عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
پرسش و پاسخ
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > پرسش و پاسخ > نظر مرحوم علامه طهرانی درباره‌ی رساله‌ی شریف «نور وحدت» چیست؟

نظر مرحوم علامه طهرانی درباره‌ی رساله‌ی شریف «نور وحدت» چیست؟

سلام عليكم. احتراماً خواهشمندم نظر مرحوم آقاي حداد، مرحوم علامه طهراني را درباره‌ي رساله‌ي شريف «نور وحدت» اثر «خواجه حوراي مغربي (ره)» كه بندهاي آن با عبارت " اي سيد " شروع ميشود بيان بفرماييد.

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۱

اطلاعی دقیقی از نظر شریفشان ندارم و فقط می‌دانم که حضرت علامه این عبارات آن را در توحید علمی و عینی با زبان تایید نقل نموده‌اند و ظاهرش اینست که نویسنده خودش حقائق مذکور در این عبارات را شهود کرده و نوشته است:

«اى سَيِّد! اين همه اشتغال، و أذكار، و مراقبات، و توجّهات، و طرق سلوك كه مشايخ وضع نموده‌اند؛ براى رفع اثنَينِيَّتِ موهومه است.

پس بدان كه فاصل ميان وحدت كه حقّ است، به صورت كثرت مى‌نمايد. و يكى است كه بسيار در نَظَر مى‌آيد. چنانكه أحْوَل يكى را دو مى‌بيند. و چنانكه نقطه جَوَّاله به صورت دائره ديده مى‌شود، و چنانكه قطره بارانِ نازله به شكل خَطّ در نظر مى‌آيد.

پس وحدت عينِ كثرت است؛ و كثرت عينِ وحدت.

اى سَيِّد! عارفى رفيع مرتبه مى‌فرمود كه: درويشى تصحيح خيال است. يعنى غير حقّ در دل نماند. الحق خوب مى‌فرمود.

اى سيِّد! دانشى پيدا كردى؛ و يقين بهم رسانيدى كه به هيچ آب و آتش زايل نگردد كه: از أزل تا أبد حقّ تعالى موجود است و بس. و هرگز ديگرى موجود نشده؛ و تَوَهُّم باطل اعتبارى ندارد.

زَيد را بيمارانى پيدا شد كه خود را عَمْرو دانست؛ و از مردم اوصاف زيد شنيده، در او طلب او شد. چون به علاج‌هاى خوب، بيمارى او رفع شد؛ عَمرو هيچ جا نبود. زَيْد بود و بس.

سى مرغ، قصد سيمرغ نمودند. چون به منزلگاه سيمرغ رسيدند، خود را سى مرغ ديدند. پس حقّ تعالى خود را به صفت‌هاى خود مى‌دانست. اين حقيقت چيزهاست و بعد از آن به اين صفت‌ها خود را وانمود.

آن عالم اين است. اين جا غير كجاست؟ و غير كجا موجود شد؟

اى سَيِّد: با آنكه همه اوست، از همه پاك است. اين إطلاق او نسبتى ديگر است؛ غير آن إطلاق كه او همه است، يا عين همه.

در اين إطلاق هيچ كَشفى و عقلى و فهمى نرسد. و يُحَذِّرَكُم اللَهُ نَفْسَه اين جاست.

اى سَيِّد! مقصود همين است كه وَهْم دوئى بر خيزد؛ و تو نمان؛ و او بماند و بس. همه أنبياء و أولياء بر اين اتّفاق كرده‌اند؛ و در كتب الهيّه، و حديث، و كلمات أولياء دلائل اين بسيار است.»[۱]

البته روشن است که تایید محصول کشف یک بزرگ به معنای تایید طریقه وی نیست.

پانویس

۱. توحيد علمى و عينى، ص: ۲۹۸ و ۲۹۹

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۲

اطلاعی دقیقی از نظر شریفشان ندارم و فقط می‌دانم که حضرت علامه این عبارات آن را در توحید علمی و عینی با زبان تایید نقل نموده‌اند و ظاهرش اینست که نویسنده خودش حقائق مذکور در این عبارات را شهود کرده و نوشته است:

«اى سَيِّد! اين همه اشتغال، و أذكار، و مراقبات، و توجّهات، و طرق سلوك كه مشايخ وضع نموده‌اند؛ براى رفع اثنَينِيَّتِ موهومه است.

پس بدان كه فاصل ميان وحدت كه حقّ است، به صورت كثرت مى‌نمايد. و يكى است كه بسيار در نَظَر مى‌آيد. چنانكه أحْوَل يكى را دو مى‌بيند. و چنانكه نقطه جَوَّاله به صورت دائره ديده مى‌شود، و چنانكه قطره بارانِ نازله به شكل خَطّ در نظر مى‌آيد.

پس وحدت عينِ كثرت است؛ و كثرت عينِ وحدت.

اى سَيِّد! عارفى رفيع مرتبه مى‌فرمود كه: درويشى تصحيح خيال است. يعنى غير حقّ در دل نماند. الحق خوب مى‌فرمود.

اى سيِّد! دانشى پيدا كردى؛ و يقين بهم رسانيدى كه به هيچ آب و آتش زايل نگردد كه: از أزل تا أبد حقّ تعالى موجود است و بس. و هرگز ديگرى موجود نشده؛ و تَوَهُّم باطل اعتبارى ندارد.

زَيد را بيمارانى پيدا شد كه خود را عَمْرو دانست؛ و از مردم اوصاف زيد شنيده، در او طلب او شد. چون به علاج‌هاى خوب، بيمارى او رفع شد؛ عَمرو هيچ جا نبود. زَيْد بود و بس.

سى مرغ، قصد سيمرغ نمودند. چون به منزلگاه سيمرغ رسيدند، خود را سى مرغ ديدند. پس حقّ تعالى خود را به صفت‌هاى خود مى‌دانست. اين حقيقت چيزهاست و بعد از آن به اين صفت‌ها خود را وانمود.

آن عالم اين است. اين جا غير كجاست؟ و غير كجا موجود شد؟

اى سَيِّد: با آنكه همه اوست، از همه پاك است. اين إطلاق او نسبتى ديگر است؛ غير آن إطلاق كه او همه است، يا عين همه.

در اين إطلاق هيچ كَشفى و عقلى و فهمى نرسد. و يُحَذِّرَكُم اللَهُ نَفْسَه اين جاست.

اى سَيِّد! مقصود همين است كه وَهْم دوئى بر خيزد؛ و تو نمان؛ و او بماند و بس. همه أنبياء و أولياء بر اين اتّفاق كرده‌اند؛ و در كتب الهيّه، و حديث، و كلمات أولياء دلائل اين بسيار است.»[۱]

البته روشن است که تایید محصول کشف یک بزرگ به معنای تایید طریقه وی نیست.

پانویس

۱. توحيد علمى و عينى، ص: ۲۹۸ و ۲۹۹