کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.

خمخانه

انتشار: شنبه ۱۴ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶ - بروزرسانی: چهارشنبه ۳ رجب ۱۴۳۶

خمخانه (اصطلاح عرفانی): همه عالم غیب و شهادت که از شراب محبت فطری حق لبریزند، و همچنین قلبی که محل ورود غلبات عشق است. (کتاب سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی).)

خمخانه در غزلیات حافظ:

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

و همچنین:

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکستهمچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

خمخانه در دیوان شمس مولوی:

خمخانه لم یزل جوشیده زان می کز کفشگشته ویرانه به عالم در هزاران خاندان

خمخانه در غزلیات سعدی:

هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیابعد از غم رویت غم بیهوده خورانند
ساقی بده آن کوزه خمخانه به درویشکان‌ها که بمردند گل کوزه گرانند
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدستافسوس بر اینان که به غفلت گذرانند

خمخانه در غزلیات شاه نعمت الله ولی:

گر تو را عزم عالم قدم استسر فدا کردن اولین قدم است
درد می نوش و درد دل میکشزانکه این درد و آن دوا به همست
می خمخانه را گرانی نیسترند سرمست باده نوش کم است
جرعه ای از می محبت اوخوشتر از صد هزار جام جمست
گر حضوری و خلوتی خواهیبهترین مقامها عدم است
لطف او گر جفا کند با مااو وفا می کند همه کرم است
می به شادی نعمت الله نوشغم مخور خوش بزی چه جای غم است

خمخانه در گلشن راز شیخ محمود شبستری:

شده زو عقل کل حیران و مدهوشفتاده نفس کل را حلقه در گوش
همه عالم چو یک خمخانهٔ اوستدل هر ذره‌ای پیمانهٔ اوست
خرد مست و ملایک مست و جان مستهوا مست و زمین مست آسمان مست
مربوط به دسته های: اصطلاحات عرفانی - زبان سلوک -