عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
پرسش و پاسخ
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > پرسش و پاسخ > آیا دلیل انکار معاد استعظام و استبعاد مساله است یا امر دیگری؟

آیا دلیل انکار معاد استعظام و استبعاد مساله است یا امر دیگری؟

سلام علیکم آیا بیشتر سوالات و اشکالات منکرین معاد در مورد استعظام و استبعاد مسأله نیست؟ و ربطی به مثالی یا عنصری بودن ندارد؟ و آیا قرائن نشان نمی‌دهد که خداوند در جواب بیشتر سوالات، می خواهد قدرت مطلقه خداوند را اثبات کند علی کل شیئ قدیر .. بلی قادرین…؟!!

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۱

فرمایش شما کاملا صحیح است و عمده مشکل استعظام و استعباد است ولی همه آن چنین نیست. برخی از شبهات درباره آن است که انبیا ادعا می کردند که عالم معاد هم اکنون نیز بر پاست و هم اکنون مردگان در آن به نوعی سیر می‌کنند و این مساله جز با فهم عالم مثال و موازی بودن آن عالم با این عالم قابل حل نیست و لذا در روایت است که قومی بودند که معاد را انکار می کردند تا آنکه خداوند خواب دیدن را به ایشان عطا کرد و با دیدن خواب به معاد ایمان آوردند.

معلوم است که خواب دیدن استبعاد را بر نمی دارد و فقط در فهم عالم جسمانی مستقل کمک می کند.

ظاهر برخی آیات نیز بعید نیست بر همین امر تطبیق شود.

جملاتی مانند : «هیچ مرده‌ای تا به حال زنده نشده تا خبر بیاورد» و امثال نیز بیان همین شبهه است که مبتنی بر قبول برپا بودن معاد در زمان حال است.

مرحوم علامه طهرانی نیز در مواضع متعدد به این معنا اشاره فرموده اند:

و همانطور كه بايد اجمالًا معتقد به وجود خدا بود وليكن حقيقت معرفت به ساحت اقدسش حاصل نمى‌شود مگر بعد از مرحله فناء و نيستى در ذات او، همينطور بايد اجمالًا معتقد به وجود عوالم پس از مرگ كه قلب و وجدان شهادت مى‌دهد بوده، و حقيقت معرفت و علم به خصوصيّات و كيفيّاتش را به معرفت و علم پس از مرگ حواله نمود و غير از اين چاره‌اى نيست.

چون معنى مرگ عبور از عالم طبيعت است به عالم تجرّد كه ما فوق طبيعت و مادّه است، و اين معنى حاصل نمى‌شود مگر با زوال حركت و خاموش شدن حواسّ ظاهريّه و باطنيّه، بنابراين با چشم مادّى و حركات مادّيّه ادراك نمى‌شود؛ و ما مى‌خواهيم مرگ را با اين چشم ببينيم و ورود در عالم ديگر را با اين چشم ادراك كنيم، با بدن مادّى و فكر مادّى ادراك كنيم! لذا چون اين معنى غير قابل قبول و تحقّق است، افراد بشر دچار شكّ و ترديدند كه پس از مرگ چه خواهد شد؟ و آيا بعد از مرگ حسابى است، كتابى است؟ يا اينكه انسان همين مجموعه مادّى است و با پديد آمدن مرگ متلاشى مى‌شود؛ روحى هم ندارد، نفس هم در بين نيست؛ معدوم مى‌شود كَأنْ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكورًا؟ [۱]

سوال از زمان و مکان آخرت در آیات و روایات همه به خاطر همین تصور نشدن عالم دیگر است.

پانویس

۱. معادشناسی، ج۱؛ص۹۱