عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما

حکم استعمال لفظ امام در غیر معصوم از دیدگاه علامه طهرانی

انتشار: شنبه ۱۰ رجب ۱۴۳۵- بروزرسانی: سه‌شنبه ۲۸ شوال ۱۴۴۰

آية الله فقيد سعيد خمينى قدس سره آنقدر نكات درخشان و جالب و تابناک در زندگى خود دارد كه اگر روى آنها كاملاً بحث شود، براى اين نسل و نسل‌هاى آتيه كافى خواهد بود و نياز به اين امور اعتباريّه و جعليّه و غير حقيقيّه نيست.

حکم استعمال لفظ امام در غیر معصوم از ديدگاه علامه طهراني

تاكنون چندين بار سؤالاتي مانند آنچه در ذيل آمده است به اين پايگاه ارسال شده است كه چرا مرحوم علامه طهراني استعمال لفظ امام را به نحو مطلق در غيرمعصوم جايز نمي دانسته‌اند؟ گرچه اين مسأله يك فتواي فقهي است و ارتباط مستقیمی با موضوع این پایگاه ندارد ولی چون مکرراً مطرح شده و به نوعی با تاریخ و سیره حضرت علامه طهرانی مربوط است و در پرونده تاریخ عرفان می‌گنجد، مدیر علمی پایگاه حجت‌الاسلام و المسلمين وكيلي در نوشتار پيش‌رو به تبيين و بيان دلايل اين فتوي پرداخته‌اند

چند سؤال درباره استعمال لفظ امام در غیر معصوم:

۱- ظاهراً علامه طهرانی استفاده از لفظ امام را برای غیر معصوم جائز نمی‌دانستند؟ آیا درست است؟ اگر وجهش را می‌دانید می‌شود کمی توضیح دهید؟

۲- چرا از لفظ امام برای حضرت امام استفاده نمی‌کنید؟ لفظ امام برای امام خمینی درعرف جامعه اسلامی به معنای رهبر وپیشوا است کما اینکه برای امام جماعت به کار برده می‌شود نه به به معنای امام معصوم به نظر من پسندیده است به اعتقادات متدینین احترام بگذاریم.

۳- یکی از بزرگان فرموده‌اند: «رهبری نه پست است و نه مقام بلکه امام جامعه است. چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می‌گوئیم امام جماعت اما به رهبر جهان اسلام نگوئیم امام؟ هر لفظی غیر از امام خامنه‌ای جفاست به ایشان» نظرتان چیست در مقابل سخن مرحوم علامه؟

جواب:

در اين رابطه بنده چند نکته را که به خاطرم می‌رسد كه در اینجا عرض می‌کنم:

۱- وجوب حفظ حرمت ولی‌فقیه مسأله‌ای است که جای بحث ندارد و مرحوم علامه طهرانی نیز بر اساس طهارت ذاتی و خلوص و تقوائی که داشتند به عالی‌ترین وجه به این مسأله پای‌بند بودند و نه فقط در مقام عمل و ظاهر بلکه با کمال صداقت قلباً نیز نسبت به این مسأله ملتزم بوده و در سرّ و علن به حفظ حرمت ولی‌فقیه و وجوب اطاعت از حکم وی به گونه‌ای مقیّد بودند که نظیر آن در میان علما و فقها به ندرت شاید یافت شود (که امید است از این پس در پرونده «علامه طهرانی قدّس‌سرّه و سیاست» نمونه‌هائی از آن عرض شود) و تقیّدی که نسبت به ترک استعمال لفظ امام داشتند از سر غیرت نسبت به شعائر الهی و مقام قدسی اهل‌بیت علیهم السلام بود.

خود ایشان در فرازی می‌فرمایند:

«حقير نه براى عدم تواضع به مقام منيع ايشان، بلكه به جهت حفظ آداب مكتب‌ و مذهب، تا به حال در مجالس و محافل به حضرت ايشان امام نگفته‌ام‌.»

و در شرح احوال ایشان در «نور مجرد» آمده است:

«يكبار در محضر ايشان سخن از تعبير نمودن از بنيانگذار و رهبر فقيد انقلاب، مرحوم حضرت آيت‌اللـه خمينى أعلى‌اللـه‌مقامه با لفظ «امام» پيش آمد، ايشان فرمودند: اين تعبير صحيح نيست. يكى از حضّار عرض كرد: اين تعبير، براى تجليل از مقام و زحمات جانكاهى است كه ايشان در به ثمر نشاندن انقلاب اسلامى متحمّل شده‌اند. ايشان فرمودند: آيت‌اللـه خمينى آن قدر فضائل دارند كه اگر تا قيامت بشمارند و تجليل كنند تمام نمى‌شود؛ ولى اينها دليل نمى‌شود كه لفظ مختصّ به أئمّه عليهم‌السّلام را براى ايشان به كار برند.»[۱]

پس در حقیقت بحث ایشان در رعایت یک مسأله فقهی است که اهمّیّت بسزائی در حفظ کیان مکتب تشیع و پاسداری از ارزش‌های آن دارد نه در میزان احترام به مقام عالی ولی فقیه.

۲- لفظ امام گاهی با مضاف الیه خاصی به کار می‌رود مانند امام جماعت و امام جمعه و امام الجیش و أئمّةالکفر و گاهی به نحو مطلق استعمال می‌شود که اطلاق آن اقتضاء می‌کند که مضاف الیه آن عام باشد. پس امام به نحو مطلق به معنای امام الکل است که منحصر در امام معصوم می‌باشد و به این معنا بر غیر امام عصر نمی‌تواند اطلاق شود و اگر اطلاق شود نوعی مسامحه خواهد بود.

امام در عرف شیعه همیشه به همین معنای امام الکل استعمال می‌شده که همان امام معصوم است.

۳- استعمال این لفظ درباره غیرمعصوم به هیچ روی نشانه احترام نیست چنانکه ترک آن نیز نشانه عدم احترام نیست؛ زیرا کسانی که از این لفظ استفاده می‌نمایند مسلّماً آن را به معنای امام معصوم و امام الکل به کار نمی‌برند. بلکه به معنای جلودار و رهبر جامعه و امام دیگر مسلمانان (غیر از امام معصوم) استفاده می‌نمایند؛ یعنی به معنای لغوی آن نظر دارند نه به معنای اصطلاحی آن در عرف شیعه که جز برای امام معصوم استفاده نمی‌شود.

معنای لغوی امام نیز معادل همان کلمه پیشوا و جلودار و رهبر است و هیچ بار اضافه‌ای ندارد که نشانه احترام باشد. بلکه رهبر به معنای جلوداری است که مأمومین خود را راه برده و حرکت می‌دهد و نوعی معنای هدایت نیز در آن نهفته است.

در حقیقت همه معتقدین به ولایت فقیه قبول دارند که ولی فقیه رهبر و جلودار و پیشوای جامعه است و فقط سخن در آنست که کدام لفظ برای نشان دادن مقام ولی فقیه و تجلیل از منزلت وی مناسب‌تر است.

و به بیان دیگر نزاع در ناحیه استعمال لفظ است نه در ناحیه معنا (مگر آنکه کسی امام را به معنای اصطلاحی شیعی به کار برد که این‌کار در شیعه جائز نیست.)

از اینجا روشن می‌شود که ترک این لفظ خلاف احترام نیست و نیز روشن می‌شود که این استدلال که در سؤال از برخی بزرگان نقل شده:

«رهبری نه پست است و نه مقام بلکه امام جامعه است. چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می‌گوئیم امام جماعت اما به رهبر جهان اسلام نگوئیم امام؟ هر لفظی غیر از امام خامنه‌ای جفاست به ایشان»

اگر در مقابل منکران ولایت فقیه باشد که اقتداء به ولی فقیه را قبول ندارند خالی از وجه نیست ولی در مقابل معتقدان به ولایت فقیه مغالطه است؛ زیرا این استدلال اثبات معنای پیشوائی و جلوداری برای ولی فقیه می‌نماید نه اثبات رجحان استعمال این لفظ خاص.

۴- اگر کمی دقّت شود استفاده از لفظ «نائب الامام» به مراتب بیشتر دلالت بر مقام و جایگاه ولی فقیه می‌نماید تا لفظ «امام».

نظریه رهبر و پیشوا و لیدر در مدل حکومت‌های غیر اسلامی نیز مطرح است و افتخاری برای رهبر جامعه اسلامی نیست که جلودار گروهی شده است؛ چرا که در هر جامعه‌ای شخصی رهبر و جلودار می‌شود. افتخار ولی فقیه در آنست که وی شخصی است که جلودارش امام معصوم است و بر اساس اذن و امضاء او ولایت و سرپرستی جامعه را به عهده گرفته و رهبری می‌نماید.

به دیگر سخن ارزش رهبران مادی در آنست که مردم از ایشان پیروی می‌کنند و آنان را به عنوان پیشوا پذیرفته‌اند و مشروعیت از سوی مردم به رهبر اعطاء می‌شود ولی در حکومت اسلامی ولایت از آن خداست و از وی به رسول اکرم و سپس اهل بیت علیهم‌الصلوة و السلام اعطاء می‌گردد و از ناحیه ایشان به فقهای جامع شرائط داده می‌شود.

پس ولایت – به تعبیر مرحوم حضرت علامه – از وحدت به سوی کثرت نزول می‌کند و در نتیجه مردم باید تسلیم امر ولی فقیه و حاکم شرع عادل مبسوط الید شده و به جهت وجوب اطاعت از خدا و رسول خدا و اهل‌بیت علیهم الصلوة و السلام از وی اطاعت کنند.

پس افتخار حقیقی ولی فقیه نیابت وی از امام معصوم علیه‌السلام است نه امامت (به معنای لغوی) و جلوداری نسبت به مسلمانان.

۵- اگر از آغاز انقلاب اسلامی به جای استعمال لفظ امام از تعبیر نائب الامام استفاده می‌شد – علاوه بر آنکه مفاسد استعمال این لفظ را که اشاره خواهد شد، به دنبال نداشت – این نکته مثبت را داشت که دائماً ربط ولی فقیه با حضرت صاحب الأمر علیه‌السلام در جامعه مطرح شده و مردم دائماً ‌توجّه می‌داشتند که ولی فقیه مستقل نبوده و رهبری مانند دیگر رهبران عادی نیست بلکه اطاعت او بر اساس اطاعت از امام معصوم لازم است و وجودش و رهبریش ظلّی و مرآتی است.

حیات نظریه ولایت فقیه به ربط آن با امام معصوم و استمرار نیابت آن از معصوم است و هر چه ربط ولی فقیه و امام معصوم پررنگ‌تر شود حیات ولایت فقیه پررنگ‌تر شده و استوارتر می‌گردد.

۶- مرحوم حضرت علامه طهرانی استفاده از لفظ امام را به نحو اطلاق برای غیر معصوم حرام شرعی می‌دانستند و بر این امر هم پافشاری نموده و تا آخر عمر شریفشان از این لفظ اجتناب می‌فرمودند. ایشان صفحاتی از جلد هجدهم امام‌شناسی را به این امر اختصاص داده‌اند ولی حقیر تا به حال ندیده‌ام که ایشان مستند این فتوا را جائی به تفصیل و با زبان فقهی بیان فرموده باشند. در اینجا قسمتی از ع