عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
پرسش و پاسخ
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > پرسش و پاسخ > چرا عرفا مطالب خود را با زبان کفر آمیز بیان می‌کنند؟

چرا عرفا مطالب خود را با زبان کفر آمیز بیان می‌کنند؟

چرا فلاسفه و در درجه‌ای بالاتر عرفا بعضاً مطالب خود را در کتب خویش طوری بیان می‌کنند که ظاهر مطلب کفر صریح و شرک صریح باشد یا مطالب را طوری بیان می‌کنند که در نگاه اول هر کسی بخواند قطع پیدا کند که مطلب غلط و حتی مطلب مزخرفی است؟! اما بعد که برای او جوانب امر آشکار می‌شود می‌بیند نه مطلب کفرآمیزی نیست و مطلب غلطی نیست بلکه می توان روی آن تأمل کرد.

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۱

به گمان حقیر در سوال مبالغه شده است. چون این مسأله غالبا اختصاص به مسائل توحیدی دارد نه همه مسائل. در مسائل عرفان عملی و ... مطالب عرفا بسیار ظاهرش آسان است و لذا مخالفان هم از آن زیاد استفاده می‌نمایند.

اما در مسائل توحیدی چهار جهت عمده ظاهرا وجود دارد:

جهت اول - الفاظ متعارف تاب انتقال دادن عمق مطالب توحیدی را ندارد و اگر انسان از تعابیر متعارف کمک بگیرد حقیقت مطلب با صراحت و روشنی تفهیم نمی‌شود.

مثلا اگر بخواهیم عمق مسأله توحید و فقر وجودی مخلوقات را بیان کنیم مجبور می‌شویم از تعابیری چون هیچ چیز جز خدا نیست و لا هو الا هو و ... کمک بگیریم البته با دهها توضیح و بیان.

جهت دوم - برخی از عرفا بنا داشته‌اند مطالبشان حالت رمزی داشته باشد تا هر کسی متوجه نشود و لذا با عباراتی مبهم یا دارای ایهام آن را بیان می‌نموده‌اند.

جهت سوم - برخی بنا را بر این داشته‌اند که دافعه ایجاد کنند تا کسی به سراغ ایشان نیاید و لذا از روش ملامتیان استفاده نموده و تعابیری به کار می‌برند که موجب دور شدن دیگران باشد.

این مطلب در برخی کتب آمده است ولی خیلی شائع نیست.

جهت چهارم - تقطیع‌ها و شیطنت‌های مخالفان عرفان چنین توهماتی را ایجاد می‌کند.

به گمان حقیر عامل اصلی مسأله اینست و گرنه کلمات عرفا اگر شیطنت مخالفان جاهل نباشد خودش اینقدر سوء تفاهم برانگیز نیست.

اگر بنا بر ترک انصاف باشد در قرآن کریم و روایات شیعی آن قدر مطالب هست که ظواهر بسیار بدی دارد و قابل سوء استفاده است که قابل حصر و احصاء نیست و لذا همین سوال شما را برخی از کسانی که مبتلا به سایت‌های شبهه می‌باشند درباره قرآن کریم و روایات می‌پرسند که چرا خداوند در قرآن خود را متصف به مکر و غضب و داشتن دست و کرسی و عرش و ... نموده و چرا در روایات شیعی صفات خدائی برای اهل بیت علیهم السلام ثابت شده است و ...؟

اگر منتقدان از در انصاف وارد شوند و درباره این عبارات به جای هیاهو به دنبال قرائن فهم آن باشند همه این عبارات همراه با دهها قرینه است و جای ابهامی ندارد

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۲

به گمان حقیر در سوال مبالغه شده است. چون این مسأله غالبا اختصاص به مسائل توحیدی دارد نه همه مسائل. در مسائل عرفان عملی و ... مطالب عرفا بسیار ظاهرش آسان است و لذا مخالفان هم از آن زیاد استفاده می‌نمایند.

اما در مسائل توحیدی چهار جهت عمده ظاهرا وجود دارد:

جهت اول - الفاظ متعارف تاب انتقال دادن عمق مطالب توحیدی را ندارد و اگر انسان از تعابیر متعارف کمک بگیرد حقیقت مطلب با صراحت و روشنی تفهیم نمی‌شود.

مثلا اگر بخواهیم عمق مسأله توحید و فقر وجودی مخلوقات را بیان کنیم مجبور می‌شویم از تعابیری چون هیچ چیز جز خدا نیست و لا هو الا هو و ... کمک بگیریم البته با دهها توضیح و بیان.

جهت دوم - برخی از عرفا بنا داشته‌اند مطالبشان حالت رمزی داشته باشد تا هر کسی متوجه نشود و لذا با عباراتی مبهم یا دارای ایهام آن را بیان می‌نموده‌اند.

جهت سوم - برخی بنا را بر این داشته‌اند که دافعه ایجاد کنند تا کسی به سراغ ایشان نیاید و لذا از روش ملامتیان استفاده نموده و تعابیری به کار می‌برند که موجب دور شدن دیگران باشد.

این مطلب در برخی کتب آمده است ولی خیلی شائع نیست.

جهت چهارم - تقطیع‌ها و شیطنت‌های مخالفان عرفان چنین توهماتی را ایجاد می‌کند.

به گمان حقیر عامل اصلی مسأله اینست و گرنه کلمات عرفا اگر شیطنت مخالفان جاهل نباشد خودش اینقدر سوء تفاهم برانگیز نیست.

اگر بنا بر ترک انصاف باشد در قرآن کریم و روایات شیعی آن قدر مطالب هست که ظواهر بسیار بدی دارد و قابل سوء استفاده است که قابل حصر و احصاء نیست و لذا همین سوال شما را برخی از کسانی که مبتلا به سایت‌های شبهه می‌باشند درباره قرآن کریم و روایات می‌پرسند که چرا خداوند در قرآن خود را متصف به مکر و غضب و داشتن دست و کرسی و عرش و ... نموده و چرا در روایات شیعی صفات خدائی برای اهل بیت علیهم السلام ثابت شده است و ...؟

اگر منتقدان از در انصاف وارد شوند و درباره این عبارات به جای هیاهو به دنبال قرائن فهم آن باشند همه این عبارات همراه با دهها قرینه است و جای ابهامی ندارد