کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > نکاتی درباره روزه از مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

نکاتی درباره روزه از مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

انتشار: شنبه ۲۴ رجب ۱۴۳۵ - بروزرسانی: سه‌شنبه ۱۶ شعبان ۱۴۳۷
نویسنده: آیةالله میرزا جواد ملکی تبریزی
منبع: المراقبات ترجمه ابراهیم محدث بندرریگی ٬ صفحه ۱۱۷ تا ۱۳۱
فهرست
  • ↓۱- مطالبى درباره روزه‌
  • ↓۲- كميت و كيفيت افطار و سحرى‌
  • ↓۳- فوايد گرسنگى‌
    • ↓۳.۱- فوايد گرسنگى در سخنان علماى اخلاق
      • ↓۱.۱- صفاى قلب
      • ↓۱.۲- تواضع
      • ↓۱.۳- شكستن شدت شهوات
      • ↓۱.۴- آمادگى جسمی براى انجام تمام عبادتها
      • ↓۱.۵- توانايى مالی براى انجام تمام عبادتها
  • ↓۴- نتیجه
    • ↓۴.۱- علت انتخاب گرسنگى براى ميهمانی خداوند
    • ↓۴.۲- تلاش بیشتر برای رسيدن به اخلاص در انجام عبادت
    • ↓۴.۳- ‌فهم بهتر از روزه
    • ↓۴.۴- ‌فهم بهتر از هدف و نیت روزه
  • ↓۵- درجات روزه
  • ↓۶- اقسام روزه‌داران از حيث نيّت روزه
    • ↓۶.۱- روزه براى غير خدا
    • ↓۶.۲- روزه براى غير خدا و با اندکی ترس و امید
    • ↓۶.۳- روزه فقط بخاطر ترس و امید
    • ↓۶.۴- روزه بخاطر ترس و امید همراه با قصد رضاي الهى
    • ↓۶.۵- روزه فقط با قصد رضاي الهى
  • ↓۷- انواع تغذيه روزه‌داران
  • ↓۸- انواع نيت افطار و سحرى‌
  • ↓۹- گوشه‌اى از آداب افطار و سحرى
  • ↓۱۰- شرايط روزه صحيح‌
  • ↓۱۱- تفاوت افطار كنندگان‌
  • ↓۱۲- خوردن سحرى
  • ↓۱۳- پانویس

مطالبى درباره روزه‌

همانگونه كه در روايت آمده، همين مقدار كه روزه براى خدا باشد كافى است. ولى سزاوار است وقتى سالك روزه مى‌گيرد، اعضاى بدن او نيز روزه باشند، همانطور كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده:

«هنگامى كه روزه گرفتى، گوش، چشم، مو و پوست تو نيز بايد روزه بگيرند.»
- امام عليه السّلام غير از اين، اعضاى ديگرى را نيز شمردند - ولى همين كه پوست و مو را ذكر فرمودند، كافى است بدانيم لازم است تمام اعضاى بدن روزه بگيرند. و خلاصه اينكه روزه خواص تنها روزه شكم و فرج نيست، بلكه ساير اعضا را نيز شامل مى‌شود. چنانچه روزه خواص خواص، روزه تمام اعضاى بدن باضافه روزه قلب است. و معنى روزه اعضاى بدن خوددارى اعضاى بدن از مخالفت خواسته‌هاى الهى است، و روزه قلب عبارت از نگهداشتن آن از خواسته‌هاى پست و خطورات دنيوى و بازداشتن كامل آن از غير خدا مى‌باشد.

روزه و همينطور هر عبادتى را عوام تكليفى بيش نمى‌دانند و لذا با زحمت آن را انجام مى‌دهند، ولى خواص آن را بزرگداشت و لطفى از جانب خداوند دانسته و قرار دادن عبادات و واجب نمودن آن را منت بزرگى براى خدا و نعمت بزرگى براى بندگان مى‌بينند. و بگونه‌اى كه شايسته بزرگداشت آن است، با نشاط، خوشحالى و سرور از آن استقبال مى‌كنند نه با حالتى كه انسان با تكليف روبرو مى‌شود. بلكه بالاتر، از خطاب تكليف لذت برده و شامان مى‌شوند. از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه درباره اين آيه: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد روزه بر شما نوشته شد.» [۱] فرمودند:

«لذت خطاب (خداوند به مؤمنين) سختى عمل را از بين برده است.»

بنده عارف به خدا و به حق او بايد هم چنين باشد. زيرا هنگامى كه بنده پروردگار را شناخت، او را دوست مى‌دارد، و هنگامى كه او خدا را دوست داشت، خدا نيز او را دوست مى‌دارد، و بدين ترتيب تمام معاملات او با خدا معامله محبوب با محبوب مى‌گردد. و آيا محبوبى را مى‌شناسى كه خدمت به محبوب براى او سخت باشد، بخصوص موقعى كه خدمت به محبوب بزرگداشت و لطفى از طرف او بلكه بالاتر، دعوت به مجلس انس و كرامت باشد. و نه تنها سخت نيست بلكه از خطابى كه تكليف در آن است، لذت مى‌برد و باندازه محبت و دوستى جان خويش را فدا مى‌كند، و دقت مى‌كند كه تمام منظور او را انجام دهد، و در بدست آوردن تمام محبت او كوشش مى‌كند، گرچه از او نخواسته باشد و بكارگيرى تمام نيروى خود را در اين راه لذت و سعادت مى‌داند، و به اين ترتيب انجام چيزهاى مورد علاقه خدا از محبوبترين چيزها و خواسته‌هاى او مى‌شود. و با شوقى كامل و با قبول منت خدا - در اين كه به او اجازه اين كار را داده است - به آن عمل مى‌كند و در قصد او چيزى غير از خدا و رضايت او پيدا نمى‌شود. و اين نيت را با نيت بدست آوردن ثواب و پاداش و بهشت و نعمتى از نعمتهاى خداوند مخلوط نمى‌كند، چه رسد به اين كه ريا، كسب شهرت و اطلاع و رضايت غير خدا را با نيت رضايت خدا همراه كند.

كميت و كيفيت افطار و سحرى‌

مطلب ديگرى كه سالك بايد در روزه خود رعايت كند، كميت و كيفيت افطار و سحرى است كه بايد چند مطلب را رعايت كند:

[۱ -] در سحر و افطار به اندازه لازم و ضرورت بخورد. و در اين مطلب خود را گول نزند.

[۲ -] براى خدا تواضع نموده و از لذت بردن از غذاهاى خوشمزه اجتناب نموده و هدفش از خوردن و آشاميدن فقط كسب نيرو براى عبادت باشد.

[۳ -] بيشتر يا كمتر از آنچه شرع گفته گوشت نخورد زيرا زياده روى در خوردن آن موجب سنگدلى شده و كم خوردن آن نيز موجب تقويت قوه غضب در انسان مى‌شود. اندازه شرعى خوردن گوشت اين است كه بيش از سه روز خوردن گوشت را ترك نكند و هر روز نيز گوشت نخورد.

[۴ -] آداب غذا خوردن را رعايت كند.

مطلب ديگرى كه در روايت داشتيم اين بود كه كسى كه نمى‌تواند روزه بگيرد بدل آن صدقه يا تسبيح است. ظاهر اين مطلب اين است كه اگر نتوانست روزه بگيرد صدقه مى‌دهد و اگر نتوانست صدقه بدهد تسبيح مى‌گويد. ولى سيد قدّس سرّه تسبيح را براى فقير و صدقه را براى غنى قرار داده است. بنابراين بهتر است فقير علاوه بر تسبيح، در صورت امكان صدقه نيز بدهد و شخصى كه فكر مى‌كند فقير است ولى در عين حال صدقه مى‌دهد بهتر است تسبيحها را نيز بگويد.

فوايد گرسنگى‌

منبع: المراقبات ترجمه‌ ابراهيم محدث بندرريگى صفحه ۱۹۴ تا ۲۰۲

گرسنگى فوايد بيشمارى در جهت تكميل نفس و شناخت خداوند براى سالك دارد. روايات زيادى در فضايل گرسنگى وارد شده است كه بد نيست در اينجا اشاره‌اى به آنها و سپس به فلسفه و حكمت گرسنگى داشته باشيم.

از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است:

با تشنگى و گرسنگى با نفسهايتان مبارزه كنيد همانا پاداش اين كار همانند پاداش مبارزه در راه خداست. و عملى دوست داشتنى‌تر از گرسنگى و تشنگى در نزد خدا نيست.

و همچنين فرمودند:

برترين شما روز قيامت در نزد خدا كسى است كه گرسنگى بيشترى كشيده باشد و در خداوند متعال تفكر بيشترى نموده باشد.

و به اسامه فرمودند:

اگر مى‌توانى در حال گرسنگى و تشنگى ملك الموت را ملاقات كن تا به بالاترين مقامها و جاها رسيده و با پيامبران هم منزل شوى و ملائكه از ديدن روحت شادمان شوند و خداوند بر تو درود فرستد.

نيز فرمودند:

گرسنگى بكشيد و بر بدنهايتان سخت بگيرد شايد دلهايتان خداوند متعال را ببيند.

در حديث معراج خداوند پرسيد:

اى احمد آيا آثار روزه را مى‌دانى؟

پاسخ داد: خير. خداوند فرمودند:

نتيجه روزه كم‌خورى و كم‌گويى است. و آن حكمت را به ارمغان مى‌آورد و حكمت معرفت را در پى دارد و معرفت يقين را. و وقتى كه بنده‌اى به يقين رسيد باكى ندارد كه چگونه روزگار را سپرى كند. در سختى يا آسانى و اين مقام خوشنودهاست. و هر كس طبق خوشنودى من رفتار كند، سه خصلت را به او مى‌دهم: شكرى كه نادانى همراه آن نباشد، يادى كه فراموشى نداشته باشد و دوستيى كه دوستى من را بر دوستى آفريدگانم ترجيح ندهد. هنگامى كه او من را دوست داشت، من هم او را دوست خواهم داشت، دوستى او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت جلالم مى‌گشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نمى‌دارم، در تاريكى شب و روشنايى روز با او مناجات مى‌كنم تا آنجا كه سخن گفتن و همنشينى او با بندگانم قطع شود و كلام خود و فرشتگانم را به گوش او مى‌رسانم و اسرارى را كه از بندگانم پنهان كرده‌ام براى او آشكار مى‌كنم...، عقل او را غرق در شناخت خود كرده و درك او را بالا مى‌برم، مرگ را بر او آسان مى‌كنم تا وارد بهشت شود و وقتى كه ملك الموت او را ملاقات كند، به او مى‌گويد: آفرين بر تو و خوشا به حالت خوشا بحالت خداوند مشتاق تو است... خداوند مى‌گويد: اين بهشت من است، در آن بخرام و خوش باش و در همسايگيم ساكن شو. روح انسان مى‌گويد: خدايا خود را به من شناساندى و با اين شناخت از جميع آفريدگانت بى‌نياز شدم. قسم به عزت و جلالت اگر خوشنودى تو در اين است كه قطعه قطعه شده يا هفتاد بار به بدترين شكل كشته شوم خوشنودى تو براى من دوست داشتنى‌تر است... آنگاه خداى متعال مى‌فرمايد: به عزت و جلالم سوگند، هيچگاه مانعى بين خود و تو قرار نمى‌دهم، تا هر وقت خواسته باشى بر من وارد شوى، كه با دوستان خود چنين كنم.

فوايد گرسنگى در سخنان علماى اخلاق

در اين روايت به فلسفه و فضيلت گرسنگى اشاره شده است. براى توضيح بيشتر مى‌توان به سخنان علماى اخلاق كه بر گرفته از روايات مى‌باشد، مراجعه نمود. آنان براى گرسنگى فوايد زيادى گفته‌اند از قبيل:

صفاى قلب

[الف -] صفاى قلب: زيرا سيرى باعث ازدياد بخار در مغز شده و مغز حالتى شبيه مستى پيدا مى‌كند و نمى‌تواند خوب فكر كند، سرعت انتقال او كم شده و قلب كور مى‌شود. بر خلاف گرسنگى كه باعث رقت و صفاى قلب مى‌شود. و قلب را آماده تفكرى كه باعث شناخت مى‌شود، مى‌كند. و نورى آشكار پيدا مى‌كند. از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است:

كسى كه شكم خود را گرسنه نگهدارد انديشه‌اش تربيت مى‌شود.

و قبلا نيز ثمرات شناخت و معرفت را شنيدى.

تواضع

[ب -] تواضع و از بين رفتن سرمستى و ناسپاسى كه منشأ سركشى است، وقتى نفس خوار شد، در مقابل پروردگارش خاضع شده و از سركشى دست برمى‌دارد.

شكستن شدت شهوات

[ج -] شكستن شدت شهوات و نيروهايى است كه باعث انجام گناهان كبيره شده و سبب هلاكت انسان مى‌شوند. چون بيشتر گناهان كبيره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسى بوجود مى‌آيد و كم كردن اين دو شهوت باعث مصون ماندن از خطرها مى‌شود.

آمادگى جسمی براى انجام تمام عبادتها

[د -] آمادگى براى انجام تمام عبادتها از چند جهت است، كه كمترين آنها كم احتياجى به تخلّى و بدست آوردن غذا و كمتر بيمار شدن به بيماريهاى گوناگون است - زيرا معده خانه بيمارى و پرهيز رأس هر دارويى است. و نيز مانع بوجود آمدن مشكلاتى كه از غذا خوردن بوجود آمده و انسان را محتاج مال و مقام دنيا مى‌كند مى‌گردد، مال و مقامى كه عده بسيارى را هلاك كرده است.

توانايى مالی براى انجام تمام عبادتها

[ه -] توانايى براى دادن مال، ميهمانى دادن، هديه دادن، احسان و نيكى، رفتن به حج و زيارت و بالاخره انجام تمام عبادتهاى مالى است.

انسان نمى‌تواند اين فايده‌ها را بروشنى درك كند مخصوصا فايده اول را. تفكر در عمل مانند نتيجه است و غير آن مانند مقدمات است چون فكر حركت است و غير فكر مقدمه و آمادگى براى حركت.

بهمين جهت درباره تفكر روايت شده است:

«يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است».

نتیجه

با اين مقدمات مى‌توانيم به نتايج بزرگى برسيم كه بعضى از آنها عبارتند از:

علت انتخاب گرسنگى براى ميهمانی خداوند

[الف -] مى‌فهميم كه چرا خداوند براى ميهمانش گرسنگى را انتخاب كرده است. نعمتى بالاتر و بهتر از نعمت شناخت، نزديكى و ديدار خداوند نيست و گرسنگى از راههاى نزديك رسيدن به آن است.

پس مى‌بينى كه روزه تكليف نيست بلكه خداوند بوسيله آن تو را بزرگ داشته و بخاطر واجب نمودن آن بر ما منت دارد. و بهمين جهت شكر آن واجب است. و ارزش دعوت خداوند به روزه را در كتابش، در آيه روزه، مى‌فهمى و اگر بدانى كه اين خطاب، دعوت تو به سراى پيوستن به خداست، از آن لذت برده، و مى‌فهمى كه علت واجب كردن آن كم خوردن و ضعيف كردن نيروهاست. بهمين جهت حيفت مى‌آيد كه حتى در شب نيز غذا بخورى. و ممكن است علت‌هاى ديگر تشريع روزه را نيز درك كنى.

تلاش بیشتر برای رسيدن به اخلاص در انجام عبادت

[ب -] وقتى ارزش كارى را كه از تو خواسته شده، فهميدى، براى رسيدن به نتيجه خوب، در جهت انجام درست و اخلاص در آن، تلاش مى‌كنى.

‌فهم بهتر از روزه

[ج -] هنگامى كه هدف از واجب شدن روزه را دانستى، مى‌فهمى كه چه چيزى باعث صفا و روشنى يا تيرگى آن مى‌شود، و معنى اين حديث را مى‌فهمى كه

«روزه فقط خوددارى از خوردنى و آشاميدنى نيست، و هنگامى كه روزه گرفتى، گوش، چشم و زبانت نيز بايد روزه بگيرد.»

حتى در بعضى روايات پوست و مو نيز گفته شده.

‌فهم بهتر از هدف و نیت روزه

[د -] مى‌فهمى كه شايسته نيست نيت و هدف روزه، فقط مجازات نشدن يا بدست آوردن پاداش و بهشت و ناز و نعمت باشد، گرچه با روزه اين دو نيز بدست مى‌آيد بلكه سزاوار است هدف و نيت روزه نزديكى انسان به خداوند و همسايگى و خوشنودى او باشد. و حتى از اين حد هم بالاتر آمده و خود اين عمل را بخاطر اين كه انسان را از صفات حيوانى خارج و به صفات روحانى نزديك مى‌گرداند، نزديك شدن به خدا بداند، نه وسيله‌اى براى نزديك شدن به او.

بعد از درك اين مطالب با كمى تأمل مى‌توانى بفهمى كه هر كار يا حال يا سخنى كه تو را از مقامهاى بلند حضور در درگاه خدا دور سازد، مخالف مراد مولايت از مشرّف نمودن تو به اين دعوت و ميهمانى است. و راضى نمى‌شوى در خانه ميهمانى اين پادشاه بزرگ - كه تو را با اين نزديكى و مشرّف نمودن نزديك گردانده است و عالم به نهانى‌هاى تو و آنچه در قلبت مى‌گذرد، مى‌باشد - و در حالى كه به تو توجه دارد، از او غافل باشى. و راضى نمى‌شوى كه از او روى بگردانى در حالى كه به تو روى كرده است. عقل انسان اين را از كارهاى بسيار زشت مى‌داند كه حتى دوست حاضر نيست با دوستش چنين عملى انجام دهد، ولى خداوند بخاطر مداراى با بندگان مانند اين غفلتها را حرام نكرده است، و بر بندگان آسان گرفته و تكليف آنان را كمتر از توانائيشان قرار داده است.

بندگان خوب از اين هم بالاتر رفته و با آقاى خود در مورد واجب و حرام آنگونه عمل مى‌كنند كه شايسته حق آقايى و بندگى است، و كسى را كه در اين مورد كوتاهى كند، پست و حقير مى‌دانند.

و خلاصه اين كه در روزه خود به سفارشات امام صادق عليه السّلام عمل مى‌كنند:

يكى از آنها اين است كه موقعى كه روزه مى‌گيرى خود را نزديك به آخرت ببين، و با خضوع و خشوع و شكستگى و خوارى باش، و مانند بنده‌اى كه از مولاى خود ترسان است، بوده، دلت از عيوب، و باطنت از حيله‌ها و مكرها پاك باشد، و به خدا از هر چه غير اوست بيزارى جوى و در روزه خود تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شايسته است از خداوندى كه بر همه غالب است بترس، و در روزهايى كه روزه مى‌گيرى روح و بدنت را به خداى متعال بده، و قلب خود را براى محبت و ياد او و بدنت را براى عمل به دستورات او و چيزهايى كه از تو خواسته، فارغ كن.

حضرت عليه السّلام سفارشات ديگرى نيز نمودند مثل حفظ اعضاى بدن از كارهايى كه خداوند ممنوع كرده و مخالف خواسته اوست، بخصوص زبان، حتى از مجادله و سوگند راست. سپس در آخر روايت فرمود:

اگر به تمام آنچه گفتم عمل كردى، به تمام آنچه شايسته روزه‌دار است، عمل كرده‌اى، و هر اندازه از چيزهايى كه گفتم كم كنى، همان مقدار فضيلت و ثواب روزه‌ات كمتر مى‌شود.

اين سفارشها را در مورد وظايف روزه‌دار ببين، و درباره اثرات آن تأمل نما. كسى كه خود را نزديك به آخرت ببيند، قلب او از دنيا خارج شده و براى او چيزى جز تهيه توشه براى آخرت مهم نخواهد بود.

همينطور اگر قلب او شكسته و خاضع و خوار باشد ميلى به غير خدا نداشته و مايه دلخوشى او كسى جز خدا نيست. و كسى كه روح و بدن خود را در راه خدا بدهد و از هر چيزى جز خدا بيزار شود، روح، دل، بدن و تمام وجود او غرق در ياد، محبت و عبادت خدا شده و روزه او روزه مقرّبين مى‌گردد. خداوند بحق دوستانش چنين روزه‌اى را نصيب ما بفرمايد، گرچه يك روز در عمرمان باشد.

درجات روزه

منبع: المراقبات ترجمه‌ ابراهيم محدث بندرريگى صفحه ۲۰۰ تا ۲۰۲

روزه عوام

[۱ -] روزه عوام. اين روزه با خوددارى از مبطلات روزه كه فقهاء در رساله‌هاى خود نوشته‌اند، تحقق مى‌يابد.

روزه خواص

[۲ -] روزه خواص. با انجام امورى كه در روزه عوام گفتيم و جلوگيرى اعضاى بدن از مخالفت با خداوند، روزه خواص تحقق پيدا مى‌كند.

روزه خواصّ خواص

[۳ -] روزه خواصّ خواص. اين روزه با خوددارى از امور حلال يا حرامى كه انسان را از ياد خدا باز مى‌دارد تحقق مى‌يابد.

هر كدام از دو درجه دوم و سوم نيز انواع زيادى دارد. بويژه درجه دوم كه انواع بى‌شمار آن بتعداد مؤمنين اصحاب يمين است. و حتى هر كدام از خواص، روزه‌اش بگونه‌اى است كه با روزه ديگرى فرق مى‌كند و ممكن است عمل بعضى از افراد درجاتى كه گفتيم، به عمل درجه بالاتر از خود نزديك باشد.

اقسام روزه‌داران از حيث نيّت روزه

تقسيم بالا از حيث چيزهايى بود كه از انجام آن خوددارى مى‌شود.

ولى از حيث نيّت روزه نيز، روزه‌داران به چند نوع تقسيم مى‌شوند:

روزه براى غير خدا

[۱ -] عده‌اى براى غير خدا روزه مى‌گيرند، مثلا بخاطر ترس از مردم، يا براى رسيدن به نفع آنان، يا فقط بخاطر اين كه عادت مسلمين است.

روزه براى غير خدا و با اندکی ترس و امید

[۲ -] بعضى نيز در نيت خود موارد فوق را با ترس كمى از مجازات خدا و اميد به پاداش آميخته‌اند.

روزه فقط بخاطر ترس و امید

[۳ -] عده‌اى فقط بخاطر ترس از مجازات يا رسيدن به پاداش روزه مى‌گيرند.

روزه بخاطر ترس و امید همراه با قصد رضاي الهى

[۴ -] گروهى علاوه بر نيت رهايى از مجازات و رسيدن به پاداش با روزه خود قصد رسيدن به نزديكى و رضايت الهى را دارند.

روزه فقط با قصد رضاي الهى

[۵ -] دسته‌اى فقط براى رسيدن به رضايت و نزديكى به خداوند روزه مى‌گيرند.

انواع تغذيه روزه‌داران

منبع: المراقبات ترجمه‌ ابراهيم محدث بندرريگى صفحه ۲۰۷ تا ۲۱۰

روزه‌داران بلحاظ تغذيه نيز به چند دسته تقسيم مى‌شوند:

غذای حرام

[الف -] عده‌اى تغذيه آنان از راه حرام است. اين گروه مانند باربرهايى هستند كه بار مردم را به منزلشان مى‌رسانند. بهمين جهت پاداش مال صاحب غذا بوده و روزه‌دار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهره‌مند مى‌گردد. و به عبارت ديگر كار اين دسته مانند كار كسى است كه سوار بر چهارپاى غصبى شده و خانه خدا را با آن طواف كند.

غذای شبهه‌ناك

[ب -] عده‌اى تغذيه آنان شبهه‌ناك است، كه اين دسته به دو گروه تقسيم مى‌شوند: دسته اول كسانى هستند كه اين مشتبه بحرام واقعى، در ظاهر براى آنان حلال است و دسته دوم حتى در ظاهر نيز براى آنان حلال نيست. دسته اول حكم كسى را دارد كه تغذيه او حلال است گرچه يك درجه از او پايينتر است. و دسته دوم حكم كسى را دارد كه غذاى حرام مى‌خورد، گرچه يك درجه از او بالاتر است.

بندهٔ شكم

[ج -] دسته‌اى تغذيه آنان حلال است ولى سفره آنان رنگين بوده، از چند نوع غذا استفاده كرده و پرخورى مى‌كنند. اين دسته مانند انسان‌هاى پستى هستند كه در حضور دوست خود به كارهايى مى‌پردازند كه او خوشش نمى‌آيد، و دوست انتظار دارد كه آنان از چيزى جز ياد و نزديك شدن به او لذت نبرند. چنين بنده‌اى لياقت مجلس دوستان را نداشته و بايد او را با چيزى كه دوست دارد تنها گذاشت. و شايسته است او را بنده شكمش بدانيم نه بنده پروردگارش.

اسراف

[د -] عده‌اى نيز از دسته فوق تجاوز كرده و كارشان به اسراف و ريخت و پاش و تلف كردن رسيده، حكم اين دسته مانند كسانى است كه غذايشان حرام است، و بهتر است او را گناهكار بدانيم تا مطيع.

اعتدال

[ه -] عده‌اى هم كسب و كار و هم تغذيه آنها حلال بوده، و از خوشگذرانى و اسراف دور هستند، براى خدا تواضع كرده و در مقدار خوردنى و آشاميدنى بمقدار حلال و غير مكروه بسنده مى‌كنند، غذاى خوشمزه نخورده و به يك خورش اكتفا نموده، يا بعضى از چيزهاى زيادى و لذتها را ترك مى‌كنند. درجات آنان پيش پروردگارى كه مراقب تلاشها و مراقبتهاى آنان است، محفوظ مى‌باشد، شكرگزار آن بوده و پاداش آن را مى‌دهد. در هنگام گرفتن پاداش باندازه سر سوزنى به آنان ظلم نشده و خداوند پاداشى بهتر از عمل آنها به آنان داده و بى‌حساب و با فضل خود به آنان مى‌بخشد. و كسى نمى‌داند چه نعمتهاى گرانقدرى براى آنان ذخيره شده كه به ذهن كسى خطور نكرده است.

انواع نيت افطار و سحرى‌

بلحاظ نيت افطار و سحرى نيز روزه‌داران به چند دسته تقسيم مى‌شوند:

[الف -] عده‌اى مانند كسانى كه بطور معمول غذا مى‌خورند - فقط جهت رفع گرسنگى و لذت تغذيه، افطار و سحرى مى‌خورند.

[ب -] عده‌اى علاوه بر اين، قصد استحباب و نيرو گرفتن براى عبادت را ضميمه آن مى‌كنند.

[ج -] دسته‌اى هدف آنان از افطار و سحرى فقط اين است كه مطلوب آقا و مولايشان بوده و كمكى براى عبادت اوست. و بهمراه اين نيت آداب مطلوب آن را نيز از قبيل ذكرها و چگونگى خوردن رعايت كرده و اعمال مستحبى كه شامل خواندن قرآن و دعا و حمد خداست را قبل و بعد و در اثناء افطار و سحرى انجام مى‌دهند.

گوشه‌اى از آداب افطار و سحرى

از مهمترين امور در افطار و سحرى، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم اللّه...، خواندن سوره قدر است، و بهترين چيزى كه قبل از افطار خوانده مى‌شود، دعايى است كه در اقبال آمده و مفضل بن عمر، آن را روايت كرده است: امام صادق فرمودند:

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: ابا الحسن ماه رمضان نزديك شده است، قبل از افطار دعا كن، جبرئيل پيش من آمد و گفت: يا محمد كسى كه در ماه رمضان، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى‌كند، گناه او را بخشيده، غم و غصه او را از بين برده، گرفتاريهايش را برطرف كرده، حاجات او را برآورده نموده، او را به مقصودش رسانيده، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. گفتم:

چه دعايى است؟ جبرئيل گفت:اللهم ربّ النور العظيم... .

شرايط روزه صحيح‌

در روايات آمده است:

«غيبت، دروغ، نگاه (حرام) پى‌درپى، دشنام دادن و ظلم - كم باشد يا زياد -، باعث باطل شدن روزه مى‌شود، و روزه، فقط خوددارى از خوردنى و آشاميدنى نيست، هنگام روزه گوش، چشم، زبان، فرج و شكمت نيز بايد روزه بگيرند. دست و پايت را نگهدار و بسيار سكوت كن مگر از خير. و با نوكرت رفق و مدارا نما. هنگام روزه بايد گوش و چشم تو نيز از حرام و زشتى روزه بگيرد. از جدال و آزار رساندن به نوكر خوددارى كن و وقار روزه را داشته باش و روزى كه روزه‌اى با روزى كه روزه نيستى بايد با هم فرق داشته باشند.»

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:

«آسان‌ترين چيزى كه خداوند در روزه بر روزه‌دار واجب نموده، خوددارى از خوردنى و آشاميدنى است.»

فقها به صحت روزه بعضى از آنها فتوا داده‌اند. جمع بين روايات بالا با روايتى كه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شده و سخن فقها به اين است كه بگوييم منظور از صحت در احاديث فوق اين است كه چنين روزه‌اى مورد قبول خداوند است و منظور از صحت در كلام فقها اين است كه چنين روزه‌اى قضاى آن را ساقط مى‌كند.

خلاصه اين كه روزه صحيح و كاملى كه خدا براى كامل نمودن روزه‌دار مقرر فرموده است، قطعا روزه‌اى است كه شامل خوددارى اعضاى بدن از گناه مى‌باشد، و روزه كاملتر اين است كه علاوه بر آن، قلب را از ياد غير خدا باز داشته و از هر چه غير اوست روزه بگيرد. و هنگامى كه انسان ماهيت روزه، درجات و فلسفه تشريع آن را فهميد، ناچار بايد از هر گناه و حرامى، بخاطر قبول روزه‌اش خوددارى كند.

و الا مسئول بوده و بخاطر اينكه اعضاى بدنش روزه نگرفته‌اند، مجازات مى‌شود، و ساقط شدن قضاى روزه به اين معنا نيست كه انسان را در روز قيامت از مجازات نجات دهد.

تفاوت افطار كنندگان‌

منبع: المراقبات ترجمه‌ ابراهيم محدث بندرريگى صفحه ۲۷۳تا ۲۷۶

افطار نيز با تفاوت حالت روزه‌داران متفاوت مى‌شود:

برای رهايى از بند تكليف

[الف -] كسى كه روزه او امساك از خوردنى و نوشيدنى و موارد مذكور در فقه است، و بخاطر ترس از عذاب يا اشتياق رسيدن به بهشت نعمتها مى‌باشد و روزه خود را تكليفى از جانب خداى متعال مى‌داند، افطار او نيز طبعا بخاطر از بين بردن سختى گرسنگى، و رهايى از بند تكليف، يا فقط بخاطر ميل به غذا هنگام پايان تكليف خيالى مى‌باشد.

روزه در راه خدا

[ب -] كسى كه هنگام روزه از تمام كارها و حركاتى كه خداى متعال حرام كرده اجتناب مى‌كند، و هدف او بدست آوردن خوشنودى پروردگار و رسيدن به درجات بالا مى‌باشد، افطار او نيز كه انجام بعضى از چيزهايى است كه در حال روزه از آن اجتناب مى‌نمود - با اجازه مولايش بوده و بقصد نيرو گرفتن براى عبادت و بدست آوردن شناخت و كمالات افطار مى‌كند، گرچه از خوردن و آشاميدن هم لذت مى‌برد.

روزه و افطار در راه خدا

[ج -] كسى كه در روزه خود علاوه بر موارد مذكور، از هر فكر پستى گرچه مباح نيز باشد خوددارى مى‌كند، افطارش نيز براى خدا و در راه خدا و با يارى او خواهد بود. بهمين جهت افطار اين گروه براى ميل به غذا و خوراكشان بيش از اندازه نبوده و آنان را از ياد حضور پروردگار باز نمى‌دارد.

اى فقير بنگر كه افطار و غذاى حلال تو اگر فقط بخاطر ميل به غذا باشد شبيه غذا خوردن حيوانات است، بخصوص اگر زياده‌روى نمايى. و اگر حرام باشد از حيوانات نيز پايينتر خواهى بود. ولى اگر بخاطر انجام دستور خداوند و نيرو گرفتن براى عبادت و بدست آوردن نزديكى و قرب خدا باشد، شبيه عمل پيامبران و اوليا و فرشتگان مقرّب مى‌باشد. اگر فرض كنيم آنان هنگام غذا خوردن لذتى نفسانى نيز دارند ولى همين لذت هم بهمراه نيتهايى عالى مى‌باشد چنانچه نگاه آنان به اين دنيا و استفاده از آن و دخل و تصرف در آن با كارهاى عموم مردم فرق مى‌كند. آنان با اين كه در اين دنيا بوده و طبيعتا از نعمتهاى آن بهره‌مند مى‌شوند، ولى در عين حال به حمد و ثناى خداوند مشغول بوده و توجهى به دنيا ندارند، باين معنى كه آنها نعمتها را نگريسته ولى نه از اين جهت كه نعمت است بلكه از اين جهت كه آنها در آن مى‌ديدند كه اين نعمتى است از جانب خدا و حتى بخشنده نعمت را در آن مى‌ديدند، و باين جهت لذت مى‌بردند. بنابراين تو نيز نيت خوبى را براى روزه خود انتخاب كن.

خوردن سحرى

خوردن سحرى مستحب است. روايت شده است:

سحرى بخوريد، گرچه جرعه آبى باشد. توجه داشته باشيد كه خدا بر كسانى كه سحرى مى‌خورند درود مى‌فرستد.

علاوه بر خوردن سحرى خواندن سوره «انا انزلناه» نيز مستحب است در روايت آمده است:

هيچ مؤمنى روزه نمى‌گيرد و در موقع سحرى و افطار «انا انزلناه» را نمى‌خواند، مگر اين كه مابين اين دو مانند كسى است كه در راه خدا آغشته به خون خود باشد.

و بايد بنيت استحباب سحرى نزد خدا، و نيرو گرفتن بر عبادتها در طول روز، سحرى بخورد.

پانویس

۱. بقره. آيه ۱۸۳.