عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
پرسش و پاسخ
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > پرسش و پاسخ > آیا انسان می‌تواند با سلوک به مقام امامت برسد؟

آیا انسان می‌تواند با سلوک به مقام امامت برسد؟

رسيدن به مقام امامت محال است. از طرفي در برخي روايات آمده است كه انسان با عروج به مقامات والا، مي‌تواند به خداوند امر و نهي كند؛ آيا رسيدن به اين درجه، از مقام امامت كمتر است؟

آیت الله جوادی آملی
پاسخ:۱

منبع: نسيم انديشه دفتر اول - صفحه ۱۳۰ تا ۱۳۱


انسانهاي كامل همان انبيا و اوليا هستند و امّت آنها هرگز نمي‌توانند به مقام ايشان برسند. البته همه انسانها مي‌توانند به مقام ولايت الهي دست يابند؛ اما مقام نبوت و امامت با نصب ذات اقدس خدا ممكن است.

بر اين اساس بايد به مطالب زير توجه داشت:

يكم. نبوت، رسالت و امامت انتصابي است؛ نه اكتسابي.

دوم. ولايت، يعني نزديكي به خدا و تقرب او، به گونه‌اي كه خدا كارهاي انسان را به عهده بگيرد و انسان نيز از آنچه خدا فرمود، اطاعت كند و تحت تدبير مستقيم او باشد. اين امر براي هر انساني ممكن است.

سوم. مؤمنان، همان طور كه از رسيدن به مقام نبوت، رسالت و امامت عاجزاند، به مقام ولايتي در حد انبيا هم نمي‌رسند؛ امّا مي‌توانند به آنها نزديك شوند. رسيدن به مقام ولايت الهي تا روز قيامت ممكن است.

درباره بخش دوم پرسش، بايد يادآور شد، اين مطلب كه در برخي دعاها آمده، به مقام فعل نظر دارد. در غير اين صورت، انسان به هيچ وجه نمي‌تواند به جايي برسد كه به خدا فرمان دهد يا خدا از او اطاعت كند. البته در مقام فعل، گاه خداوند مي‌فرمايد: (من ذا الذي يُقرض اللّه قرضاً حسناً) [۱] يا در روايات آمده است كه خدا به برخي انبيا فرمود: چرا از من عيادت نكرديد.[۲] عظمت مؤمن در پيشگاه خداي سبحان به اندازه‌اي است كه بيماري او را بيماري خود مي‌داند.

در اين‌گونه موارد كه به مقام فعل اشاره دارد (نه مقام ذات)، از امر و نهي سخن به ميان مي‌آيد؛ يعني مؤمن به جايي مي‌رسد كه مظهر اسمي از اسماي خدا مي‌شود. اين مظهر كه از اسماي برتر است، دستور مي‌دهد و ديگر مظاهر الهي اطاعت مي‌كنند؛ نه اينكه مؤمن فرمان دهد و خدا اطاعت كند.[۳]

پانویس

۱. سوره بقره، آيه ۲۴۵.

۲. ر.ك: وسائل الشيعه، ج ۲، ص ۴۱۷؛ مكارم الاخلاق، ص ۳۵۹.

۳. ر.ك: الكافي، ج ۲، ص ۳۵۷.