عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما

شیوه زندگی انبیا و اولیاء در کلام ابن فهد حلی

انتشار: شنبه ۱۴ رمضان ۱۴۳۵- بروزرسانی: شنبه ۲۱ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶
نویسنده: ابن فهد حلی
منبع: عدة الداعی و نجاح الساعی ترجمه حسین غفاری ساروی (آیین بندگی و نیایش) ، ص 196 تا 208
فهرست
  • ↓۱- درسهاى سودمند از شيوه زندگى انبيا و اوليا
  • ↓۲- پانویس

درسهاى سودمند از شيوه زندگى انبيا و اوليا

نظر كردن به شيوه زندگانى آن بزرگان، درسهاى عملى بسيار سودمندى دارد كه ذيلا مى‌آيد:

۱- حضرت موسى (ع)

كسى كه خداوند متعال او را از ميان خلايق براى تكلّم با خود برگزيد، آنقدر لاغر بود كه آثار سبزى خوردن از پوست شكمش هويدا بود. وقتى از مصر به طرف شهر «مدين» خارج شد، پس از مدتى سبزى خوردن، از خداوند متعال، تقاضاى نان كرد كه قرآن كريم از قول آن حضرت مى‌فرمايد:

- رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ .[۱]

«پروردگارا! من به خيرى كه تو نازل فرمايى، محتاجم».

در روايت آمده است كه:

«روزى حضرت موسى- عليه السّلام- عرضه داشت: پروردگارا! من گرسنه‌ام، خداوند متعال پاسخ داد: من خبر دارم كه تو گرسنه‌اى. گفت: پروردگارا! براى من غذايى برسان، فرمود: هر وقت كه خواسته باشم».

و از جمله چيزهايى كه براى آن حضرت وحى شد اين بود كه:

«يا موسى، الفقير من ليس له مثلى كفيل، و المريض من ليس له مثلى‌ طبيب، و الغريب من ليس له مثلى مونس- و يروى حبيب- يا موسى، ارض بكسيرة من شعير تسدّ بها جوعتك، و بخرقة توارى بها عورتك، و اصبر على المصائب، و اذا رأيت الدّنيا مقبلة عليك فقل: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ عقوبة قد عجّلت في الدّنيا و اذا رأيت الدّنيا مدبرة عنك فقل: مرحبا بشعار الصّالحين. يا موسى، لا تعجبن بما اوتى فرعون و ما تمتّع به فانّما هى زهرة الحيوة الدّنيا»

«اى موسى! فقير، كسى است كه كفيلى چون من ندارد. مريض، آن است كه مانند من طبيب ندارد. غريب، فردى است كه مثل من مونس ندارد- در روايتى آمده: مثل من دوست ندارد- اى موسى! به پاره‌اى از نان جو كه از تو رفع گرسنگى كند و خرقه‌اى كه خود را بدان بپوشانى، راضى باش. در مصيبتها صبر كن، وقتى ديدى دنيا به سويت روى مى‌آورد، بگو: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، اين عقوبتى است كه جلو افتاده و در دنيا به ما رسيده است. و اگر ديدى دنيا پشت نموده، بگو: مرحبا! به شعار صالحين.

اى موسى! تعجب نكن از آنچه به فرعون داده شده، نعمتهايى كه او از آنها بهره مى‌گيرد، همه زيبائى زندگانى دنياست».

۲- حضرت عيسى (ع)

سخن هميشگى آن روح خدا اين بود كه:

«خادمى يداى، و دابّتى رجلاى، و فراشى الارض، و وسادى الحجر، و دفئى في الشّتاء مشارق الارض، و سراجى بالليل القمر، و ادامى الجوع و شعارى الخوف، و لباسى الصّوف، و فاكهتى و ريحانى ما انبتت الارض للوحوش و الانعام، ابيت و ليس لى شي‌ء و اصبح و ليس لى شي‌ء، و ليس على وجه الارض احد اغنى منّى‌».

«خدمتکار من، دو دست من است و مركبم دو پاى من. فرشم زمين است و بالشم از سنگ. گرما بخش من در زمستان، زمينهايى است كه در آن آفتاب تابيده‌ باشد. چراغ من در شب، مهتاب است و خورشت غذاى من، گرسنگى مى‌باشد پيراهن من ترس از پروردگار و لباسم پشمينه، ميوه و ريحان من آن علفهايى است كه زمين براى چهار پايان و وحوش مى‌روياند. روزها شب مى‌شود و شبهايم به صبح مى‌رسد در حالى كه مالك چيزى نيستم با اين وصف در روى زمين كسى غنى‌تر از من وجود ندارد».

۳- حضرت نوح (ع)

پيرترين پيامبر بود و عمر زيادى كرد كه در بعضى از روايات تا دو هزار و پانصد سال هم نقل شده است، با اين حال در دنيا خانه‌اى براى خود نساخت، صبح كه مى‌شد مى‌گفت:

«لا امسى ،روز را به شب نمى‌رسانم.»

و شب كه مى‌شد مى‌گفت:

«لا اصبح، يعنى: شب را به صبح نمى‌برم».

البته رسول خاتم حضرت محمد بن عبد اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- نيز همين طور بود، يعنى در مدت حياتش، خشتى بر خشتى ننهاد، روزى ديد يكى از يارانش خانه‌اى با گچ و آجر مى‌سازد، به او فرمود:

«الامر اعجل من هذا»

«مرگ قبل از خراب شدن اين خانه، خواهد رسيد».

۴- حضرت ابراهيم (ع)

آن پدر پيامبران، لباسش از پشم بود و غذايش از جو.

۵- حضرت يحيى بن زكريا (ع)

لباسش از ليف خرما بود و غذايش از برگ درختان.

۶- حضرت سليمان (ع)

با اينكه آن حكومت فوق العاده را داشت، لباسش پشمينه بود هنگام شب، دستهاى خود را به گردنش مى‌بست و تا صبح در حالت ايستاده (از خوف الهى و شوق به لقايش) اشك مى‌ريخت. غذاى آن حضرت از راه بافتن زنبيل با دستان مبارك خودش، تأمين مى‌گرديد.

۷- حضرت محمّد (ص)

احوال آن حضرت، مشهور و معروف است كه چه مى‌خورد و چه مى‌پوشيد.

روايت شده است كه روزى گرسنگى برايشان عارض شد، پاره سنگى برداشته بر شكم نهاد و فرمود:

«الا ربّ مكرم لنفسه و هو لها مهين، الا ربّ مهين لنفسه و هو لها مكرم»

«چه بسا افرادى كه نفس خود را احترام مى‌كنند ولى در واقع به او اهانت كرده‌اند و چه بسا كسانى كه به نفس اهانت مى‌كنند ولى در واقع او را احترام نموده‌اند».

«الا ربّ نفس جائعة عارية في الدّنيا، طاعمة في الآخرة، ناعمة يوم القيامة. الا ربّ نفس كاسية ناعمة في الدّنيا، جائعة عارية يوم القيامة»

«بسا افرادى كه در دنيا گرسنه و برهنه‌اند ولى در آخرت متنعم و بسا افرادى كه در دنيا متنعم‌اند و در آخرت گرسنه و برهنه».

«الا ربّ متخوّض متنعّم فيما افاء اللَّه على رسوله ما له في الآخرة من خلاق».

«چه بسا افرادى كه در داده‌هاى خدا با رسولش، غرق هستند ولى در آخرت برايشان بهره‌اى نيست».

«الا انّ عمل اهل الجنّة خزنة بربوة، الا انّ عمل اهل النّار سهلة بسهوة»

«آگاه باشيد كه عمل اهل بهشت چون كوه سخت است و عمل اهل جهنم چون زمين پست و نرم».

«الا ربّ شهوة ساعة اورثت حزنا طويلا يوم القيامة»

«چه بسا شهوت و لذت يك لحظه‌اى كه موجب حزن و اندوه طولانى در قيامت گردد».

۸- حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع)

احوال آن بزرگوار آشكارتر است از اينكه بخواهيم بيان كنيم.

«سويد بن غفله» گويد: پس از آنكه مردم با على- عليه السّلام- براى خلافت بيعت كردند، بر آن جناب وارد شدم، ديدم حضرت بر حصير كوچكى نشسته در حالى كه در اطاقش غير از آن، چيز ديگرى نبود، عرض كردم:

اى امير المؤمنين! اكنون بيت المال در دست توست و در خانه هم چيزى كه بدان احتياج دارى نيست (پس چرا از بيت المال رفع احتياج نمى‌كنى؟)

فرمود:

«يا ابن غفلة، انّ اللبيب لا يتأثّث في دار النّقلة و لنا دار امن قد نقلنا اليها خير متاعنا و انّا عن قليل اليها صائرون‌».

«اى پسر غفله! فرد خردمند هرگز در خانه‌اى كه بايد از آنجا كوچ كند اثاث بسيار ترتيب نمى‌دهد، براى ما خانه امنى است كه بهترين متاع و كالاى خود را به آنجا فرستاديم و بزودى خود نيز بدان محل خواهيم رفت».

هر گاه وجود مقدس امير المؤمنين- عليه السّلام- مى‌خواست جامه‌اى تهيّه كند، به بازار مى‌رفت و دو لباس مى‌خريد، بهتر را به «قنبر» مى‌داد و آن ديگرى را خود مى‌پوشيد، آنگاه نزد خیاط آمده مى‌فرمود:

«خذه بقدومك و يقول هذه تخرج في مصلحة اخرى‌».

«