عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

محدوده عصمت انسان‌های کامل چقدر است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

از کتابهای حضرت علامه طهرانی استفاده می‌شود که عارف کامل حتی غیر چهارده معصوم عليهم‌السلام به همه عوالم احاطه پیدا می‌کنند و این خود یک نوع عصمت است چون چیزی بر آنها مجهول نیست از طرفی می‌بینیم عرفایی که با اینکه تصریح به کمالشان شده اشتباهاتی علمی نموده‌اند مثلا شیخ محمد لاهیجی و شیخ محمود شبستری در مطالبشان مقدار زیادی در مورد نجوم و افلاک با قاطعیت سخن گفته‌اند که امروز بطلان آنها اظهر من الشمس است حتی جالب اینجاست که لاهیجی مکاشفه‌ای از خود بیان می کند در مورد افلاک و اسراری که در آنهاست که معلوم می شود همان افکار بطلمیوسی که در آن زمان سیطره داشته در مکاشفه او هم اثر گذاشته آیا این منافات ندارد با احاطه بر حقایق در حالی که عارف کاملی بوده است؟

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۱
بسم الله الرحمن الرحیم

اولیا خدا گرچه به علت مقام فنایشان در ذات یا اسما احاطة علمی دارند ولی این مربوط به عالم باطن است و گرنه در مقام عالم ظاهر و طبع و مثالشان یقیناً علم بالفعل به همه چیز برایشان نیست(حضرت علامه هم در مواضع متعدد اشاره فرموده‌اند) و معلق بر التفات یا اراده است و لذا تا التفات نکنند حاصل نمی شود.

از مسلمات قرآن و روایات است که در عالم ظاهر علم حضرت رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم با وحی افزوده می‌شود و بقیه اهل‌بیت علیهم السلام نیز در اوقات خاص افزایش علم داشته‌آند و برخی مسائل دنیوی برایشان منکشف نبوده است گرچه چون مأمور به هدایتند مسائل مربوط به هدایت را همواره توجه نموده و از علم لدنی خود استفاده می‌نمایند ولی اولیا که به همین مقدار نیز موظف نیستند و یقیناً در مسائل علمی بسیاری از مطالب را از ادله ظاهری اخذ می‌کنند و لذا اختلاف نظر و تبدل نظر در میانشان کاملاً عادی است و هیچ دلیلی بر عصمت علمی اولیای الهی در غیر از موارد دستگیری از نفوس وجود ندارد بلکه دلیل قطعی بر خلاف آنست و در موارد دستگیری نیز عصمت ایشان تفسیری خاص دارد غیر از عصمت اهل‌بیت علیهم‌السلام و ما دون آن.

اما مسأله هیئت قدیم و جدید این‌طور که فرمودید نیست و مسائل هیئت جدید بسیاری از آن برهانی نیست و فقط بر اساس اصل سادگی برای سهولت محاسبات این مطالب را گفته‌اند و متون نقلی بسیار و شواهد کشفی بر خلاف بسیاری از آن است و نمی‌شود همه را کنار گذاشت و حضرت علامه طهرانی قدس‌سرّه نیز در معاد شناسی مطالبی دارد که نشان می‌دهد که برخی از اصول هیئت قدیم را ظاهراً پذیرفته‌اند و البته توضیحش مفصل است. مرحوم قاضی نیز کلامی زیبائی در این باب دارند و نیز برخی دیگر از بزرگان.