کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > چگونگی جمع بین وحدت و کثرت در بیان فیض کاشانی

چگونگی جمع بین وحدت و کثرت در بیان فیض کاشانی

انتشار: شنبه ۱۰ رجب ۱۴۳۵ - بروزرسانی: شنبه ۲۰ شعبان ۱۴۳۷
نویسنده: فیض کاشانی

فیض کاشانی در یکی از فصول رساله «کلمات مضنونه» به ذکر چند مثال برای دریافت بهتر و نه کامل وحدت وجود پرداخته است و سعی دارد تا با شکستن دیوار استبعاد، مانع انکار این مسئله دقیق شود.

منبع: الكلمات‌ المضنونة، صفحهٔ ۲۰

فهرست
  • ↓۱- چگونگی جمع بین وحدت و کثرت در بیان فیض کاشانی
  • ↓۲- پانویس

چگونگی جمع بین وحدت و کثرت در بیان فیض کاشانی

فإن قلت: كيف يتصوّر أن لا يشاهد إلّاواحداً، وهو يشاهد السماء والأرض وسائر الأجسام المحسوسة وهي كثيرة، فكيف يكون الكثير واحداً؟!

فاعلم، أنّ هذا غاية علوم الأسرار التي لا يجوز أن تستطر في كتاب‌. نعم، ذكر ما يكسر سورة [۱] استبعادك ممكن. وهو أن يكون الشي‌ء قد يكون كثيراً بنوع مشاهدة واعتبار، ويكون واحداً بنوع آخر من المشاهدة والاعتبار. وهذا كما أنّ الإنسان كثير، إن التفت إلى روحه وجسده وأطرافه وعروقه وعظامه وأحشائه. وهو باعتبار آخر ومشاهدة أخرى واحد، إذ تقول: إنّه إنسان واحد؛ وهو بالإضافة إلى الإنسانية واحد، وكم من شخص يشاهد إنساناً ولا يخطر بباله كثرة أمعائه وعروقه وأطرافه وتفصيل روحه وجسده والفرق بينهما، فهو في حالة الاستغراق والاستهتار به‌ [۲] مستغرق بواحد ليس فيه تفرّق، فكأنّه في عين الجمع والملتفت إلى الكثرة في تفرقة.

فكذلك كلّ ما في الوجود من الخالق والمخلوق له اعتبارات ومشاهدات كثيرة مختلفة؛ وهو باعتبار واحد من حيث الاعتبارات واحد، وباعتبارات آخر ومشاهدات كثيرة بعضها أشدّ كثرة من بعض. ومثال الإنسان وإن كان لا يطابق الغرض، ولكنّه ينبّه بالجملة على كيفيّة مصير الكثرة في حكم المشاهدة واحداً.

ونستفيد بهذا الكلام ترك الإنكار والجحود لمقام لا تبلغه وتؤمن به إيمان تصديق، فيكون لك من حيث إنّك مؤمن بهذا التصديق‌ نصيب، وإن لم يكن ما آمنت به صفتك‌.

وهذه المشاهدات التي لا يظهر فيها إلّاالواحد الحقّ تارة تدوم وتارة تطرأ كالبرق الخاطف‌ وهو أكثر والدوام نادر عزيز.

پانویس

۱. السورة: ما طال من البناء إلى جهة السماء.

۲. استهتر فلان: اتبع هواه فلا يبالى بما يفعل؛ واستهتر الرجل بكذا: صار مستهتراً به، أي مولعاً به لا يتحدّث‌بغيره ولا يفعل غيره.