کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
دانشنامه
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > دانشنامه > میرزا مهدی اشتیانی

میرزا مهدی آشتیانی

تغییر عنوان از: میرزا مهدی اشتیانی
انتشار: سه‌شنبه ۶ شوال ۱۴۳۷
فهرست
  • ↓۱- میرزا مهدی آشتیانی (۱۳۰۶ ـ ۱۳۷۲ ق : ۱۲۶۸ ـ ۱۳۳۲ ش)
  • ↓۲- اساتید
  • ↓۳- آثار
  • ↓۴- مآخذ:

میرزا مهدی آشتیانی (۱۳۰۶ ـ ۱۳۷۲ ق : ۱۲۶۸ ـ ۱۳۳۲ ش)

آشتياني، ميرزامهدي (۱۳۰۶-۱۳۷۲ق/۱۸۸۸-۱۹۵۲م)، حکيم، عارف و دانشمند شيعي ايراني، در تهران زاده شد. پدر او ميرزاجعفر برادرزاده و داماد حاج‎‎‎‎ميرزا محمدحسن آشتياني (د ۱۳۱۹ق/۱۹۰۱م) ملقب به «ميرزاکوچک»، از عالمان بزرگ تهران بود. ميرزامهدي دوران کودکي و نوجواني را در تهران گذراند.

اساتید

پس از فراگيري قرآن و مقدمات علوم، براي آموختن علوم رايج زمان، در درس استادان مشهور تهران شرکت کرد.

ادبيات، اصول و فقه را در حد سطح، نزد پدر و سپس در حوزۀ درس آقا‎شيخ‎حسن طالقاني و آخوندملا عبدالرسول فرا گرفت.

خارج فقه و اصول را نزد شيخ‎فضل‎الله نوري (مقـ ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م) و آقاسيدعبدالکريم مدرّس مدرسۀ مروي تهران و ديگر عالمان بنام تهران، آموخت.

مباني رياضيات را در مکتب شيخ‎عبدالحسين سيبويه، ميرزاغفّاريان نجم‎الدّوله، ميرزا‎جهانبخش بروجردي منجّم و آقاشيخ‎محمدحسين رياضي تعليم ديد.

فلسفة مشّاء را نزد ميرزاحسن کرمانشاهي و حکمت اشراق و عرفان را نزد آقاميرزا‎هاشم اشکوري و حکمت متعالي را نزد سيدالحکما‎آقامير شيرازي، فرا گرفت.

طب قديم را نزد ميرزامحمد‎حسين و ميرزاابوالقاسم نائيني و طبّ جديد را به وسيلة ميرزاعلي‎اکبرخان‎ناظم‎الاطبّاء و ميرزاابوالحسن‎خان‎ رئيس‎الاطباء آموزش ديد (مدرس، ۵/۲۷۳).


آشتياني در ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م براي ادامۀ تحصيلات عالي عازم عتبات شد و در نجف در درس آخوندملامحمدکاظم خراساني (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق/۱۸۳۹-۱۹۱۱م) شرکت کرد، ولي به علت بيماري پس از يک سال اقامت به ايران بازگشت. در سال ۱۳۲۹ق/۱۹۱۱م بار ديگر به عتبات سفر کرد و در درس سيدمحمدکاظم يزدي (۱۲۴۷-۱۳۳۷ق/۱۸۳۱-۱۹۱۸م) شرکت جست. پس از اقامت کوتاهي باز به ايران برگشت و براي سومين‎بار عازم عتبات گرديد و در اين سفر در درس مشايخ ديگر مانند سيدمحمدفيروزآبادي (د ۱۳۴۵ق/۱۹۲۷م)، نائيني (۱۲۷۷-۱۳۵۵ق/۱۸۶۰-۱۹۳۶م)، آقا‎ضياءالدين‎ عراقي (۱۲۸۷-۱۳۶۱ق،۱۸۷۰-۱۹۴۲م) و محقق اصفهاني حاضر شد (خياباني، ۲۵۸). با اينکه وي در مجموع، مدت کوتاهي در درس عالمان نجف حضور يافت، اما به دليل مهارت علمي و دانشي که طي سالها اندوخته بود، به گفتۀ خودش، از همۀ استادان ياد شده به دريافت اجازۀ روايت و اجتهاد نايل آمد (همانجا).

آشتياني در مدت اقامت در عتبات، در کنار تعلّم، به تعليم و تدريس علوم عقلي و نقلي پرداخت. وي بازگشت به ايران را برماندن در عتبات ترجيح داد. مدتي در قم و اصفهان و مشهد ساکن شد و به تدريس پرداخت و سرانجام به زادگاهش تهران برگشت و براي هميشه در اين شهر ماندگار گشت و به تدريس پرداخت و حوزة درسيِ وسيعي را به‎ويژه در حکمت و عرفان، پديد آورد.


حاج‎ميرزامهدي، با بسياري از دانشهاي روزگارش آشنا بود و در اکثر اين علوم تبحّر داشت. در ادب، فقه، اصول، کلام، تفسير و رياضي استاد بود. بيشترين مهارت او در فلسفه و عرفان بود و تأثير تربيتي و علمي وي بر شاگردانش از طريق اين دو دانش بود. از اين‎رو، او را مي‎توان از پيروان فلسفة متعاليِ صدرايي در دوران معاصر دانست. وي نه تنها يک عالم ديني متبحّر و فيلسوفي بلندپايه و عارفي آشنا به عوالم نظري بود، بلکه انساني معتقد و عالمي عامل و اهل سیر و سلوک بود و اين بر قدر علمي و مرتبت اجتماعي و تأثيرگذاري وي بر شاگردانش مي‎افزود.

از ويژگيهاي او اين بود که در محدودة جغرافيايي ايران و عراق و نيز در دايرۀ کتاب و مدرسه ماندگار نشد و به سير و سياحت نيز پرداخت و از اين رهگذر تجربه‎هاي فراوان به دست آورد. وي پيش از سفر اول به نجف به بخارا رفت و يک سال در آنجا ماند و ضمن آشنايي با مردم و عالمان آن ديار، به تدريس پرداخت و دوبار به مصر سفر کرد. هندوستان و نيز بسياري از کشورهاي اروپايي مانند فرانسه، ايتاليا، بلژيک و انگلستان را ديد و در اين جهانگردي با متفکران و فيلسوفان آن کشورها آشنا شد و بحثها و برخوردهاي علمي وفکري داشت (همانجا). در حوزة تعليم و تربيت او شاگردان بسياري پرورش يافته‎اند.

آثار

آشتياني داراي تأليفات چندي است که عمدتاً دربارة عرفان و فلسفه نوشته شده است. برخي از آثار وي عبارتند از:

۱. اساس‎التوحيد، فارسي، تهران، ۱۳۳۰ش.

۲. تعليقه ‎رشيقه ‎علي ‎شرح ‎منظومه‎السبزواري، عربي.

۳. حاشيه بر اسفار، عربي.

۴. حاشيه بر شفاء.

۵. حاشيه بر کفايه‎الاصول آخوند خراساني.

۶. حاشيه بر مکاسب شيخ‎انصاري.

۷. حاشيه بر رسائل شيخ‎انصاري.

۸. رساله‎اي در جبر و تفويض و علم اجمالي و طلب و اراده و وحدت وجود و قاعدة صدور.

۹. حاشيه بر فصوص محيي‎الدين عربي.

۱۰. حاشيه بر فصوص فارابي.

۱۱. حاشيه بر مصباح‎الانس (مدرس، ۵/۲۷۳؛ صدوقي، ۶۴).


او پس از يک عمر تلاش علمي در سن ۶۴ سالگي درگذشت و در قم در رواق بالاسر حضرت‎معصومه(ع) به خاک سپرده شد.

مآخذ:

  • ۱. استادي، رضا، مقدمه چهارده رسالة فارسي، تهران، چهل‎ستون مسجد‎جامع، ۱۴۰۳ق، صص ۱۱-۱۲؛
  • ۲. خياباني تبريزي، ملاعلي، علماء‎معاصرين، تهران، مطبعة اسلاميه، ۱۳۶۶ق، صص ۲۵۷-۲۵۸؛
  • ۳. شريف رازي، محمد، آثارالحجه، قم، برقعي، ۱۳۳۲ش، ص ۲۳۰؛
  • ۴. صدوقي سها، منوچهر، تاريخ حکماء و عرفاء متأخّر بر صدر‎المتألّهين، تهران، انجمن اسلامي حکمت و فلسفه ايران، ۱۳۵۹ش، صص ۶۴-۶۶؛
  • ۵. مدرّس، محمدعلي، ريحانه‎الادب، تبريز، ۱۳۴۶ش، ۵/۲۷۲-۲۷۴؛
  • ۶. مشار، خانبابا، فهرست چاپي فارسي، ۱/۲۵۹؛ مطهري، مرتضي، مرتضي، خدمات متقابل اسلام و ايران، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۵۴ش، ۲/۶۶۵-۶۶۶.
عناوین دیگر این نوشتار
  • میرزا مهدی آشتیانی (عنوان اصلی)
  • میرزا مهدی اشتیانی