کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود؛ برگی از تاریخ وحدت وجود در شیعه

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود؛ برگی از تاریخ وحدت وجود در شیعه

انتشار: شنبه ۳ ربیع‌الثانی ۱۴۳۶ - بروزرسانی: یکشنبه ۴ ربیع‌الثانی ۱۴۳۶
نویسنده: حاج شیخ محمد حسن وکیلی

حقیقت عالی توحید قرآنی و وحدت وجود در عصر صفویه چنان رواج یافت که تبدیل به یک عقیده عمومی شد و حتی در تاریخ آن عصر می‌خوانیم که یکی از پنج شاخصه شیعه در برابر سنیان عثمانی اعتقاد به وحدت وجود بوده است. لذا اعتقاد به توحید قرآنی و وحدت شخصیه وجود در همه جای فرهنگ شیعه سایه افکنده و ...

یکی از مظاهر این فرهنگ عمومی این جمله است که مادران از کودکی برای فرزندان خود در آغاز هر داستانی می‌گویند:

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود، یک مردی بود...

از عصر صفویه مسائل عرفانی و ولائی چنان با فرهنگ عمومی شیعه آمیخته شده است که همه زوایای زندگی را تحت الشعاع قرار داده است.

اعتقاد به وجود خداوند در همه مکانها و ولایت تکوینی اهل بیت علیهم‌السلام که روزی فارق میان اهل عرفان با متکلمان و فقهای غیرعارف محسوب می‌شده است امروزه از مسلمات و عقائد عمومی شیعه محسوب می‌شود که کسی توان انکار آن را ندارد.

حقیقت عالی توحید قرآنی و وحدت وجود در عصر صفویه چنان رواج یافت که تبدیل به یک عقیده عمومی شد و حتی در تاریخ آن عصر می‌خوانیم که یکی از پنج شاخصه شیعه در برابر سنیان عثمانی اعتقاد به وحدت وجود بوده است. لذا اعتقاد به توحید قرآنی و وحدت شخصیه وجود در همه جای فرهنگ شیعه سایه افکنده و دانسته و ندانسته همه از ماء معین توحید به قدر خود بهره می‌برند. حتی امروزه جمعی از مخالفان عرفان هم ناخودآگاه به حقیقت وحدت وجود اعتراف می‌کنند گرچه از اسم آن فرار می‌کنند.

یکی از مظاهر این فرهنگ عمومی این جمله است که مادران از کودکی برای فرزندان خود در آغاز هر داستانی می‌گویند:

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود، یک مردی بود...

نگارنده هیچ منبعی را نیافتم که درباره تاریخ آغاز رواج این جمله بحث کرده باشد ولی مسلما در عصر قاجاریه این جمله از مثلهای شائع در میان جامعه بوده است.جمال زاده نیز اولین اثرخود را در داستان‌نویسی به سبک جدید و با الفاظ عامیانه به نام «یکی بود یکی نبود» نام نهاد که علامت رواج فراوان این جمله در ادبیات عمومی تنها جامعه شیعه یعنی جامعه ایرانیان بود.

در سالهای اخیر عده‌ای تلاش کرده‌اند که این جمله را تغییر داده و در ادبیات داستانی برای تبلیغات مسیحی جملاتی چون: «یکی بود یکی نبود یک پدر مهربان بود» یا در ادبیات های غیر دینی «یکی بود یکی نبود» بدون ادامه آن «غیر از خدا هیچ کس نبود» استفاده کنند.

در هر حال این جمله از دو جهت کودک را از همان آغاز با توحید حقیقی مأنوس و آشنا می‌کند:

جهت اوّل: عبارت «غیر از خدا هیچ کس نبود، یک مردی بود»

این جمله به صراحت می‌رساند که در عین اینکه غیر از خدا هیچ کس نبود ولی یک مردی بود، پس آن مرد (یا هر کسی که شخصیت اصلی داستان است) و تمام افراد مذکور در آن داستان در برابر خداوند متعال استقلال وجودی نداشته و نسبت به خداوند ربط محض و فقر محض می‌باشند و همه امور از آٰغاز تا پایان در دست خداوند متعال است.

جهت دوّم: عبارت «یکی بود یکی نبود»

از این عبارت نیز همین حقیقت فهمیده می‌شود که آن یکی که بود در عین آنکه یکی بود ولی یکی نبود، یعنی از حیثیتی وحدت داشت و از حیثیتی وحدت او غیر از وحدتهای متعارف بود، وحدتش وحدتی عددی نبود بلکه وحدتی بود غیر عددی که فرض دومی برای آن محال بود و با این حال در درون خود با کثرت نیز به راحتی جمع می‌شد.

و چون در ادامه می‌گوید: «غیر از خدا هیچ کس نبود» معلوم می‌شود که این یکی همان خداوند سبحانه و تعالی است.

حضرت علامه حسن زاده آملی در هزار و یک کلمه می‌فرماید:

«تبصره ۲: از اين اصل به توحيد حقيقى واجب الوجود آگاه مى‌شوى كه «حق (سبحانه) يكى هست و يكى نيست»، و به تعبير رائج كه در السنه سائر و دائر است «يكى بود و يكى نبود»، و به بيان استادم حضرت آية اللّه حاج ميرزا احمد آشتيانى (رضوان اللّه عليه): «يعنى يكى بود كه حق (تعالى) واحد به وحدت صمدى است، و يكى نبود يعنى واحد به وحدت عددى نيست» فافهم.» (هزار و يك كلمه، ج‌۵، ص: ۳۲۸)

غرض از این عبارات اثبات وحدت شخصیه وجود نیست،‌بلکه ورق زدن برگی از تاریخ شیعه است که بر خلاف ادعای برخی از بی‌اطلاعان اعتقاد به توحید صمدی قرآنی آن قدر در میان شیعیان رواج داشته است که تربیت فرزندان خود را از روز اول با همین توحید آغاز نموده و به عنوان یک فرهنگ رائج در میان ایشان درآمده است.

مربوط به دسته های: وحدت وجود -