سور مسبحات به سوره هایی گفته می شود که با سَبَّحَ، یُسَبِّحُ و مانند آن شروع شده باشد مانند سوره «حشر»، «حدید»، «صف»، و «جمعه»، و «تغابن». برخی سوره «اسراء» را که با سُبْحَانَ شروع می شود نیز جزء سور مسبحات دانستند و مرحوم آیت الله قاضی بر خلاف علامه طباطبایی سوره «اعلی» که با سَبِّحْ آغاز می شود را نیز جزء این سور می دانستند.
شیخ کلینی ره از جابر از امام باقر علیهالسّلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند: مَن قَرَأَ المُسَبِّحاتِ کُلَّها قَبلَ أنیَنامَ لَمیَمُتْ حَتّی یُدرِکَ القآئِمَ و إن ماتَ کانَ فی جِوارِ مُحَمَّدٍ النَّبیِّ صَلّیاللهُعلَیهِوءَالِهوسَلَّمَ. (الکافی، ج۲، ص۶۲۰)
در تعداد سوَر مُسَبِّحات اختلاف است. برخی آن را هفت سوره میدانند؛ یعنی هر سورهای که با سَبَّحَ، یُسَبِّحُ، سَبِّحْ و سُبْحَانَ شروع شود که شامل سورههای: الإسرآء، الحدید، الحشر، الصّفّ، الجمُعة، التّغابن و الأعلی میشود.
نظر بعضی از علما آناستکه مسبّحات شش سوره است و سوره الإسرآء جزء این سور نیست. برخی نیز آنها را پنج سوره دانسته و سوره الأعلی را جزء مسبّحات نمیشمارند.
مرحوم علاّمه طهرانی از مرحوم علاّمه طباطبائی رضواناللهعلیهما نقل میکنند که: سورههای مسبّحات که با یُسَبِّحُ و سَبَّحَ شروع میشود پنج عدد است: سوره حَدید، حشر، صفّ، جمُعة و تغابن. و سوره أعلی که با سَبِّحْ به فعل امر شروع میشود، جزء مسبّحات نیست، گرچه در روایتی وارد شده است ولیکن در روایت معتبره، مسبّحات را همان پنج سوره تعیین کرده است.
و در روایت است که رسول الله صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم این پنج سوره را هر شب قبل از خواب میخواندند.
و از سبب قرائت این سورهها از آن حضرت سؤل کردند، حضرت در جواب فرمودند: در هریک از این سورهها آیهای است که بهمنزله هزار آیه از قرآن است. (مهرتابان، ص۱۵۷)
مرحوم آیةالله حسنزاده آملی نیز آوردهاند که: مرحوم استاد علاّمه طباطبائی فرمودند که: مرحوم قاضی (استاد آن جناب، عارف عظیم و سالک مستقیم حضرت آیهالله حاج سیّد علی قاضی تبریزی) اوّل دستوری که میدادند ذکر یونسی بود (لاَ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَنَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّلِمِینَ. الأنبیآء، ۸۸) که در مدّت یک سال در وقت خاص به حالت سجده [چهارصد] بار خوانده شود. و دیگر مسبّحات است که هر شب تلاوت شود. فرمودند: ولی در خبر مسبّحات خمس است که سوره أعلی را ندارد و ما این حدیث را به مرحوم قاضی عرضه داشتیم و ایشان با وجود این، سخت مُصر بودند که مسبّحات است قرائت شود، زیرا خودش هم چیزهائی میدانست که از اساتید سینه به سینه أخذ کرده بود. (هزارویکنکته، ص۶۰۵، نکته ۷۵۴)