۱۰).

۳۱. منظور دو سوره «فلق و ناس» است.

۳۲. سوره الرحمن، آيه ۳۵.

۳۳. سوره بقره، آيه ۲۴۳.

۳۴. سوره حجر، آيه ۳۴.

۳۵. سوره قصص، آيه ۲۱.

۳۶. سوره اسراء، آيه ۱.

۳۷. سوره نازعات، آيه ۴۶.

۳۸. سوره شعراء، آيه ۵۷.

۳۹. سوره دخان، آيه ۲۶- ۲۷.

۴۰. سوره دخان، آيه ۲۹.

۴۱. سوره اعراف، آيه ۱۳، در قرآن به جاى: اخرج منها فما يكون ... آمده: فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ ....

۴۲. سوره اعراف، آيه ۱۸.

۴۳. سوره نمل، آيه ۳۷.

۴۴. يعنى حضرت يونس عليه السّلام.

۴۵. سوره شعراء، آيه ۷۸- ۸۶.

۴۶. آيه ۱۱۰ از سوره كهف