کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > تصویری از سفر چهارم صدر المتالهین

تصویری از سفر چهارم صدر المتالهین

انتشار: پنج‌شنبه ۲۴ شوال ۱۴۳۵

نویسنده: آیت الله جوادی آملی

منبع: رحیق مختوم صفحه ۴۵ تا ۴۹


فهرست
  • ↓۱- تصويری از سفر چهارم صدرالمتألهين
  • ↓۲- پانویس

تصويری از سفر چهارم صدرالمتألهين

۱ ـ پنجمين مرحله حيات معقول صدرالمتألهين همان دوران سپري نمودن سفر چهارم آن حكيم متأله مي باشد كه به تأليف و تدريس اشتغال يافت ليكن در صحابت حق، زيرا مصداق بارز (وجعلنا له نوراً يمشي به في الناس) [۱] شد.

در اين مرحله آنچه را بطور اجمال يافته بود به نحو تفصيل شكوفا كرد، و اگر تفاوتي در طيّ دوره اين سفر پديد آمده باشد، چيزي نيست كه بتوان آن را در طول مراحل ديگر قرار داد، زيرا مراتب طولي با سفر چهارم به پايان مي رسد، گرچه اجزاء يك مرحله نسبت به يكديگر امتيازي خواهند داشت.

گرچه كتابهائي كه از آن حكيم بزرگ بجا مانده است، يكسان نيست؛ زيرا بعضي از آنها به سبك حكمت مشّاء تدوين شده است، همانند تعليقات بر شفا و شرح هداية، ليكن در همان كتابها هم تلويحاً به مباني خاص خود اشاره مي كند؛ حتي در شرح هدايه [۲] كه ظاهراً قبل از بسياري از كتابهاي ديگر نوشته شده است و همچنين در كتاب مبدأ و معاد كه ظاهراً قبل از سائر كتابهاي معروف نوشته شده زيرا در آن تصريح به چهل سالگي خودش مي كند [۳] به برهان عميق اتحاد عاقل و معقول اشاره مي كند كه در سن پنجاه و هشت سالگي بر وي افاضه شده [۴] و ادراك آن گذشته از نيل به فطرت دوم و ميلاد ثاني، مستدعي فطرت سوم مي باشد.

از اين رهگذر مي توان گفت صِرفِ نام بردن كتابي در اثناء تأليف كتاب ديگر، اماره قطعي بر تقدّم زمان تأليف آن نامبرده شده نيست، زيرا افزايش يا كاهش بعد از تأليف، محتمل است.

به عنوان مثال، در شرح هدايه مي گويد:

«ولبعض الفقراء ... مندوحة ... حيث حقّق وقرّر في كتبه ...» [۵].

يعني من اين مطلب را در كتابهاي خود تحقيق و تقرير نمودم.


۲ ـ به هر تقدير آنچه از نوشته هاي صدرالمتألهين در طيّ دوران اخير عمر پربركتش بر مي آيد اين است كه به مقاطع اين دوره در چند كتابش اشاره می‌كند:


الف ـ دوران چهل سالگي كه در مبدأ و معاد آمده است [۳].

ب ـ دوران چهل و اند سالگي كه در تفسير آية الكرسي آمده است [۷] :

«وإنّي ما رأيت في مدة عمري هذا وقد بلغ سِنُوه إلي نيف وأربعين من عنده خبر من علم الآخرة علي وجه يطابق القرآن والحديث».

ج ـ دوران پنجاه سالگي كه در مفاتيح الغيب در حالي كه به شصت سالگي رسيده بود از آن نام مي برد:

«وقد أدركنا قبل هذا بعشر سنين وقد بلغ سنّي خمسين» [۸] .

د ـ دوران پنجاه و هشت سالگي كه تاريخ افاضه برهان اتحاد عاقل و معقول مي باشد:

تاريخ هذه الإفاضة كان ضحوة يوم الجمعة سابع جمادي الأولي لعام سبع وثلاثين بعد الألف من الهجرة وقد مضي من عمر المؤلّف ثمان وخمسون سنةً قمرية، منه (رحمه الله) [۹] .

ه ـ دوران شصت سالگي كه قبلاً از مفاتيح الغيب نقل شد [۱۰].

و ـ دوران شصت و پنج سالگي كه در شرح حديث هفتم از باب «الكون و المكان» اصول كافي راجع به دوام فيض و عدم انقطاع آن در عين حدوث زماني عالم چنين مي گويد:

«... لم أر في مدة عمري وقد بلغ خمساً وستّين، علي وجه الأرض من كان عنده خبر عنه» [۱۱].

۳ ـ مهم ترين كتاب صدرالمتألهين همانا اسفار است كه آن را ظاهراً همزمان با تأليف سائر كتابها تدوين كرده و دوران تنظيم آن را با مدت عمر شريف خود سپري نموده است. چند چيز مي تواند شاهد اين دعوي باشد:

الف ـ نام بردن هاي متقابل؛ اينكه در اسفار نام آن كتاب ها را مي برد و در آن كتابها نيز نام اسفار به ميان مي آيد، مثلاً در مقدمه مبدأ و معاد [۱۲] نام اسفار برده مي شود و در اسفار [۱۳] چنين مي گويد:

«وتمام هذا البحث يطلب من كتابنا المسمّي بالمبدأ و المعاد».

و در تعليقات بر حكمة الإشراق [۱۴] مي گويد:

«وتمام هذا التحقيق يطلب في الأسفار الأربعة».

و در اسفار [۱۵] مي گويد:

«قد ذكرنا في تعاليقنا علي حكمة الإشراق ...».

ب ـ مقداري از اسفار در زمان حيات محقّق داماد (قدس سره) نوشته شده، زيرا تعبير صدرالمتألهين (قدس سره) از استادش چنين است:

«وجمهور المتأخرين سلكوا هذا المنهج زاعمين أنه منهج الحكمة إلاّ مولانا و سيّدنا الاستاذ دام ظلّه العالي» [۱۶] . با اينكه برهان اتحاد عاقل و معقول كه در پنجاه و هشت سالگي بر وي افاضه شده در اسفار آمده است [۱۷].

ج ـ آنچه در سن شصت سالگي در باره جمع بين دوام فيض و حدوث زماني عالم طبيعت فرموده و در شرح اصول كافي تدوين كرده اند، در اسفار نيز آمده است. خلاصه آنكه در اسفار نام از مفاتيح الغيب برده مي شود [۱۸] ، با آن كه آن كتاب از نوشتارهاي نهائي آن بزرگ حكيم محسوب مي گردد.

پانویس

۱. سوره انعام: آيه۱۲۲.

۲. شرح هدايه: ص ۲۹۲ ۲۸۵ و ... رحيق مختوم جلد ۱-۱صفحه ۴۶

۳. مبدأ و معاد: ص۱۹۸.

۴. حاشيه مشاعر: ص ۷۷، ط سنگي.

۵. شرح هدايه: ص۲۸۵.

۶. مبدأ و معاد: ص۱۹۸.

۷. تفسير آية الكرسي: ص۵۹. رحيق مختوم جلد ۱-۱صفحه ۴۷

۸. مفاتيح الغيب، ص ۴۹۲.

۹. حاشيه مشاعر، ط سنگي، ص ۷۷.

۱۰. مفاتيح الغيب: ص۴۹۲.

۱۱. شرح اصول كافي: ص ۲۴۳، ط رحلي.

۱۲. مقدمه مبدأ و معاد: ص۶. رحيق مختوم جلد ۱-۱صفحه ۴۸

۱۳. اسفار: ج۶، ص۴۷.

۱۴. تعليقات بر حكمة الإشراق: ص ۴۱.

۱۵. اسفار: ج۸، ص۳۵۳.

۱۶. اسفار: ج ۳، ص ۲۷.

۱۷. اسفار: ج۳، ص۳۱۲ ۳۳۵.

۱۸. اسفار: ج۹، ص۳۰۱.