عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
پرسش و پاسخ
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > پرسش و پاسخ > آیا تبعیت محض از استاد سیر و سلوک با نصوص روایی شیعه تنافی ندارد؟

آیا تبعیت محض از استاد سیر و سلوک با نصوص روایی شیعه تنافی ندارد؟

یکی از اصول سلوک استفاده از محضر اولیای خدا و اطاعت کامل از ایشان است و میگویند انسان باید در برابر انسان کامل «کالمیت بین یدی الغسال» باشد. مثلا علامه طهرانی در مورد تبعیت از مرحوم حداد رو به ایشان میفرمایند:

«اگر این لیوان پر خون باشد و شما بفرمایید که آن را بخورم، بی تأمل و بی درنگ خواهم نوشید.»[۱]

یا درباره مرحوم انصاری در روح مجرد می‌فرمایند:

«حقير در ايّامى كه از نجف اشرف براى زيارت و ملاقات حضرت آيت الله حاج شيخ محمّد جواد أنصارى همدانى تغمَّده اللهُ برضوانه به همدان آمده‌ بودم، روزى كه تنها با خود به سوى محلّ نماز ظهر ايشان در مسجد موسوم به مسجد پيغمبر ميرفتم، به سبزه ميدان كه رسيدم اين فكر به نظرم آمد كه: من چقدر ايشان را قبول دارم؟! ديدم در حدود يك پيامبر إلهى! من واقعاً به كمال و شرف و توحيد و فضائل اخلاقى و معنوى ايشان در حدود ايمان به يك پيغمبر، ايمان و يقين دارم. زيرا اگر الان حضرت يوسف و يا شعيب و يا حضرت موسى و عيسى على نبيّنا و آله و عليهم السّلام زنده شوند، و بيايند و امر و نهيى داشته باشند، من حقيقةً بقدر اطاعت و انقياد و ايمان به حقّانيّت آن انبياء به اين راد مرد بزرگ و الهى ايمان و ايقان دارم.»[۲]

این دست حرفها با حدیث شریف ”و ایاک و تنصب رجلا دون الحجه فتصدقه فی جمیع ما قال“ چگونه جمع می شود؟

فهرست

پانویس

۱. اسرار ملکوت ج ۳ ص ۲۴۵

۲. روح مجرد، ص: ۶۸۳

حاج شیخ محمد حسن وکیلی
پاسخ:۱

آنچه در حدیث آمده آنست که انسان کسی را در «همه آنچه میگوید تصدیق کند» یعنی اعتقاد به عصمت مطلقه آن شخص داشته باشد و این معنا برای اولیاء کامل در غیر معصومین صحیح نیست. هیچ کس معتقد نیست که اولیاء کامل از همه جهت معصومند و حتی خود مرحوم حضرت علامه هم در اقوال و هم در تفعال نسبت به حضرت آقای حداد اختلاف نظر داشتند و گاه ممکن بوده تذکر بفرمایند. مانند حکایتی که در میان شاگردانشان معروف است که فرموده بودند یک بار که کربلا مشرف شدم دیدم که مرحوم حضرت آقای حداد برای تامین آب گرم منزل در بالای بام مخزنی قرار داده اند که در اثر آفتاب گرم میشود و از آن برای آب گرم منزل و استحمام استفاده میکنند. یکبار خدمتشان عرض کردم که غسل و وضوء و استفاده از آب گرم شده با نور خورشید مکروه است. ایشان فورا آقازاده خود (ظاهرا آقاسید برهان ) را صدا زده و فرمودند الآن برو و این منبع را از پشت بام جمع نما و این در حالی بوده است که حضرت آقای حدا در مضیقه مالی بوده و برای رفتن به حمامهای عمومی از جهاتی در مضیقه می‌افتادند.

این داستان و مواردی مانند آن نشان دهنده تفاوت معصوم و غیرمعصوم است.

هیچ کس در حد اطلاع حقیر قائل به عصمت مطلقه درباره اولیاء کامل نیست و این امر مختص به اهل بیت علیهم السلام است.

البته توجه به سه نکته لازم است :

۱ - عصمت نداشتن اولیاء کامل نه از این باب است که دسترسی به همه علوم ندارند، بلکه همه حقائق در نزد آنها در کمال انکشاف است بلکه از این باب است که موظف به مراجعه به باطن و قلب خود نیستند و بر اسباب ظاهریه مشی میکنند به خلاف معصومین علیهم السلام که چون حافظان شرع مقدسند در همه اموری که به نوعی به شریعت گره بخورد حقائق را از باطن تلقی نموده و از متن واقع خبر میدهند و هیچ خطائی از این حیث در فعل و قولشان نیست.

پس سر عدم عصمت قصور اولیاء از وصول به حقائق نیست بلکه موظف نبودن آنها به حسب جایگاه وجودیشان میباشد.

۲ - فعل و قول اولیاء کامل گرچه به این اعتبار متصف به خطا میشود ولی از حیث دیگری همیشه عین حق است چون اراده آنها عین اراده خداوند است و اگر در جائی هم به حسب این مسائل با متن شرع و واقع مطابق نیست ولی از این جهت که فعلشان فعل الله است و فعل خداوند همیشه حق است فعل آنها هم متصف به حق میشود. این مسأله را مرحوم علامه در جلد پانزدهم امام شناسی توضیح فرموده اند و در کتاب نور مجرد هم آمده است.

۳- در مسأله هدایت و دستگیری از نفوس، اولیاء خدا هم هر چه بگویند عین حق است چون اولا از باطن تلقی میکنند و ثانیا در افقی بالاتر نفس قولشان حقیقت ساز است. لذا اطاعت مطلقه از ایشان مقتضای حکم عقل و شرع میباشد.

بنابراین روایت شریفه بیانگر عصمت مطلقه است که مختص اهل بیت علیهم السلام است و فرمایش مرحوم حضرت علامه درباره حضرت آقای حداد و حضرت آقای انصاری قدس سرهما درباره عصمت در امر هدایت نفوس در امور جزئی نه در بیان احکام کلی و اخبار از مسائل تکوینی. لذا مرحوم علامه در مسائل فقهی و فتاوی و مسائل تاریخی و ... پیرو نظر مرحوم حضرت آقای انصاری و حضرت آقای حداد رضوان الله علیهم نبوده و اختلاف نظر داشتند.