کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

اخلاص

انتشار: سه‌شنبه ۲۱ ذی‌القعده ۱۴۳۵ - بروزرسانی: یکشنبه ۴ ذی‌الحجه ۱۴۳۸
نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی
منبع: کتاب سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی) صفحه ۶۸۹ تا ۷۲۴

اخلاص در سلوک یعنی یكایكِ اعمال سلوکی را برای خدا انجام دادن. سلوک یعنی فقط به سوی خدا رهسپار بودن، فقط دم از خدا زدن، فقط با خدا زیستن، سلوک یعنی از هرگونه دوبینی بیزار بودن و تنها با حضرت دوست، یار بودن.

فهرست
  • ↓۱- اخلاص
  • ↓۲- آیا ریای معکوس راه دستیابی به اخلاص سالکانه است؟
    • ↓۲.۱- نقد نظریۀ ریای معکوس
  • ↓۳- گونه‌های نیت و اخلاص
  • ↓۴- آثار اخلاص از دیدگاه روایات
  • ↓۵- مطالب مرتبط
  • ↓۶- پانویس

اخلاص

راه خدا، راه خلوص در ذات است. انسان تا مخلَص نشود به خدا نمی‌رسد. مقدّمه پاک شدن ذات آدمی به دست پروردگار، این است که انسان اعمال خویش را از هرگونه شرک و ریا پاک کند. اخلاص در عمل زمینه‌ساز خلوص ذات است و مخلِص بودن مقدمه مخلَص شدن است.

اخلاص در سلوک یعنی از ابتدا مخلصانه در راه قدم گذاشتن و اصل سلوک را برای خدا آغاز کردن و ادامه دادن.

اخلاص در سلوک یعنی یكایكِ اعمال سلوکی را برای خدا انجام دادن.

سلوک یعنی فقط به سوی خدا رهسپار بودن، فقط دم از خدا زدن، فقط با خدا زیستن، سلوک یعنی از هرگونه دوبینی بیزار بودن و تنها با حضرت دوست، یار بودن. چیزی که حقیقتش این است، با ریا در تناقض است.

البته اخلاص مانند همۀ فضائل اخلاقی، تدریجاً به دست می‌آید و تقویت می‌شود. از نظر علمی و فکری راه دستیابی به اخلاص تفکّر در بی‌اعتباری دنیا، تأمل در حقّانیت مرگ، اندیشیدن در عظمت پروردگار و حقارت و کوچکی ماسوا در برابر او و نیز تأمّل در نعمت‌هایی که خدا به آدمی ارزانی داشته است، می‌باشد و از نظر عملی و رفتاری، سعی در کتمان کارهای نیک، رفت و آمد و نشست و برخاست با اهل اخلاص، زهد در دنیا و مراقبه است.

آیا ریای معکوس راه دستیابی به اخلاص سالکانه است؟

برخی صوفیه که به ملامتیه شهرت یافته‌اند، برای دستیابی بهتر و سریعتر به اخلاص دست به «ریای معکوس» می‌زنند؛ مثلاً شراب در دست می‌گیرند و از جلوی چشم متدینان می‌گذرند و بعد آن را معدوم می‌سازند. یا نیت نمی‌کنند و به نماز می‌ایستند و در نمازِ صوری به این سو و آن سو می‌نگرند و یا دیگر مبطلات یا منافیات را بجا می‌آورند و ... البته و صد البته در اینگونه کارها قصد تهذیب نفس و خوارکردن آن و تقرّب به پروردگار دارند و منطقشان این است که سالک نباید به دنبال ننگ و نام باشد و این یعنی رندی که چون گنج، هرکس را بدان راهی نیست.

فرصت شمر طریقۀ رندی که این نشانچون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست [۱]

کتاب‌های تذکره که در شرح حال صوفیان است، پر است از مصادیق «ریای معکوس».

نقد نظریۀ ریای معکوس

از دیدگاه ما این منطق نادرست و این رفتار غلط است، زیرا:

اوّلاً: آبروی مؤمن از آن پروردگار است و نه از آن او، لذا این آبرو محترم است و حفظش بر همگان واجب است تا آنجا که نه تنها فدا کردن مال برای حفظش مورد تأکید است «اجعَل مالَک دون عِرضِک»، بلکه بهترین مال هر کس، مالی است که بدان آبرویش را نگه دارد.

«إِنَّ خَیرَ مَالِكَ مَا وَقَیتَ بِهِ عِرْضَك» [۲].

در روایت است که

«حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است» [۳]

عجبا! کعبه‌ای که «قیاماً للناس» [۴] است و لشکر فیل‌سوار ابرهه به خاطر شكستن حرمت آن عذاب می‌شوند، حرمتی کمتر از حرمت یک مؤمن دارد.

حفظ حرمت مؤمن بر همه و در درجۀ نخست بر خود او لازم است و بدین دلیل مؤمن حق ندارد گناهش را در پیشگاه غیر حق ‌تعالی بازگو کند. اگرچه آن غیرخدا، پاپ اعظم که به پندار بعضی نماینده خدا و عیسی شمرده می‌شود، باشد. قرض کردن در غیر ضرورت شدید برای مؤمن مکروه است، زیرا مایۀ ذلّت اوست. اجتناب از مواضع تهمت بر مؤمن به همین جهت لازم است.


ثانیاً: دیدگاه ملامتیه خود نوعی شرک است. کسی که به خاطر شکسته شدن در نزد دیگران دست به «ریای معکوس» می‌زند، یعنی در کنار حضرت حق کسی یا کسانی را می‌بیند که آنها متوجّه اویند و او به سوی آنها توجّه می‌کند و می‌کوشد تا شخصیت خود را در نزد آنان تخریب کند تا نفسش شکسته شود. آیا دیدن غیر حق و توجّه به غیر حق، هرچند به منظور درهم شکستن صَولت نفس، شرک نیست؟ سالک راستین جز حق نمی‌خواهد و نمی‌بیند. او برای غیر حق ارزشی قائل نمی‌شود که بخواهد برای آن کاری انجام دهد.


ثالثاً: نفسِ عمل به همۀ دستورات شرع، هدف مورد نظر ملامتیون را تأمین می‌كند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم زاهدترین مردم بود؛ بر الاغ برهنه سوار می‌شد و کسی را هم پشتش سوار می‌کرد. این عمل امروزه مانند آن است که بزرگی همانند رئیس جمهور دوتَرکه با دوچرخه در خیابان براند. آیا این کار نفس آدمی را خوار نمی‌سازد؟ آیا این مصداق شکستن نفس نیست؟ لباس رسول الله همیشه از ارزان‌ترین پارچه‌ها و همراه با چندین وصله بود، آیا این تربیت نفس نیست؟ پیامبر با دست خود از بز شیر می‌دوشید و به یاران می‌بخشید، آیا این غیر از شکستن نفس است؟ عیسی مسیح روزی پای حواریین خود را شست، آیا این تهذیب نفس نیست؟


رابعاً: به دنبال نام و ننگ نبودن غیر از به دنبال ننگ بودن است.

اولی یعنی آزادی از هر قید و دوّم یعنی مقید بودن به قید خلقِ خدا و احساس ضرورت تغییر نظر آنها نسبت به انسان. رندی اولی است، نه دوّمی.

به قول حافظ:

غلام همت آنم که زیر چرخ کبودز هرچه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است

خامساً: از گفتار و رفتار بزرگان دین و اولیای معصومین درمی‌یابیم که مؤمن باید به دنبال حفظ و ازدیاد آبروی خود باشد و در حفظ و ازدیاد آبروی سایرین بکوشد. امروزه اعادۀ حیثیت در دادگاه‌های دنیا به عنوان طلبی مشروع، مورد تقاضای افراد است. در ادعیه نیز این مطالب بیان شده و از خدا خواسته شده است که آبروی انسان را حفظ کند، مگر نه این است که یکی از کارهای همیشگی و اساسی او ستّاریت است.


سادساً: اولیای دین به ما آموخته‌اند در کنار طلب آبروی بیشتر در میان مردم از خداوند، مصرّانه از او بخواهیم که به همان اندازه که عزّت و آبرو در میان مردم پیدا می‌کنیم در درون خود و در پیشگاه حضرت حق ذلّت پیدا کنیم، چون ذلیل درگاه او، عزیز عالَم است.


سابعاً: همانگونه که «ریای معکوس» صحیح نیست، زیرا خلاف حقّ است، سجادّه آب کشیدن، زهدفروشی و ترک دنیا للدّنیا هم بسیار مذموم است و متأسفانه چه فراوان است. بسیارند کسانی که نان به اسم دین می‌خورند و دنیا را به خاطر دنیا ترک می‌گویند؛ یعنی بخش کوچکی از دنیا را به خاطر بخش بزرگ‌تر رها می‌کنند. از مال می‌گذرند که به جاه برسند با اینکه می‌دانیم جاه لفظاً و معناً و وزناً یعنی: چاه. در روایات است

«آخِرُ ما یخْرُج من رُؤوسِ الصِدِّیقین حُبُّ الرِئاسَۀ» [۵]؛ «آخرین حسی که از دل صدیقان بیرون می‌رود، دوستی مقام است».

به همین علت دیده شده که برخی از جاه ظاهری می‌گذرند که به جاه معنوی یعنی حکومت بر دل‌های مردم دست یابند، زیرا در عالم، حسی شیرین‌تر از پرستیده شدن و مراد بودن یافت نمی‌شود. در مثل یا حکمت فارسی می‌گوییم: «یک مرید خر بهتر است از یک لشگر».

استاد حکمت بنده فرمود:

«در این گونه ارادت‌ها اول مرید، خَر می‌شود و سپس مُراد».

چرا؟ زیرا رفته رفته توهمش بر او غالب می‌شود و می‌پندارد كه واقعاً كسی است.

سخن را با روایتی از امام سجاد علیه السلام كه ناقل آن امام رضا علیه السلام است به پایان می‌بریم.

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید:

اگر دیدید كسی رفتارش به ظاهر شایسته بود، از مال حرام اجتناب داشت، هیچ‌گونه انحراف جنسی نداشت و عقل و خردش به ظاهر پسندیده بود، نباید گول او را بخورید تا بفهمید

«كیف مَحَبّته للرِئاسات الباطلۀ و زُهدُه فیها فانّ فی الناس من خَسِر الدنیا و الآخرۀ َیتْرُك الدنیا للدنیا و یَری اَنّ لذۀ الرِئاسَۀ الباطلۀ افضَل من لَذۀ الأمْوالِ و النِّعَمِ المُباحَۀ المُحَلَّلَۀ فیتْرُك ذلك اجْمَع طلَباً للرِئاسۀ»؛

«چقدر تشنۀ قدرت و ریاست باطل است. چه اینكه كسانی هستند كه دنیا را به خاطر دنیا ترك می‌كنند و اعتقادشان بر این است كه لذتِ ریاست از لذت مال و دیگر نعمت‌های حلال الهی برتر است. بدین علت از همۀ آنها دست می‌كشد كه به ریاست برسد. چنین شخصی دنیا و آخرت را با هم از دست داده است» [۶].

گونه‌های نیت و اخلاص

پیش از این دربارۀ گونه‌های نیت به تفصیل سخن گفتیم و گفتیم که برخی از این گونه‌ها با اخلاص مطرح در دین در تضاد و بعضی از آنها با اخلاص سالکانه ناسازگار است. سیر سالک به یک معنا در درجات و گونه‌های اخلاص است و پایان آن رسیدن به مقام خلوص در ذات است که در حقیقت خلاصی از هرگونه تعلّق به غیر حق تعالی است. علی صلواةالله علیه فرمود:

«بالإِخْلاصِ یكُونُ الْخَلاص» [۷]؛ «رهایی فقط با اخلاص به دست می‌آید».

آثار اخلاص از دیدگاه روایات

۱. چهل روز اخلاص چشمه‌های حکمت را از دل بر زبان جاری می‌سازد [۸].

۲. هر کس اخلاص پیشه ورزد به آرزوها می‌رسد [۹].

۳.هر کس اخلاص پیشه ورزد معاش و معادش تامین است [۱۰].

۴. اخلاص مایۀ باز شدن چشم بصیرت آدمی است [۱۰].

۵. اخلاص زمینه‌ساز رسیدن به آرزوهاست [۱۰].

۶. اخلاص سبب خلاصی، رهایی و آزادی است [۱۳].

مطالب مرتبط

پانویس

۱. دیوان حافظ.

۲. بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۸۹.

۳. بحار الانوار، ج۴۷، ص۹۰.

۴. مائده/۹۷.

۵. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۸۱.

۶. بحارالانوار، ج۲، ص۸۴.

۷. کافی، ج۲، ص۴۶۸.

۸. کافی، ج۲، ص۱۶؛ عیون اخبار الرضا، ص۲۵۸. روایت نبوی است.

۹. غرر الحکم.

۱۰. همان.

۱۱. همان.

۱۲. همان.

۱۳. کافی ج۲، ص ۴۶۸؛ بحارالانوار، ج۹۰، ص۳۴۱.

مربوط به دسته های: بایسته های سیر و سلوک -