عرفان و حکمت
عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت
تبیین عقلی و نقلی عرفان و حکمت و پاسخ به شبهات
صفحه‌اصلیدانشنامهمقالاتپرسش پاسختماس با ما
تلگرام

زندگی

انتشار: شنبه ۱۹ رجب ۱۴۴۱

«وَ مَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» [۱] «و این زندگانی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و همانا حیات واقعی عالم آخرتاست؛ ای کاش می دانستند.»

موجود زنده به موجودی می گویند که آثاری که از آن توقع می رود را داشته باشد. گیاه زنده باید آثار گیاه را داشته باشد، لازم نیست مثل حیوانات حرکت بکند. حیوان زنده باید آثار حیوانات را داشته و نیازی نیست آثار انسان را داشته باشد. انسان زنده نیز آن موجودی است که آثار انسان را داشته باشد.

از نظر قرآنکریم حقیقت انسان صرفا به راه رفتن و فکر کردن های دنیوی نیست؛ بلکه حقیقت انسان یک چیزی فراتر از این هاست؛ حقیقت انسان ارتباط خاص با خدا، تعلق به او و آن جهات معنوی خاص است. لذا در روایات یک روح الحیاة و روح الشهوة داریم و یک روح الإیمان که مومن روح الإیمان دارد و کافر از آن بی بهره است. روح ایمان برای خودش یک روحی است که موجب یک نوع حیات خاصی می شود. شاهد بر این که روح الإیمان واقعا یک نوع حیات است این است که خداوند متعال می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» [۲] «هر کس از مرد و زن عمل صالحی انجام دهد در حالی که مومن باشد، قطعا او را با زندگانی پاکیزه ای حیات می بخشیم.».

پس حیات می تواند مراتب داشته باشد. به یک معنا مسلما همۀ ما در دنیا هم حیات داریم. دنیا مردۀ مرده نیست. دنیا برای خودش مرتبه ای از زندگانی و حیات را دارد. اما به یک معنای دیگری، عالم دنیا، عالم لهو و لعب و پوچی هست، عالم آخرت است که عالم حیات است. یعنی اگر انسان آن زندگی را ببیند و بچشد، بودن در دنیا را یک امر پوچ تلقی می کند. این قدر عالم دنیا نسبت به عالم آخرت آثار وجودی اش ضعیف است و تنگ و تاریک است که وقتی این جا را با آن جا می سنجند، در مقایسه می گوید این جا مرده است و آن آثار حیاتی را ندارد.

فهرست

پانویس

۱. {سورۀ۲۹: العنکبوت، آیۀ۶۴}

۲. {سورۀ۱۶: النحل، آیۀ۱۶}