کانال تلگرام عرفان و حکمت
عرفان وحکمت
در پرتو قرآن وعترت
مقاله
  • مقاله

    بخش مقالات و یادداشتها دربرگیرنده نوشته‌های علمی‌ای است که شرائط درج در بخش دانشنامه را ندارد.
    مقاله متنی علمی است که نسبة طولانی و دارای ارجاعات و تحقیق باشد.
    یادداشت یا فیش متن علمی کوتاهی است که می‌تواند در دراز مدت تأمین کننده محتوای یک مقاله باشد.
  • دانشنامه

    دانشنامه، به ارائه مباحث علمی کلی و جامع مربوط به یک مدخل می‌پردازد.
    منظور از مدخل در اینجا یک اصطلاح (مانند: توحید افعالی، اعیان ثابته و...) یا اسم خاص (کتاب، شخصیت و ...) یا موضوع خاص (مانند: ادله وحدت وجود، تاریخ فلسفه، ...) است که به طور طبیعی در فضای مجازی مورد جستجو قرار می‌گیرد.
    در ذیل مدخل‌ها می‌توانید به فهرست مقالات، یادداشتها و پرسش و پاسخهای مرتبط با آن موضوع نیز دست پیدا کنید. بخشی از محتوای مدخل‌ها برگرفته‌ای از یک متن دیگر است که می‌توانیداز طریق عنوان «متن اصلی» به آن مراجعه کنید.
عرفان و حکمت > مقاله > وحدت وجود در بیان حضرت علامه طهرانی قدس سره (9)

وحدت وجود در بیان حضرت علامه طهرانی قدس سره (9)

انتشار: یکشنبه ۱۱ رجب ۱۴۳۵ - بروزرسانی: دوشنبه ۹ جمادی‌الثانیه ۱۴۳۶
نویسنده: علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
منبع: الله شناسی ، جلد اول، ص 231-233

در اين ابيات، شيخ بهایی ديدار حضرت حقّ را در بيدارى و حال مكاشفه روحانى بيان مى‌كند، آنجا كه مى‌گويد: بدون حجاب و پرده نقاب بر من وارد شد در حاليكه كاكل مشكين خودش را بر روى دوش و شانه هايش افكنده بود. زیرا ...

اشعار شیخ بهائی در مشاهده کثرت در وحدت

شيخ بهاء الدّين عاملى (قدّه) در اشعار دلپذير خود، قصائدى دارد كه دلالت برحالات و مكاشفات خود مى‌كند. و از جمله قصيده ايست كه در آن به زيارت حضرت حقّ سبحانه و تعالى در مقام واحديّت موفّق مى‌آيد. اين قصيده شيوا با ابيات‌:

أيُّها اللاهى عَنِ الْعَهْدِ الْقَديمْأيُّها السّاهى عَنِ النَّهْجِ الْقَويمْ‌
اسْتَمِعْ ماذا يَقولُ الْعَنْدَليبْحَيْثُ يَرْوى مِنْ أحاديث الْحَبيبْ‌
مرحبا اى بلبل دستان حىّكآمده از جانب بستان حىّ‌
ما يُريدُ الْحَىُّ أخْبِرْنى بِماقالَهُ فى حَقِّنا أهْلُ الْحِمَى‌
هَلْ رَضوا عَنّا وَ قالوا لِلْوَفاأمْ عَلَى الْهِجْرِ اسْتَمَرّوا وَ الْجَفا
مرحبا اى پيك فرّخ فال مامرحبا اى مايه اقبال

شروع مي شود و بر همين نهج ادامه ميدهد تا ميرسد به اينجا كه مي گويد:

ياد ايّامى كه با ما داشتىگاه خشم از ناز و گاهى آشتى‌
اى خوش آن دوران كه گاهى از كرمدر ره مهر و وفا ميزد قدم‌
شب كه بودم با هزاران گونه دردسر به زانوى غمش بنهاده فرد
جان به لب از حسرت گفتار اودل پر از نوميدى ديدار او
فتنه ايّام و آشوب زمانخانه سوز صد چو من بى خانمان‌
از درم ناگه درآمد بى حجابلب گزان از رخ برافكنده نقاب‌
كاكُل مُشكين به دوش انداختهوز نگاهى كار عالم ساخته‌
گفت: اى شيدا دل محزون منوى بلاكش، عاشق مفتون من‌
كَيْفَ حالُ الْقَلْبِ فى نَارِ الْفِراقْ؟گفتمش: وَ اللهِ حالى لا يُطاقْ‌
يك زمان بنشست بر بالين منرفت و با خود برد عقل و دين من‌
گفتمش: كى بينمت اى خوش خرام؟گفت: نِصْفَ اللَيْلِ لَكِنْ فى الْمَنامْ[۱]

در اين ابيات، شيخ أعلى الله مقامه ديدار حضرت حقّ را در بيدارى و حال مكاشفه روحانى بيان مى‌كند، آنجا كه مى‌گويد: بدون حجاب و پرده نقاب بر من وارد شد در حاليكه كاكل مشكين خودش را بر روى دوش و شانه هايش افكنده بود. زيرا در اصطلاح اهل دل و عارفان ذوى المقدار، رخ و رخساره عبارت است از تجلّى نور وحدت و جمال حقّ، و گيسوان و كاكل عبارت است از تجلّى كثرات و مخلوقات داراى ماهيّت. و بنابراين، آمدن حقّ متعال با رخسار بدون حجاب و با گيسوان افكنده كنايه از مقام وحدت در كثرت است. اين همان حضرت حقّ است با ملاحظه وحدانيّت خود در حاليكه با كثرات ناشى از وجود خود معاً با هم مشاهده گرديده است. و به عبارت ديگر مشاهده وحدت حقّ به تمام معنى الكلمه مى‌باشد كه‌ تجلّى حقّ در اسم واحديّت خودضباست. و معنى و مفاد «وحدت وجود» كه در السنه عارفان شايع است همين است.

پانویس

۱. كتاب «نان و حلوا» ص ۲ و ۳،

مربوط به دسته های: وحدت وجود و علامه طهرانی -