کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > گزارشی از مزار مولانا و مذهب عبدالباقی گولپینارلی

گزارشی از مزار مولانا و مذهب عبدالباقی گولپینارلی

انتشار: جمعه ۸ ذی‌الحجه ۱۴۳۵ - بروزرسانی: جمعه ۱۹ شعبان ۱۴۳۷
منبع: وبلاگ رسول جعفریان - (پیوند منبع)

عبدالباقی گولپینارلی مولوی شناس بزرگ سده اخیر و از ارادتمندان به جناب ملای رومی رضوان الله علیه و از خلفای مولویه است که آثاری تحقیقی درباره مولوی و مولویه دارد.

متن ذیل قسمتی از گزارش جناب حجةالاسلام و المسلمین رسول جعفریان از سفر به ترکیه است که در کنار گزارشی از مزار مولانا اشاره‌ای هم به مذهب گولپینارلی دارد که هر دو مطلب در باب تحقیق در مذهب مولوی هم مفید می‌نماید.

مزار مولانا

عازم مزار مولانا و بناهای وابسته شدیم. ابتدا به اتاق مدیر رفتیم و منتظر آمدن ایشان شدیم. اینجا اتاق عبدالباقی گولپینارلی بوده که عکس وی روی دیوار بود. یک تصویر ازآتاتورک که مربوط به سفرش به قونیه بوده همراه با یک یادداشت اصل به خط وی که قاب گرفته بودند و به دیوار بد. یک نقاشی جالب هم از مجموعه همین بنا در این اتاق بود. هدایایی از ایران به در و دیوار اینجا بود که برخی فرشهای کوچک و برخی نقاشی و مینیاتور بود. آقای رئیس آمد. ایشان دانشجوی زبان فارسی بوده است. در سال ۱۹۷۴ پسر اردشیر زاهدی آمده اینجا و بورسیه به او داده و ده ماه در مشهد در دانشکده ادبیات بوده است. در دقایقی که بودیم صدای هواپیما شدید می آمد که به نظرم برای بناهای تاریخی اینجا بسیار مضر است. نمی دانم این وضع همیشگی است یا موقت. آقای ایرانی شرحی مفصل درباره میراث مکتوب داد و مرتب می گفت: ای کاش فلان کتاب یا فلان سی دی را آورده بودم. البته وعده می داد که خواهد آورد. این دانشجو، نزد گولپینارلی بوده و گفت من خودم کتابخانه اش را از استانبول به اینجا آوردم که حدود ۲۵۰۰ کتاب بود. ۳۰۰ خطی هم داشت. گولپینارلی در سال ۱۹۸۰ فهرست نسخ خطی انیجا را تمام کرد و دو سال بعد هم مرد. سه جلد از فهرست اینجا، قدیم چاپ شده بوده، و اضافات آن هم کار گولپینارلی بوده که آنها هم چاپ شده است. مدیر گفت که گولپینارلی خیلی به من علاقه مند بود و یک عکس هم برای من امضا کرده به فارسی نوشته «پدر بزرگوارم». آمدن گولپینارلی به قونیه در سال ۱۹۷۱ بوده است.

این اتاق را که رئیس در آن است، میدان شریف می گویند. بعد از شام اینجا می آیند قهوه می خورند و در سینی، تکه های نان خشک را با قهوه بدون شکر می خورند. اگر نان را نمی گیرند، قهوه را با نمک خورده سپس ده دقیقه ای حالت خلسه به خود می گیرند و آنگاه می روند. شب عروسی یعنی شب وفات مولانا اگر هوا بد باشد، اینجا می آیند، وگرنه لب حوض بیرون می روند که حوض عروسی است. اکنون روز ۱۰ تا ۱۷ میلادی ماه دوازده مراسم گرفته می شد. مراسم در سال شمسی ثابت شده است، اما گولپینارلی بر اساس هجری قمری این اعمال را انجام می داد. یک فرش با تصویر مولانا را سه سال پیش استاندار زنجان به اینجا اهدا کرده است.

بعد آمدیم مطبخ شریف که محل پخت غذا بوده است. آموزش سماع در اینجا انجام می شده، افراد دده می شدند و امتحان می‌دادند. اول نوآموز بودند، سپس هزار و یک روز چله نشینی می‌کردند. سه ماه سماع یاد می‌گرفتند. خانواده مولانا هم همین اطراف بوده‌اند که از این آشپزخانه غذا برای آنها می‌برده اند. وسط حیاط یک باغچه است که قسمت قبرستان نی زنها بوده است. وسط حیاط یک شادروان هست که زمان سلطان سلیم در سال ۱۵۱۶ شده. سپس در سال ۱۹۳۱ بازسازی شده، و همین طور در سال ۱۹۹۰. چهار ستون قدیم چهار تا جدید دارد. وارد ساختمان شدیم. اول اتاق تلاوت است. خطوط زیادی در آنجا هست که از جمله به خط سلطان محمود عثمانی.

به کلاه مولوی سکه می‌گویند. سکه کلی یعنی کلاه مولوی. یک کلاه که اجزای ریز آن در این تصویر آیات قرآن و برخی چیزهای دیگر است.

ساختمان مقبره در حال حاضر موزه شدن است، اما وقتی از اتاق تلاوت وارد می شویم دست راست تعداد زیادی مقبره است شامل ۶۷ مرد ۱۶ زن. روی قبر مردها کلاه است. ده تن از بزرگان مشرب مولوی از جمله حسام الدین چلبی اینجا هستند. روی یک سنگ نوشته «رجال خراسان» که اشاره به نفوذ تصوف خراسان در اینجاست. بعد از مولانا حسام الدین بود، بعد از ۱۱ سال بهاء الدوله که او هم قبرش همینجاست.

این ساختمان چند تکه است که و هر قسمتی در یک دوره ساخته شده است. به طور کلی هفتصد سال طول کشید تا این ساختمان به این شکل برپا شده است. در میان همین قبور، بزرگترین قبر، مرقد مولاناست. کنارش قبر پدرش است و می گویند وقتی مولانا مرد، می‌خواستند دفنش کنند، پدرش از جا برخاست! لابد به احترام او. روی قبر مولانا پارچه ای اطلس است که طلا هم در آن بافته شده و سلطان عبدالحمید به اینجا تقدیم کرده است. روی دیوار سه گچ بری «یا حضرت علی» «یا حضرت امام حسن» و «یا حضرت امام حسین» حک شده است. وسط آنها «یا حضرت حسام الدین». نام دوازده امام هم هست به این شکل:

حضرت علیحضرت حسین

یا حضرت حسام الدین

حضرت امام حسن

علی النقیمحمد المهدی

یا حضرت جلال الدین الرومی

العسکری

زین العابدینجعفر صادق

یا حضرت سلطان ولد

باقر

کاظمیا حضرت محمد تقی

حضرت شمس تبریزی

علی بن موسی الرضا

این نشان از شیوع تسنن دوازده امامی در اینجا دارد که بارها در باره آن نوشته ام.

در مدخل ورود روسری گذاشته‌اند. هر کسی از زن‌های بی حجاب وارد می شود، روسری می گذارد، حتی اگر شورت یا دامن کوتاه تنش باشد.

قسمت دیگر این بنا، از آن افرادی بوده است که همه آموزشها را می دیده و اینجا حجره نشین می شدند. حالا هم مجسمه یک نفر را درست کرد درون حجره گذاشته، در حالی که جلویش یک رحل و قرآن ویا چیز دیگر هست. یک حجره هم کتابخانه گولپینارلی شده. یک نقاشی هم از خانه او که در استانبول بوده در اینجا هست. رئیس گفت بعد از درگذشت وی، کتابهای دیگرش را هم که در اسکودار بود به اینجا آوردیم. تعداد کتابهای این اتاق ۲۰۵۵ عدد کتاب است که حدود ۳۵۰ تای آن خطی است. البته اصل کتابخانه جای دیگری است.

علی نامه

یکی از کارهای ما، گرفتن تصویری از کتاب علی نامه بود و حالا نسخه‌ای از علی نامه را که روی سی دی گذاشته بودند، برحسب درخواست رایزنی به ما دادند. عکس آن هم در دانشگاه تهران هست که بر اساس همان عکس آقای شفیعی کدکنی یک مقاله نوشت، اما جاهایی ناخوانا مانده بود. امید است بر اساس این سی دی کتاب چاپ شود.

مدیر می‌گفت گولپینارلی شیعه بود و ظهرها یک ساعت نماز ظهرش طول می‌کشید و نماز جمعه هم نمی‌رفت و می‌گفت دنبال تابعین عمر، نماز نمی‌خوانم.